دیوار حائل یکی از سازههای حیاتی در مهندسی عمران است که به منظور کنترل و مدیریت فشارهای جانبی خاک و دیگر بارهای وارده طراحی و اجرا میشود. این دیوارها به ویژه در مناطقی که تغییرات ارتفاعی زمین وجود دارد، به کار میروند و به عنوان یک راهکار مؤثر برای جلوگیری از ریزش زمین و حفظ ثبات ساختارهای مجاور عمل میکنند. در ساخت و سازهای متداول احداث طبقاتی پایین تر از تراز پایه، به عنوان زیر زمین امری رایج می باشد که این سازه ها همیشه همراه با احداث دیوار حائل بتنی در زیر زمین ها هستند اما تفاوت دیوار حائل با دیوار برشی در چیست؟ تقسیم بندی و طراحی دیوار حائل به جه صورتی هست؟
⌛ آخرین بهروزرسانی: 18 شهریور 1404
📕 تغییرات بهروزرسانی: تکمیل تر شدن مقاله
در این مقاله چه میآموزیم؟
- 1. مقدمه
- 2. سازه های نگهبان
- 1.2. انواع دیوارهای حائل
- 2.2. پایداری دیوارهای حائل
- 3.2. روش های طراحی دیوار حائل در مبحث هفتم
- 1.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای صلب در روش تنش مجاز
- 2.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای انعطاف پذیر سپری در روش تنش مجاز
- 3.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای خاک مسلح در روش تنش مجاز
- 4.3.2. ضرایب کاهش مقاومت در دیوارهای صلب در روش ضرایب بار و مقاومت
- 5.3.2. ضرایب نیروی مقاوم در دیوارهای انعطاف پذیر
- 6.3.2. ضرایب کاهش نیروی مقاوم در خاکریزها و شیروانی ها
- 7.3.2. ضرایب کاهش نیروی مقاوم در دیوارهای خاک مسلح
- 4.2. حالت های حدی دیوارهای حائل بر اساس مبحث هفتم
- 5.2. تفاوت دیوار حائل بتنآرمه با دیوار برشی
- 3. لزوم استفاده از دیوار حائل
- 4. بارهای وارد بر دیوار حائل
- 5. محاسبه بارهای وارد بر دیوار حائل جهت اعمال در نرمافزار
- 6. طراحی دیوار حائل در ایتبس
- 1.6. تعریف و ترسیم دیوارهای حائل
- 2.6. مش بندی دیوار حائل
- 3.6. اختصاص تکیهگاه گیردار بهپای دیوار حائل
- 4.6. نامگذاری دیوار حائل
- 5.6. تعیین ضریب ترکخوردگی دیوار حائل
- 6.6. تعریف بارهای وارده و ترکیبات بارهای طراحی دیوار حائل
- 7.6. اعمال بارهای طراحی دیوار حائل در ایتبس
- 8.6. ضوابط و محدودیتهای آییننامهای در طراحی دیوارهای حائل
- 9.6. طراحی آرماتورهای قائم دیوارهای حائل در نرمافزار
- 10.6. طراحی آرماتورهای افقی دیوار حائل در نرمافزار
- 7. پرسش و پاسخ
- 8. وبینار مؤسسه سبز سازه
- 9. نتیجه گیری
- 10. منابع
1. مقدمه
با توجه به رشد سریع شهرنشینی و توسعه زیرساختها، نیاز به دیوارهای حائل در پروژههای عمرانی روز به روز افزایش یافته است. این دیوارها نه تنها در ساختمانهای مسکونی بلکه در پروژههای بزرگتری مانند پلها، بزرگراهها و تونلها نیز مورد استفاده قرار میگیرند. از آنجا که دیوارهای حائل میتوانند به طور مؤثری فشار خاک را تحمل کنند، در حفظ ایمنی و پایداری سازههای مجاور نقش بسزایی دارند.
دیوار حائل به عنوان یک عنصر کلیدی در مدیریت آبهای سطحی نیز عمل میکند. با کنترل جریان آب و جلوگیری از نفوذ آن به خاک، این سازهها میتوانند از فرسایش و آسیب به محیط زیست جلوگیری کنند. تاریخ استفاده از دیوارهای حائل به دوران باستان بازمیگردد. در بسیاری از تمدنهای قدیمی، از جمله روم باستان، این نوع سازهها برای جلوگیری از ریزش زمین و ایجاد فضاهای قابل استفاده در شیبهای تند به کار میرفتند. با پیشرفت فناوری و علم مهندسی، طراحی و ساخت دیوارهای حائل نیز دچار تحولاتی شد. امروزه، با استفاده از نرمافزارهای پیشرفته شبیهسازی و تحلیل، مهندسان قادرند تا سازههایی با کارایی بالا و ایمنی بیشتر طراحی کنند.
همان طور که اشاره شد، برای ساخت یک سازه جدید ابتدا نیاز به مهمترین و حساسترین مرحله در احداث آن داریم که اندکی بیتوجهی در این زمینه میتواند فاجعه آفرین باشد. گودبرداری در واقع یکی از فعالیتهای عمرانی است که با اهداف مختلفی مانند تخریب یک سازه فرسوده، حفاظت از فونداسیونها در برابر یخبندان، احداث کانالها، مخازن زیر زمینی و احداث پارکینگ انجام میشود. گودبرداری با روشهای مختلفی انجام میشود. از بیل مکانیکی گرفته تا روش تاپ دان که اگر به صورت غیر اصولی و سازه نگهبان انجام شود امکان خسارت بالا میرود.
گودبرداری در حالت کلی به دو نوع گودبرداری حفاظت نشده یا مهار بندی نشده و حفاظت شده یا مهار بندی شده تقسیم میشود که در نوع حفاظت نشده یا مهاربندی نشده در کلیه شرایط دوران عملکردی، پایداری و تغییر شکل مجاز در آن بدون هیچگونه حفاظتی تامین شده باشد. در حالت حفاظت شده یا مهاربندی شده نیز در کلیه شرایط دوران عملکرد، پایداری و تغییر شکل مجاز با دو مکانیزم استفاده از بسیج نیروهای داخلی خاک و عناصر مسلح کننده و استفاده از سازه نگهبان تامین می شود.

گودها براساس گروه بندی دائمی یا موقت هستند و بارگذاری و جزئیات روش ها و مشخصات مصالح باید منطبق با شرایط پایدارسازی موقت یا دائم در نظر گرفته شود.

الزمات و تمهیدات مبحث هفتم برای گودبرداری های کمتر از 20 متر است، در صورت ضرورت احداث گودهای عمیق تر لازم است تمهیدات بند 7-3-3-1 رعایت شود.

به منظور پایدارسازی گودها باید از روش هایی نظیر، ایجاد شیب پایدار، میخ گذاری یا اجرای میل مهار، دیوارهای مهار شده با تیرک از جلو، دیوارهای مهارشده با میل مهار از پشت، استفاده از سیستم های نگهبان خرپایی، استفاده از سیستم شمع ها و دیوارک های طرهای و استفاده از سیستم شمع های به هم پیوسته با یا بدون مهار استفاده شود.

شکل 1: فلوچارت تقسیم بندی روش های پایدار سازی گودها
نکته: بر اثر گودبرداری تغییر مکان هایی نظیر برآمدگی و تورم کف گود، ناپایداری دیواره گود و نشست زمین در نواحی نزدیک گود ممکن است به وجود بیاید.

از آنجایی که در این مقاله به موضوع طراحی دیوار حائل خواهیم پرداخت، بنابراین توجه به اهمیت پایداری گودها به منظور طراحی، اجرا و نظارت آن و به دلیل مرتبط بودن و پیش نیاز بودن این موضوع به طراحی دیوار حائل، توصیه می شود برای مطالعه بیشتر ، به مقاله های مراحل گودبرداری ساختمان و بررسی 10 روش اجرای سازه نگهبان در گودبرداری مراجعه شود. در شکل 2 چند تا تصویر از ریزش گود برداری غیر اصولی آورده شده است. در جدول 1 به مسئولیت های افراد و نهادهای مرتبط در گودبرداری غیر اصولی اشاره شده است.

شکل 2: ریزش در گودبرداری های غیر اصولی

جدول 1: جدول مسئولیت های افراد و نهادهای مرتبط در گودبرداری
2. سازه های نگهبان
همان طور که در بخش قبلی اشاره شد یکی از روش های پایدار سازی گود استفاده از سازه های نگهبان می باشد. بر اساس مبحث هفتم مقررات ملی ساختمان (1400) سازه های نگهبان از نظر عملکرد و طراحی به دو دسته دیوارهای صلب و انعطاف پذیر تقسیم می شوند.

شکل 3: فلوچارت طبقه بندی دیوار حائل
1.2. انواع دیوارهای حائل
1.1.2. دیوارهای حائل صلب
دیوارهایی که در آن ها بر اثر فشار جانبی خاک، حرکت صلب جابجایی یا چرخش اتفاق می افتد.
2.1.2. دیوارهای حائل وزنی ( بنایی و بتنی)
هندسه این دیوارها به گونه ای انتخاب می گردد کـه برآینـد نیروهـای وارد بـر آن (شـامل وزن و نیروهـای جانبی) در هسته ی قاعده و یا مقاطع افقی آن قرار گیرد. هرچند در شرایطی، تنش کششـی محـدودی در مقـاطع افقـی دیوار و یا ایجاد منطقه ی بدون فشار در قاعده دیوار، مجاز است.

شکل 4: دیوار حائل وزنی

شکل 5: دیوارهای حائل صلب، دیوارهای حائل وزنی
3.1.2. دیوارهای حائل غیروزنی (طره ای و پشت بندار و … )
دیوار حائل طره ای، از دیوار و شالوده ی بتن مسلح تشـکیل شـده کـه شـکل هندسـی مقطـع آن شبیه به T وارونه است. مقطع دیوار و شالوده برای مقابلـه بـا نیـروی برشـی و لنگـر خمشـی ناشـی از بارهـا و فشـارهای خارجی، با استفاده از میلگرد مسلح می گردد. عرض شالوده طوری انتخاب می شود که از واژگونی و لغزش دیوار جلوگیری به عمل آمده و تنش تماسی خاک در زیر آن از مقدار مجاز کمتر باشد. همچنین تراز زیر شـالوده بایـد پایین تر از عمـق یخبندان باشد.
در مقایسه با سایر دیوارهای غیروزنی، دیوار حائل طره ای از همه ساده تـر و معمـولتـر اسـت. دیوارهـای بـتن مسـلح پشت بنددار هرچند که از لحاظ اقتصادی به صرفه هستند، اما به علت مشکلات قالب بندی و اجرایی چنـدان مـورد توجـه طراحان قرار نمی گیرند.

شکل 6: دیوار حائل طره ای

شکل 7: انواع دیوارهای حائل طره ای

شکل 8: دیوارهای حائل پشت بنددار
نوع خاصی از دیوارهای حائل طره ای وجود دارند که در آن طاقچه هـای خاصـی بـرای بارگـذاری معکـوس دیـوار تعبیه می شوند. این طاقچه ها هم از فشار جانبی می کاهند و هم لنگری مخالف لنگـر واژگـونی ایجـاد می نمایند. از این رو به آن ها رف های فشارشکن و به دیوار مورد نظر، دیوار حائل رف دار گفته می شود.

شکل 9: دیوار حائل رف دار
4.1.2. دیوارهای حائل عمیق (سپرهای بتنی)
این نوع دیوار متشکل از سپرهای بتنی است که در مجاورت یکدیگر کوبیده شـده و در بـالای آن کـلاف بتنـی بـه صورت درجا اجرا شده و یکپارچگی مجموعه را تامین می کنـد. کـلاف فوقـانی بـه کمـک اتصـالات برشـگیر بـا سـپرهای پیش ساخته یکپارچه می شود.
5.1.2. دیوارهای حائل انعطاف پذیر
دیوارهایی هستند که بر اثر فشار جانبی خاک دچار تغییر شکل می شوند. زلزله های اخیر نشان می دهد که دیوارهای حائل انعطاف پذیر، نسبت به دیوارهای وزنی یا طره ای غیر مسلح، عملکرد بهتری داشته است. بعنوان مثال در زلزله ۱۹۹۵ منطقه کوبه ژاپن با شدت 7.2 ریشتر بسیاری از دیوارهای وزنی قدیمی، بتنی و ساخته شده از مصالح بنایی مورد استفاده در خطوط راه آهن، بطور کامل تخریب شدند. بسیاری از دیوارهای طره ای نیز دچار آسیب های جدی شدند. در حالی که دیوارهای نگهبانی که در آن ها خاکریز با ژئوتکستایل مسلح شده بود، عملکردی بسیار عالی از خود نشان دادند.
انواع دیوار حائل انعطاف پذیر عبارتند از:
- دیوارهای خاک مسلح با تسمه فولادی
- دیوارهای خاک مسلح با مسلح کننده پلیمری (ژئوتکستایل و ژئوگرید)
- دیوار حائل ژئوگریدی با نمای مدولار ژئوبلوک
- دیوارهای قفسه ای (Crib)
- دیوارهای حائل تور سنگی یا دیوار حائل گابیونی (Gabion)
- سپرهای فولادی
2.2. پایداری دیوارهای حائل
در نشریه به طور کلی سه تا حالت حدی برای پایداری دیوار حائل برای دیوارهای حائل، سیل بند و ساحلی برای تمامی شرایط بارگذاری محتمل ارائه شده است :
الف) دیوار باید در مقابل واژگونی نسبت به پایه خود ایمن باشد، همچنین در دیوارهای وزنی این ایمنـی بایـد نسـبت به هر تراز افقی داخل دیوار تامین گردد
ب) دیوار باید در مقابل لغزش پایه (شالوده) در داخل هر یک از لایه های خاک یا سنگ زیر بستر ایمن باشد
ج) دیوار باید در مقابل گسیختگی زمین بستر و نشست های نامتقارن بیش از حد شالوده ایمن باشد

شکل 10: ضوابط پایداری بیرونی برای دیوارهای حائل و سیل بند
3.2. روش های طراحی دیوار حائل در مبحث هفتم
بر اساس مبحث 7 (هفتم) ویرایش 1400 برای طراحی دیوار حائل، هر دو روش تنش مجاز و روش ضرایب بار و مقاومت برای طراحی سازه های نگهبان قابل استفاده است. که ضرایب اطمینان و کاهش مقاومت بر اساس نوع روش و نوع سازه نگهبان به شرح زیر است.
توجه : پیشنهاد می شود برای آشنایی اصولی با مفاهیم بنیادین روش های تنش مجاز و روش ضرایب بار و مقاومت به تور تخصصی آموزش طراحی سبزسازه مراجعه شود.
1.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای صلب در روش تنش مجاز
همان طور که در نشریه 308 هم اشاره شده است، دیوارهایی را گویند که خود را با نشست های محیط میزبان هماهنگ نمی نمایند. انواع متداول آن ها عبارتند از:
- دیوارهای حائل وزنی (بنایی و بتنی)
- دیوارهای حائل غیروزنی (طره ای و پشت بنددار)
- دیوارهای حائل عمیق (سپرهای بتنی)

2.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای انعطاف پذیر سپری در روش تنش مجاز
این نوع دیوار متشکل از سپرهای بتنی است که در مجاورت یکدیگر کوبیده شـده و در بـالای آن هـا کـلاف بتنـی بـه صورت درجا اجرا شده و یکپارچگی مجموعه را تامین می کنـد. کـلاف فوقـانی بـه کمـک اتصـالات برشـگیر بـا سـپرهای پیش ساخته یکپارچه می شود.

3.3.2. ضرایب اطمینان دیوارهای خاک مسلح در روش تنش مجاز
بر اساس بند 2-1-2 نشریه 308 دیوار خاک مسلح نوعی از دیوارهای انعطاف پذیر می باشد. در قبال روش های اجرایی سنتی که منجر به ساخت دیوارهای صلب مـی شـود. روش های اجرایـی نوین توانایی ساخت دیوارهای انعطاف پذیر را دارند. هرچند که هزینه اولیه این دیوارها نسبت به دیوارهـای صـلب کـم تـر است، ولی باید به عمر کمتر آن ها در مقایسه با دیوارهای صلب توجه خاص نمود و در مقایسه فنی اقتصادی گزینـه هـا، آن را مدنظر قرار داد.

4.3.2. ضرایب کاهش مقاومت در دیوارهای صلب در روش ضرایب بار و مقاومت
در روش ضرایب بار و مقاومت جهت کاهش مقاومت از ضرایب جدول 7-5-5 استفاده می شود.

5.3.2. ضرایب نیروی مقاوم در دیوارهای انعطاف پذیر

6.3.2. ضرایب کاهش نیروی مقاوم در خاکریزها و شیروانی ها

7.3.2. ضرایب کاهش نیروی مقاوم در دیوارهای خاک مسلح
در دیوارهای خاک مسلح جهت بررسی پایداری خارجی از ضرایب مقاومت دیوارهای صلب ارائه شده در بند 2-3-4 این مقاله و برای کاهش نیروی مقاوم در بررسی مسلح کننده ها از ضرایب جدول 7-5-8 استفاده می شود.

نکته: در مبحث 7 ویرایش 1400 حالت های حدی برای دیوارهای حائل را بر اساس گروه بندی دیوار حائل ارائه شده است.
4.2. حالت های حدی دیوارهای حائل بر اساس مبحث هفتم
در مبحث هفتم مقررات ملی ساختمان ویرایش سال 1400 بر اساس نوع دیوار حالت های حدی متفاوتی را برای طراحی آن ارائه داده است در ادامه به آن می پردازیم.
1.4.2. حالت های حدی دیوارهای صلب وزنی
دیوارهای صلب به دیوارهایی می گویند که خود را با نشستهای محیط میزبان هماهنگ نمینمایند. حالت های آن شامل: مقابله با واژگونی، لغزش و . . . می باشد که در فلوچارت زیر به صورت خلاصه آورده است.

شکل 11: فلوچارت حالت های حدی دیوارهای صلب وزنی

2.4.2. حالت های حدی دیوارهای انعطاف پذیر مهار شده
برای دیوارهای انعطاف پذیر حالت های حدی مختلفی بر اساس نوع گسیختگی تعریف شده است.

نکته: در دیوارهای مهار نشده باید تمام حالت های حدی 4 تا 10 بدون در نظر گرفتن مهارها کنترل شوند. همچنین در دیوار با مهار متقابل یا مایل علاوه بر حالت های حدی بالا، باید کمانش مهارها، بالا آمدگی کف گود و جوشش ماسه نیز بررسی گردد.

3.4.2. حالت های حدی دیوارهای خاک مسلح

در ساخت و سازهای قدیمی که برای اکثر ساختمانها از مصالح بنایی استفاده میشد، اغلب ساختمانها حداکثر دوطبقه مسکونی و یک طبقه زیرزمین داشتند که کاربری این زیرزمین اغلب بهصورت انباری و یا گاهی بهصورت مسکونی (با تعبیه پنجره از سمت حیاط) بود. در این قبیل ساختمانها اکثر دیوارهای پیرامونی ساختمان از نوع باربر (حمال) بوده و ضخامتهای بسیار زیادی داشتند. همین امر سبب میشد که دیوارهای زیرزمین نیز بسیار ضخیم (30 تا 40 سانتیمتر) باشند.
تجربه نیز به استادکارها ثابت کرده بود که وجود دیوارهایی با این ضخامت برای مهار فشار خاک برای یک طبقه زیرزمین (با حداکثر ارتفاع 3 متر) کفایت میکند. نتیجتاً دیوارهای باربر این ساختمانها در نقش دیوار حائل بنایی را دیوار زیرزمین نیز ایفا نقش میکردند. (این دیوارها در عکسهای زیر مشخصشدهاند.)

شکل 12: دیوار حائل بنایی بهعنوان دیوار زیرزمین
در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و خودروها، نیاز به تأمین پارکینگ برای همه واحدهای مسکونی یک ساختمان، منجر شد که مهندسین به فکر افزایش تعداد طبقات زیرزمین بهمنظور تأمین پارکینگ خودروها بیافتند. با توجه به پیشرفت فنّاوری ساختوساز، امروزه مهندسین برای مهار فشار جانبی خاک، از دیوارهای بتنآرمه که با نام “دیوار حائل” شناخته میشود، استفاده میکنند.
هرچند این دیوارها از نظر شکل ظاهری بسیار شبیه دیوارهای برشی است؛ ولی از نظر عملکردی بسیار متفاوت از آنها هستند. بهکارگیری دیوار حائل بهعنوان دیوار زیرزمین، محدودیت تعداد طبقات زیرزمین را که درگذشته وجود داشت، بهکلی حذف کرد. (در عکسهای زیر عمق گودبرداری و آرماتوربندی و قالببندی دیوارهای حائل قابل مشاهده است.)

شکل 13: مهار گود بهمنظور اجرای دیوار حائل

شکل 14: قالببندی دیوار حائل
در جدول 2 به مقایسه دیوارهای حائل از لحاظ مواد سازنده، ویژگی ها و کاربردهای هر کدام پرداخته ایم.

جدول 2: مقایسه انواع دیوارهای حائل با همدیگر
5.2. تفاوت دیوار حائل بتنآرمه با دیوار برشی:
- دیوارهای برشی دارای عملکرد درون صفحهای بوده (خمش در دیوار در صفحه دیوار ایجاد میشود) درحالیکه دیوار حائل عمدتاً دارای عملکرد برون صفحه است (خمش دیوار در خارج صفحه آن اتفاق میافتد).
- بارهای وارده برای طراحی دیوار برشی عمدتاً لرزهای ولی بارهای وارده برای طراحی دیوار حائل عمدتاً استاتیکی و گاهی لرزهای است.
- راستای بار وارده بر دیوار برشی همراستا با صفحه دیوار ولی راستای بارهای وارده بر دیوار حائل عمود بر صفحه دیوار است.
3. لزوم استفاده از دیوار حائل
حتماً تاکنون متوجه شدهاید که در مواردی که دیوارهای زیرزمین در تماس با خاک اطراف قرار داشته باشند و خاک نیرویی را از سمت خود به سمت دیوارها وارد کند، بایستی از دیوار حائل استفاده نمود.
امروزه در اکثر ساختوسازها دیوار حائل بهعنوان یک سازه نگهبان دائم برای مقابله با فشار جانبی خاک در طبقات زیرزمین مورداستفاده قرار میگیرد و استفاده از دیوارهای ضخیم بنایی بهعنوان دیوار حائل زیرزمین تقریباً منسوخشده است.
ازآنجاییکه اغلب، سازندگان و کارفرمایان، نسبت به اجرای دیوار حائل دارای یک ذهنیت منفی بوده و آن را یک هزینه اضافی برای پروژه تلقی میکنند؛ سازمانهای نظاممهندسی اجرای دیوار حائل بتنآرمه برای زیرزمینهای با بیشتر از یک طبقه (گودبرداری بیشتر از 3 متر از تراز صفر-صفر) الزام کرده است.
از همین رو گاهی طراحان با در نظر گرفتن مسائل اقتصادی پروژه، برای زیرزمینهای یک طبقه، اجرای دیوار حائل بتنی را ضروری ندانسته و ساخت دیوار با آجر فشاری و ملات ماسه سیمان با حداقل ضخامت 30 سانتیمتر را ترجیح میدهند (همانند عکس زیر) .هرچند این موضوع ازنظر قانونی ممانعتی نداشته و تجربه نیز، کارایی آن را ثابت کرده است؛ ولی در غالب موارد، امکان انتقال تراز پایه سازه به بالای دیوارهای حائل بنایی میسر نمیشود (دلیل این موضوع در ادامه بیان خواهد شد).

شکل 15: دیوار حائل بنایی با آجر فشاری و ملات ماسه سیمان
4. بارهای وارد بر دیوار حائل
اکثر مهندسین با توجه به فیزیک مسئله، تنها بار وارده بر دیوار حائل را، بار ناشی از فشار خاک اطراف دیوار در نظر میگیرند. درواقع آنها اینگونه تصور میکنند که فقط یکبار جانبی که ناشی از وزن خود خاک است، با توزیع مثلثی به دیوار حائل وارد میشود. این در حالی است که نشریه شماره 308 (راهنمای طراحی دیوارهای حائل – 1384) نیروهایی از قبیل بار مرده، وزن خاک، فشار جانبی خاک، فشار آب زیرزمینی، فشار نیروی آپلیفت (برکَنِش)، فشار ناشی از سربار، نیروی امواج، نیروی زلزله و … را برای طراحی دیوار حائل بیان کرده است.
با توجه به نقشهها و دیتیل های اجرایی رایجِ دیوار حائل ساختمانهای متداول؛ میتوان تعداد نیروهای وارده را به سه نیروی وزن خاک، نیروی زلزله و فشار سربار محدود کرد.
آیا امکان حذف فشار آب یا یخ در دیوارهای حائل وجود دارد؟ در نظر گرفتن فشارهای ناشی از حضور آب در خاک پشت دیوار به چه صورتی است؟
بر اساس بند 7-5-6 مبحث هفتم مقررات ملی ساختمان ویرایش 1400، فارغ از نوع خاک در صورت وجود فشار آب باید بالاترین تراز ممکن برای محاسبه فشار آب در نظر گرفته شود. همچنین در صورتی که هیچگونه تمهیدات خاصی در نظر گرفته نشود باید اثرات احتمالی ترک های کششی یا ترک های انقباضی پر شده از آب محاسبه شود.

❓نحوه کار سیستم زهکشی دیوار حائل چگونه است؟
بر اساس روابط مکانیک خاک، آب همواره مسیر با نفوذپذیری بالا (آسانترین مسیر) را برای حرکت انتخاب میکند. در اجرای زهکشها نیز این مسئله رعایت شده و لولهی زهکشی پس از جایگذاری، با فیلتر پوشانده شده تا آب پشت دیوار را به سمت لولهی متخلخل هدایت کنند.
مصالح فیلتر بهگونهای است که ضمن جلوگیری از شست و شوی خاک توسط آب، نفوذپذیری بالایی داشته و آب بهراحتی از آن عبور میکند. آب پس از ورود به لولهی متخلخل، از طریق لولههای تخلیه به خارج یا سیستم فاضلاب ساختمان تخلیه میشود. ضوابط بند 7-5-10 زهکشی و آب بندی دیوارها را به خوبی تشریح کرده است.

شکل 16: نحوه کار سیستم زهکشی دیوار حائل
5. محاسبه بارهای وارد بر دیوار حائل جهت اعمال در نرمافزار
با توجه به رواج چشمگیر طراحی و اجرای دیوار حائل برای ساختمانها در سالهای اخیر، آییننامههای فعلی فرصت چندانی برای پرداختن منسجم به این موضوع را پیدا نکردهاند! همین موضوع سبب شده است برای تعیین نحوه توزیع نیروهای مؤثر در طراحی دیوار حائل از منابع مختلفی از قبیل مباحث ششم، هفتم و نهم مقررات ملی، نشریه شماره 308، کتب مکانیک خاک و پیسازی پیشرفته و … توأماً استفاده کرده و نتایج و نکات آنها را بهصورت زیر جمعبندی نماییم:
1.5. محاسبه فشار جانبی خاک
از دروس مکانیک خاک و پیسازی به خاطر داریم که فشار جانبی خاک که ناشی از وزن آن است؛ دارای یک توزیع مثلثی در ارتفاع دیوار است که در پاشنه دیوار به حداکثر خود میرسد. مقدار حداقل این فشار به ازای هر متر عمق، طبق بند 6-4-2-1 مبحث ششم مقررات ملی نباید کمتر از فشار مایع معادل با وزن مخصوص 5 کیلو نیوتن بر مترمکعب در نظر گرفته شود.

اگر مشخصات خاک بهصورت زیر باشد:

ϕ : زاویه اصطکاک داخلی خاک
ɣ : وزن مخصوص خاک
H : ارتفاع دیوار
مقدار حداقل فشار جانبی خاک طبق بند 6-4-2-1 برای دیوار به ارتفاع 3 متر برابر است با:
Pmin = 5 kN / m3 × H = 5 × 3 * 100 = 1500 kgf / m2
علاوه بر فشار حداقل، بایستی مقدار فشار واقعی وارد بر پاشنه دیوار حائل را بر اساس دادههای آزمایشگاه ژئوتکنیک، بهصورت زیر محاسبه کنیم:

شکل 17: فشار جانبی خاک وارد بر دیوار حائل
طبق بند 3-5-2-2 نشریه 308؛ ضریب فشار فعال (Ka) طبق رابطه زیر به دست می آید:
ka = tan2 (45 – ϕ /2) = tan2 (45 – 30/2) = 0.34
Pactual = ka × γ × H = 0.34 × 1600 kg/m3 × 3 m = 1632 kgf/m2
از بین فشار حداقل آییننامهای (Pmin) و فشار واقعی (Pactual)، بیشترین مقدار را بهعنوان فشار پاشنه دیوار، برای استفاده در طراحی نرمافزاری انتخاب خواهیم نمود:
PSoil = Max { Pmin, Pactual} = Max { 1500, 1632 } = 1632 Kg/m2
PSoil = 1632 Kg/m2
1.1.5. انتخاب ضریب فشار جانبی K0 یا Ka یا Kp
بر اساس بندهای 7-5-5-2-5-5 تا 7-5-5-2-5-8 مبحث هفتم مقررات ملی ساختمان ویرایش 1400، برای دیوارهایی که لغزش افقی یا تغییر مکان افقی رخ داده، دیوارهایی زیرزمین که انتهای آنها به سقف متکی است (دیوار صلب) در شرایط بارگذاری استاتیکی از ضریب فشار خاک در حالت سکون (k0) و برای شرایط بارگذاری لرزهای، انتخاب ضریب فشار جانبی استفاده شود و محاسبه آن بر اساس خاک پشت دیوار به عهده مهندس واگذارشده است. همچنین این اختیار را به مهندس طراح داده است که در شرایط لرزهای برای صحت سنجی بیشتر از مدلسازی عددی استفاده کند.
ولی با توجه به فرضیاتی که در مدلسازی و طراحی دیوارهای حائل اعمال میشود و در نظر گرفتن حاشیه اطمینان بیشتر، بهتر است برای هر دو حالت بارگذاری استاتیکی و لرزهای (دینامیکی) از ضریب فشار جانبی در حالت محرک (Ka) استفاده شود.
2.5. محاسبه نیروی زلزله دیوار حائل
اعمال یا عدم اعمال نیروی زلزله به دیوارهای حائل ازجمله موضوعاتی است که در بین مهندسین هنوز هم جای مناقشه دارد. بطوریکه:
▪️دستهای از مهندسین با در نظر گرفتن رفتار صلب و اتصال گیردار دیوار حائل به تیرهای طبقه؛ فشار جانبی خاک را بسیار بحرانیتر از نیروی زلزله تلقی کرده و اعمال نیروی زلزله را صرفاً برای دیوارهای حائل طرهای (نه دیوارهای حائل گیردار) ضروری میدانند.
▪️دستهی دوم مهندسین، معتقدند که برای نزدیکتر شدن مدلسازی به واقعیت، بایستی تمام نیروها (هرچند غیر بحرانی) در طراحی دیوار حائل دیده شود.
آوردن ضوابط مربوط به محاسبه فشار دینامیکی زلزله در دیوار حائل در نشریه شماره 308 و بررسی ضوابط انتقال تراز پایه به بالای دیوار حائل در ویرایش چهارم استاندارد 2800، تلویحاً نظر دسته دوم مهندسین را تأیید میکند. (ما نیز در این مقاله از همین روند پیروی خواهیم کرد.)
نحوه توزیع فشار دینامیکی زلزله بسته به آییننامه انتخابی، متفاوت خواهد بود.
از میان آییننامههای رایج مانند آشتو (AASHTO) ، فِما (FEMA) و …، انتخاب آییننامه آشتو برای کاهش حجم محاسبات بسیار مناسب است که بر اساس آن، توزیع فشار دینامیکی ناشی از زلزله در ارتفاع دیوار بهصورت یکنواخت (مستطیلی) بوده و محل اثر آن نزدیک وسط ارتفاع دیوار است.
نشریه شماره 308 نیز، برای محاسبه مقدار فشار دینامیکی زلزله، از روش «مونونوبه-اُکابه» که اصطلاحاً روش M-O نامیده میشود، استفاده میکند. این روش که حالت بسط یافته روش کولومب است، شتاب زلزلهی وارد بر گوه خاک ِ پشت دیوار را در دو حالت محرک (Active) و مقاوم (Passive) بررسی میکند. با توجه جزئیات اجرایی و رفتار دیوار حائل در ساختمان توصیه میشود از فشار دینامیکی در حالت محرک (استفاده از ضریب Kae) برای محاسبه نیروی زلزله وارد بر دیوارهای حائل استفاده شود.

شکل 18: توزیع فشار دینامیکی زلزله در دیوار حائل
برای محاسبه دستی مقدار فشار دینامیکی زلزله از طریق فرمول فوق لازم است هر چهار پارامتر آن محاسبه و در فرمول جایگذاری شود که این پارامترها عبارتاند از:
1.2.5. محاسبه فشار دینامیکی زلزله
محاسبه فشار دینامیکی زلزله وارد بر دیوار حائل بر اساس نیروی محرک یا مقاوم بودن زلزله متفاوت است که در ادامه به بررسی روابط هر دو حالت خواهیم پرداخت.
1.1.2.5. مقدار ضریب فشار جانبی در حالت محرک زلزله (Kae):
که از فرمول زیر قابلمحاسبه است:

زاویای مورد نیاز برای جایگذاری در فرمول بالا را میتوان از طریق شکل زیر مشخص و در فرمول جایگذاری نمود:

شکل 19: زاویای مورد نیاز برای جایگذاری در فرمول ضریب فشار جانبی
2.1.2.5. وزن مخصوص خاک پشت دیوار: (ɣ)
وزن مخصوص خاک باید از گزارش آزمایشگاه مکانیک خاک و در صورت نبود این گزارشها از نتایج آزمایشهای خاک ملک مجاور استفاده نمود. مقدار ɣ بسته به جنس، دانهبندی، درصد رطوبت و … برای انواع خاک متغیر خواهد بود.
3.1.2.5. عمق دیوار از تراز صفر-صفر: (H)
عموماً از نقشههای معماری قابلبرداشت است.
توجه شود که مقدار H ممکن از قابی به قاب دیگر متفاوت باشد. به نظرتان این اتفاق چه زمانی رخ میدهد؟
4.1.2.5. ضریب زلزله افقی و قائم (Kv, Kh):
ضریب زلزله قائم که بهصورت نسبتی از ضریب فشار افقی (Kh) محاسبه میشود (مقدار Kv تقریباً نصف Kh است.) ولی مقدار دقیق این کسر بسته به مشخصات خاک قابلتعیین است.
مطابق با بند 14-4-1 نشریه 308؛ اگر شرایط زیر برقرار باشد و با در نظر گرفتن A برابر شتاب مبنای طرح، حائل و سازه های متکی بـه آن بـه نحوی طراحی شوند که تغییر مکان افقی 250A برحسب میلیمتر بدون ایجاد خسارت عمده ممکـن باشـد، ضریب افقی زلزله (Kh) را میتوان برابر 0.5A در نظر گرفت:
- در برابر لغزش حائل، نیروی مقاومی بجز اصطکاک سازه و خاک و اندکی فشار مقاوم خاک روی پنجه وجـود نداشته باشد.
- اگر حائل کوله ی پل است اتصال عرشه به کوله توسط تکیهگاههای لغزشی تأمینشده باشد.
از خواندن توضیحات مربوط به پارامترها و نحوه محاسبه هر یک از آنها، حتماً متوجه شدهاید که تکرار این پروسه محاسباتی برای همه دیوارهایی که در قابهای پیرامونی سازه قرار دارند، سخت و زمانبر خواهد بود. به همین منظور نشریه شماره 308 (راهنمای طراحی دیوارهای حائل) با در نظر گرفتن فرضیاتی نسبت به سبکسازی محاسبات فشار دینامیکی اقدام کرده که این فرضیات عبارتاند از:
1. بر اساس توضیحات فصل چهاردهم نشریه 308؛ ازآنجاییکه مقدار ضریب زلزله قائم (Kv) در حدود نصف تا دوسوم مقدار ضریب فشار افقی (Kh) در نظر گرفته میشود، لذا تأثیری کمتر از 10% بر مقدار فشار دینامیکی خواهد داشت؛ پس میتوان در طراحی لرزهای دیوارهای حائل به روش M-O از Kv و اینرسی حاصل از آن صرفنظر نمود. درنتیجه مقدار عبارت داخل پرانتز در فرمول اولیهای که برای محاسبه فشار دینامیکی ارائه شده بود، برابر یک میگردد که در محاسباتی تأثیر چندانی نخواهد گذاشت.
kae ɣ H (1 – kv) → kae ɣ H
2. این نشریه برای محاسبه ضریب Kae، بهجای استفاده از فرمول طویل ارائهشده، گرافی را بهصورت زیر پیشنهاد می دهد:

شکل 20: اثر ضریب زلزله و زاویه اصطکاک خاک بر ضریب فشار فعال لرزه ای
پس اینکه مقادیر Kh، ϕ و δ که δ = Φ/2 از گزارش آزمایشگاه خاک استخراج شد، با استفاده از گراف بالا مقدار Kae قابلمحاسبه خواهد بود. این مقدار، در فرمول ساده شدهای که در فرض اول ارائه شد، قرارگرفته و مقدار فشار دینامیکی ناشی از زلزله که به دیوار وارد میشود، محاسبه خواهد شد.
مثال: اگر مشخصات خاک بهصورت جدول زیر گزارششده باشد:

برای محاسبه فشار دینامیکی زلزله خواهیم داشت:

شکل 21: محاسبه ضریب Kae با نمودار
مقدار Kae از گراف بالا تقریباً برابر 0.42 بهدستآمده است:
Kae= 0.42
و درنهایت مقدار فشار دینامیکی ناشی از زلزله برابر خواهد بود با:
عبارت RWE مخفف Retaining Wall Earthquake که برای معرفی بار دینامیکی زلزله در نرمافزار از این عبارت استفاده خواهیم کرد.
RWE = kae γ H = 0.42 × 1600 kg/m3 × 3 m = 2016 kgf/m2
RWE=2016 kgf/m2
Pae= 1/2 γ H2 kae = 1/2 × 1600 × 32 × 0.42 = 3024 kgf
محاسبه فشار استاتیکی (Pa) :
ka = tan2( 45 – ϕ/2 ) = tan2 ( 45 – 30/2 ) = 0.34
Pa= 1/2 γ H2 ka = 1/2 × 1600 × 32 × 0.34 = 2448 kgf
محاسبه اضافه فشار دینامیکی (Pae∆) :
Pae = Pa + ∆ Pae → 3024 = 2448 + ∆ Pae → ∆ Pae = 576 kgf
توجه: سید و ویتمن پیشنهاد کرده اند مولفه استاتیکی (Pa )در H / 3 از پای دیوار اثر کرده و نقطه اثر اضافه فشـار دینـامیکی در حدود 0.6H از پای دیوار در نظر گرفته شود.
❓تأثیر وجود دیوار حائل بر طراحی لرزهای سازه چیست؟
حتماً کم و بیش در مورد آوردن تراز پایه سازه به بالای دیوارهای حائل و تأثیر آن بر طراحی لرزهای سازه شنیدهاید. همانطور که میدانید انتقال تراز پایه به بالای دیوارهای حائل سبب کاهش ارتفاع سازه از تراز پایه شده و ضرایب زلزله سازه را کاهش میدهد که درنهایت منجر به کاهش نیروی زلزلهی وارده به سازه میشود. در این حالت سازه با مقاطع سبکتری در طراحی پاسخگو بوده و صرفه اقتصادی زیادی برای سازنده خواهد داشت.
گاهی به دلیل عدم تسلط کامل مهندسین به ویرایش چهارم استاندارد 2800 این ذهنیت غلط ایجاد میشود که صرفاً وجود دیوار حائل برای انتقال تراز پایه به بالای آن کفایت میکند.
این در حالی است که وجود دیوار حائل شرط لازم آن بوده و ضوابط دیگری بهعنوان شروط کافی وجود دارد که دربند 3-3-1-2 همین استاندارد بهصورت زیر بیانشده است:

تأمین یا عدم تأمین این شروط سبب ایجاد ابهام و اختلافنظر در بین اساتید و مهندسین صاحبنظر شده و برای طراحان سازه تا حدودی گیجکننده شده است. بر اساس این بند شروط انتقال تراز پایه به بالای دیوارهای حائل عبارتاند از:
- وجود خاک کوبیده شده (متراکم) در اطراف ساختمان
- عدم وجود تغییر مکان جانبی در طبقات زیرتراز پایه
❓چه زمانی میتوان این انتقال (تراز پایه) را انجام داده و از صحیح بودن آن اطمینان حاصل کرد؟
با توجه به مشکلات و ابهاماتی بیانشده، مهندسین و طراحان ساختمان استان اصفهان؛ پس از بارها مکاتبه با سازمان نظاممهندسی استان، طبق استعلاماتی که از مرکز تدوین مقررات ملی و مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن به عمل آوردند، راهکاری را بهصورت زیر پیشنهاد کردند:
شرط بالا آوردن تراز پایه از روی فونداسیون و انتقال آن به ترازبالای دیوار حائل آن است که تغییر مکان بالاترین ترازِ دیوار حائل در برابر بار جانبی در هر راستا، حداکثر 0.02 تغییر مکان نسبی جانبی اولین طبقهای که بر روی آن تراز پایه قرار دارد، باشد.
به عنوان مثال اگر سازهای دوطبقه زیرزمین داشته باشد، بایستی تغییر مکان دیوار در بالاترین نقطهی آن، 0.02 تغییر مکان جانبی طبقه همکف باشد.
❓درصورتی که تغییر مکان بالاترین ترازِ دیوار حائل ضابطه فوق را ارضا نکند، چه راهکاری پیشنهاد میشود؟
در این حالت باید یکی از سه راهکار زیر را پیش گرفت:
- قفل آنالیز را بازکرده و در تعریف بارهای زلزله، تراز پایه را به تراز Base (تراز روی فونداسیون) منتقل کرده و محاسبات ضریب زلزله و تحلیل سازه را برای حالت جدید، مجدداً انجام دهیم.
- قفل آنالیز را بازکرده و سعی کنیم سختی دیوارهای حائل را به قدری افزایش دهیم که ضابطه فوق ارضا شود. برای این کار میتوان ضخامت دیوارهای حائل، ابعاد تیرها و ستونهای طبقات زیرزمین را افزایش دهیم تا تغییر مکانهای جانبی سرِ دیوارهای حائل کاهشیافته و ضابطه فوق را ارضا کند.
- چنانچه به دلایل معماری و اجرایی استفاده از راهکار دوم میسر نبود و طراح مایل به انتقال تراز پایه به روی فونداسیون نبود (رد راهکار اول)، مهندس طراح بایستی ملکهای مجاور پروژه را بررسی کرده و اطمینان یابد که هیچگونه عملیات خاکبرداری و گودبرداری در اطراف پروژه در طول عمر ساختمان صورت نخواهد گرفت و خاک اطراف همچنان کوبیده و متراکم باقی خواهد ماند. در این صورت میتواند بدون ارضای ضابطه فوق، تراز پایه را به بالای دیوارهای حائل انتقال دهد.
راهکار سوم معمولاً در پروژههایی که ساختمان بهصورت مجتمعهای مسکونی بوده و ساختمان در وسط زمینساخته میشود، انجامشدنی است.
جمعبندی: مطمئنترین و ایمنترین روش برای انتقال تراز پایه به بالای دیوارهای حائل، استفاده از راهکارهای اول و دوم است. بهعبارتدیگر مهندس طراح بایستی تراز پایه را روی تراز فونداسیون در نظر بگیرد یا با افزایش ضخامت دیوار و ابعاد تیرها و ستونها، تغییر مکانهای جانبی سر دیوار حائل را به ضابطه فوق مقید کند. در غیر این صورت هیچ روش مطمئنی برای انتقال تراز پایه به تراز مجاور زمین طبیعی نیست و ممکن است در آینده ساختمان دچار آسیبهای جدی گردد.
3.5. محاسبه فشار سربار دیوار حائل
در درس مهندسی پی خواندیم که فشار افقی ناشی از سربار بهصورت نسبتی از بار قائمی که بر خاک پشت دیوار وارد میشود، قابلتعیین است.
این نسبت با ضرب ضریب فشار جانبی (K) در مقدار بار گسترده قائم وارده (q) به دست میآید که با توجه به نحوه اجرا و توضیحاتی که پیشتر ارائه شد، توصیه میشود از ضریب فشار جانبی محرک (Ka) استفاده شود.

شکل 22: فشار سربار وارد بر دیوار حائل
❓ممکن است این سؤال پیش آید که مقدار سربار قائم را بایستی چقدر در نظر گرفت؟
هرچند مهندسین در این موضوع نیز اتفاقنظر ندارند ولی بر اساس بند 7-3-3-7-5 لازم است بار مرده ساختمانها و ابنیه مجاور بهطور کامل بهعنوان سربار قائم دیوار حائل در نظر گرفته شود. از طرفی چون تعیین بار مرده ساختمانهای مجاور، صرفاً در حالتی امکانپذیر است که این ساختمانها ساختهشده باشند؛ لذا اغلب مهندسین از این بار چشمپوشی کرده و در محاسبات وارد نمیکنند.
تا اینجای کار، با مفاهیم آییننامهای دیوار حائل و نحوهی محاسبات انواع بارهای وارد بر آن بهصورت دستی آشنا شدیم. حال نوبتی هم باشد، نوبت به عملیات نرمافزاری مربوط به مدلسازی، بارگذاری و طراحی دیوار حائل میرسد. در ادامه قصد داریم گامبهگام مراحل طراحی و نکات آییننامهای مربوط به دیوار حائل را بررسی نماییم.
6. طراحی دیوار حائل در ایتبس
قبلاً گفته شد دیوار حائل و برشی ازنظر ظاهری شباهتهای بسیاری با یکدیگر دارند؛ لذا اکثر گامهای مدلسازی آنها مشابه یکدیگر است. با توجه به اینکه جزوات و کتب بسیاری به نحوه مدلسازی دیوار برشی پرداختهاند؛ در این مقاله گامهای مشترک مدلسازی این دو دیوار را بهصورت خلاصه بیان کرده و در عوض گامهای اختصاصی طراحی دیوار حائل بهطور کامل تشریح خواهد شد.
1.6. تعریف و ترسیم دیوارهای حائل
- پس از اتمام ترسیم تیرها، ستونها و کفهای سازه، نوبت به ترسیم دیوارهای حائل زیرزمین میرسد. برای ترسیم آنها، ابتدا به پلان اولین سقفِ بالای فونداسیون (اولین سقف بالای Base) رفته و با انتخاب آیکون رسم دیوار از منوی کناری، شروع به ترسیم دیوارهای حائل مینماییم.
- درصورتیکه ساختمان دارای بیش از یک طبقه زیرزمین باشد؛ برای افزایش سرعت مدلسازی توصیه میشود پس از اتمام ترسیم دیوار حائلِ یکی از طبقات زیرزمین، از مسیر Edit > Replicate برای کپی کردن دیوارها در سایر طبقات زیرزمین اقدام شود.
- دقت داشته باشد که ارتباط و دسترسی طبقات مختلف زیرزمین با یکدیگر و با گذر (خیابان) از طریق رمپ میسر میشود. پس درصورتیکه برای سازه بیش از یک طبقه زیرزمین پیشبینیشده باشد، نباید در محل اتصال رمپ به زیرزمین دیوار حائل ترسیم شود.

شکل 23: عدم مدلسازی دیوار حائل در محل رمپ دسترسی
- با توجه به رفتار خارج صفحه دیوارهای حائل و بررسی مقاله Shell یا Membrane ؛ برای مدلسازی دیوارهای حائل بایستی از دیوار با رفتاری پوستهای (Shell) استفاده شود.
- برای تعریف مقطع دیوار حائل باضخامت 25 سانتیمتر و از نوع Shell باید مسیر زیر را پیمود:

شکل 24 : تعریف مقطع دیوار حائل در Etabs
2.6. مش بندی دیوار حائل
با توجه به عملکرد دیوار و بارگذاری آن، مش بندی آنها در همه دهانههای قاب ضروری است. روند مش بندی دیوارهای حائل مشابه مش بندی دیوارهای برشی است که در مقاله “مش بندی دیوارهای برشی” بهصورت کامل بررسیشده است. لذا بررسی جزئیات این مقاله را بر عهده مهندسین واگذار میکنیم.

شکل 25: مش بندی دیوار حائل در ایتبس
3.6. اختصاص تکیهگاه گیردار بهپای دیوار حائل
پس از مش بندی دیوارها نوبت به اختصاص تکیهگاه به دیوارهای حائل میرسد. این تکیهگاههای گیردار بهپای مشهای دیوار اختصاص داده خواهد شد. لذا اختصاص تکیهگاه بهپای دیوار، بایستی بعد از مش بندی دیوار انجام شود. برای این کار ابتدا نقاط پای مش را بهصورت زیر انتخاب خواهیم کرد این نقاط پس از انتخاب در نرمافزار با علامت x مشخص خواهند شد:

شکل 26: انتخاب نقاط پای مش بهمنظور اختصاص تکیهگاه گیردار
نقاط مشخصشده با علامت X، همان نقاطی هستند که بایستی بااتصال گیردار به فونداسیون سازه متصل شوند. برای اختصاص تکیهگاه گیردار بهصورت زیر عمل میکنیم:

شکل 27: اختصاص تکیهگاه گیردار به دیوار حائل در ایتبس
پس از زدن دکمه OK تکیهگاههای گیردار بهصورت مستطیلهایی در پای مشهای دیوار ظاهر خواهند شد. این کار برای پای تمامی دیوارها در تمامی دهانهها انجام خواهیم داد.

شکل 28 : نمایش تکیهگاههای گیردار بهصورت مستطیل شکل در ایتبس
❓علت اختصاص تیکه گاه گیردار بهپای دیوارهای حائل چیست؟
همانطور که میدانید با توجه به آرماتور گذاری و بتن درجای ریخته شده در اسکلت بتنی، همهی اتصالات سازه بهصورت گیردار (صلب) اجرا میشوند. هرچند، برخی، دیتیل هایی برای اتصالات مفصلی نیز ارائه کردهاند.
اتصالات گیردار از فونداسیون شروع و تا بالای خرپشته ساختمان ادامه پیدا میکند. لذا اتصال همه المانها به فونداسیون سازه (مانند اتصال ستون به پی، اتصال دیوارهای برشی و حائل به پی و …) از نوع گیردار است.

شکل 29 : جزئیات میلگرد گذاری اتصال گیردار دیوار حائل به فونداسیون
مهندسین برای تأمین اتصال گیردار در المانهای متصل به فونداسیون، میلگردهای قائمی با طول مشخصی را بهعنوان میلگرد انتظار در فونداسیون تعبیه کرده که نقش میلگرد ریشه را برای دیوارهای حائل ایفا میکنند. سپس میلگردهای قائم دیوار به آنها وصله شده و شبکه منسجمی از آرماتور را تشکیل میدهند.
از طرف دیگر اختصاص تکیهگاه بهپای دیوارها، مانع از تمرکز نیروهای فشاری و کششی در دو انتهای دهانه دیوار میشود که مدلسازی را به واقعیت اجرایی نزدیک میکند. در نظر گرفتن مسائل مطرحشده، لازمهی اختصاص تکیهگاه گیردار بهپای دیوارها را بیشازپیش آشکار میکند که در عکسهای زیر وصله میلگرد انتظار فونداسیون با میلگرد قائم دیوارها بهخوبی قابلمشاهده است.

شکل 30: وصله میلگرد انتظار فونداسیون با میلگرد قائم

شکل 31 : وصله میلگرد انتظار فونداسیون با میلگرد قائم

شکل 32 : میلگرد انتظار
4.6. نامگذاری دیوار حائل
نامگذاری دیوارهای حائل (Pier Lable) به دلیل تفاوت در رفتار و نحوه بارگذاری؛ با نامگذاری دیوارهای برشی دارای تفاوتهایی است که عبارتاند از:
- بارهای وارده بر دیوار حائل در جهت عمود بر صفحه دیوار است (مشابه دالها) و در اکثر موارد مقدار حداکثر خمش، در وسط ارتفاع دیوار ایجاد میشود؛ لذا توصیه میشود نام دیوارها حداقل در وسط ارتفاع دیوار تغییر کند (حداقل از 2 نامگذاری در ارتفاع یک دیوار استفاده شود) رعایت این موضوع در دیوارهای برشی با توجه به رفتار و بارگذاری داخل صفحه، ضروری نبوده و عموماً برای دیوارهای برشی هر قاب از یک نامگذاری ثابت در تمام ارتفاع آن استفاده میشود. مگر در شرایط خاص مانند دیوار برشی کوپله و … که برای اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله “دیوار برشی کوپله” را مطالعه نمایید.
- در ابتدای همین مقاله اشاره شد که برخلاف دیوارهای برشی، ستونهای متصل (چسبیده) به دیوار حائل، جزئی از دیوار محسوب نمیشوند؛ پسنیازی به نامگذاری ستونهای چسبیده به دیوار حائل (همانند روشی که در نامگذاری دیوارهای برشی داشتیم) نیست. در اصل این ستونها برای دیوار حائل المان مرزی محسوب نمیشوند؛ بلکه بهعنوان عضوی قائم از قاب سازه عمل میکنند.
برای نامگذاری دیوارهای حائل بایستی پس از انتخاب مشهای موردنظر، از مسیر زیر برای اختصاص نام به دیوار اقدام کنیم:

شکل 33 : انتخاب مشها بهمنظور نامگذاری

شکل 34 : نامگذاری مشها در ETABS
توصیه میشود با توجه به راستای بارهای وارده بر دیوار و برای افزایش دقت آنالیز دیوارهای حائل؛ نیمی از مشهای دیوار را با یک نام و بقیهی آن با نام دیگری،Lable دهی شود.
به همین ترتیب می توان دیوار را با دو نام جداگانه نامگذاری کرد تا نتایج نرم افزار داری خطای کمتری باشد:

شکل 35 : نمایش نامگذاری دیوار حائل
❓اگر سازه بیشتر از یک طبقه زیرزمین داشته باشد، نحوه نامگذاری مشهای دیوار چگونه خواهد بود؟
مانند قسمت قبل، در طبقه اول نیمی از مشهای هر طبقه با یک نام و بقیهی آن با نام دیگری، Lable دهی شود. این کار را روی دیوارهای هر طبقه بهصورت مجزا انجام خواهیم داد. برای مثال اگر سازه دارای دوطبقه زیرزمین باشد، نامگذاری مشهای آن بهصورت زیر خواهد شد:

شکل 36 : مش بندی دیوار حائل در دوطبقه زیرزمین
❓اگر در دهانهای از قاب، تیر تراز سقف حذفشده و بهجای آن از تیر نیمطبقه استفاده شود، چه تأثیری در مدلسازی و طراحی دیوار حائل خواهد داشت؟

شکل 37 : تیر حذفشده در تراز سقف
همانطور که از شکل بالا پیداست، در صورت حذف تیر تراز سقف، بالای دیوار با سقف سازه در ارتباط نیست که سبب خواهد شد جابجایی و تغییر شکل این دیوار نسبت به سایر دیوار، افزایش پیدا کند.
برای دیدن اثر این موضوع در مدلسازی، میتوان دو راهکار زیر را پیشنهاد داد:
- دیواری را که اتصالی با سقف یا تیر ندارد، بهعنوان دیوار بحرانی انتخاب کنیم. (در مورد دیوار بحرانی طراحی و انتخاب آن در گام 9 طراحی دیوار حائل به آن میپردازیم.)
- با توجه به دیتیل های اجرایی دیوار حائل، توصیه میشود در بالای دیوار حائل، تیری ترسیم و مدلسازی شود. بهتر است عمق این تیر هماندازه عمق تیرهای کناری و عرض آن، همعرض دیوار در نظر گرفته شود. ازآنجاییکه سختی تیر اضافهشده در قیاس با سختی دیوار حائل قابلاغماض است، اضافه کردن این تیر در طراحی دیوار حائل تأثیر چندانی نخواهد داشت. در عوض این کار سه مزیت عمده به همراه دارد:
الف) انتهای میلگردهای قائم دیوار حائل را میتوان در داخل این تیر قلاب و خم نمود.
ب) اسکلت سازه یکپارچگی بیشتری پیداکرده و جابجایی طبقات زیرتراز پایه محدودتر خواهد شد (امکان برآورده شدن یکی از شروط بند 3-3-1-2 استاندارد 2800
پ) با پیروی از راهکار دوم، دیوار حائل بحرانی را میتوان مطابق روش اشارهشده در گام 9 انتخاب کرد.
با توجه به توضیحات ارائهشده، انتخاب راهکار دوم برای مدلسازی دیوارهای غیر متصل به سقف سازه معقولتر است.
5.6. تعیین ضریب ترکخوردگی دیوار حائل
1.5.6. سختی داخل صفحه دیواربرشی (f11, f22)
در مبحث نهم مقررات ملی ساختمان ویرایش 1399، برای منظور کردن ضرایب ترکخوردگی، سه روش ارائه شده است :
روش اول: همان روش رایج ؛ دیوارها بسته به ترکخوردگی آنها ضریب 0.35 یا 0.71 می گیرند.
روش دوم: مطابق به پیشنهاد آییننامه، میتوان برای تمام اعضا همزمان ضریب کاهش ممان اینرسی برابر 0.5 را اعمال کرد.
روش سوم: نیاز به محاسبات دقیق عضو به عضو دارد.
در صورت استفاده از روش اول، باید ترکخوردگی دیوارها در نرم افزار ایتبس کنترل شود.در این روش مطابق جدول 9-6-2 مبحث نهم مقررات ملی ساختمان 1399، ضریب ترک خوردگی برای دیوارهای ترک نخورده، 0.7 و برای دیوارهای ترک خورده،0.35 است.
روند کنترل آن به این صورت است که ابتدا ضریب 0.7 را بهتمامی دیوارها اعمال خواهیم کرد.پس از آن به کنترل ترک خوردگی دیوار می پردازیم و در طبقاتی که دیوار ترک خورده است ضریب 0.35 را اعمال می کنیم.شما میتوانید با مراجع به مقاله ضرایب ترک خوردگی دیوار برشی، مطالب این قسمت را کامل تر مطالعه کنید.
همچنین در صورت استفاده از روش دوم، نیازی به کنترل ترک خوردگی دیوار نخواهد بود و ضرایب سختی خمشی تمامی دیوارها برابر 0.5 وارد خواهد شد.

در اعمال کاهش سختی خمشی دیوار و تیر همبند، ضرایب f11 و f22 مورد استفاده قرار می گیرند.
2.5.6. سختی خارج از صفحه دیوار (m11, m22, m12)
برخی از مهندسین در کنترل دیوار برشی، از مقاومت خمشی خارج از صفحه آن صرفه نظر می کنند و بنابراین برای مدلسازی دیوار از المان membrane استفاده کرده که به معنی صفر در نظر گرفتن m11، m22 و m12 است.مطابق با متن زیر از CSI knowledge base، توصیهشده است که اگر قصد صرفه نظر کردن از خمش خارج صفحه دیوار برشی رادارید، بهجای membrane فرض کردن دیوار، یک ضریب کم مانند 0.1 برای m11، m22 و m12 در نظر بگیرید.

همچنین شما میتواند، در صورت در نظر گرفتن خمش خارج از صفحه، مقدار ضرایب m11، m22 و m12 را برای دیوارهای ترکخورده برابر 0.35 و برای دیوارهای ترک نخورده، برابر 0.7 قرارداد.
با توجه به مطالب گفتهشده، ضرایب ترکخوردگی دیوارها پس از انتخاب دیوار در نرمافزار ETABS، مطابق شکل زیر تعریف میشود:

شکل 38 : مسیر اعمال ضرایب ترکخوردگی دیوار در نرمافزار ETABS
6.6. تعریف بارهای وارده و ترکیبات بارهای طراحی دیوار حائل
در اوایل مقاله با انواع بارهای وارد بر دیوارهای حائل آشنا شدیم و دیدیم که با توجه به دیتیل های اجرایی مرسوم میتوان تعدادی از آنها را حذف کرد. درنهایت بارهای وارده بر دیوار حائل که بایستی در مدلسازی اعمال شود به دو بار:
- فشار جانبی خاک (ناشی از وزن خاک)
- فشار دینامیکی زلزله
محدود شد که نحوه محاسبه دستی آنها را آموختیم.
پیش از آنکه با نحوه بارگذاری و اعمال (اختصاص) این 2 بار در نرمافزار Etabs بپردازیم، بایستی با چگونگی تعریف این بارها در نرمافزار آشنا شویم.
برای معرفی بار ناشی از فشار خاک از نام Soil و برای بار ناشی از زلزله از نام (RWE)Retaining Wall Earthquake، در نرمافزار استفاده خواهیم کرد. تعریف این بارها در نرمافزار از مسیر زیر میسر خواهد بود:

شکل 39 : تعریف الگو بارهای طراحی دیوار حائل
علاوه بر تعریف الگوهای بار مذکور، لازم است ترکیبات بار مطابق با مبحث ششم ویرایش 98 ساختهشده در نرمافزار، این الگوهای بار را نیز در برگیرد.

نکته: بعد از بسط ترکیب بارهای طراحی سازه ها بر اساس بند 6-2-3-2 مبحث 6 مقررات ملی ساختمان و بند «ت» برای در نظر گرفتن فشار ناشی از خاک باید به تمام ترکیب بارها باید یک بار (1.6Soil) و یک بار (0.9Soil) اضافه بشود. برای در نظر گرفتن بار ناشی از زلزله از بسط ترکیب بارهای 6 و 7 بند 6-2-3-2 مبحث 6 استفاده می کنیم.
7.6. اعمال بارهای طراحی دیوار حائل در ایتبس
راستای بارهای وارده بر دیوار حائل عمود بر صفحه دیوار و جهتها آنها از سمت خاک به سمت دیوار است. همین موضوع سبب شده است تعیین موقعیت دیوار حائل با توجه به جهت محورهای اصلی نرمافزار (نه محورهای محلی دیوار حائل) بسیار مهم تلقی گردد. در حقیقت پس از تعیین موقعیت دیوار نسبت به محورهای اصلی، بایستی جهت و علامت (مثبت یا منفی) بار به نحوی انتخاب شود که فشار ناشی از بارها همواره دیوار را به سمت داخل هل دهد.
محورهای اصلی نرمافزار همواره بهصورت پیشفرض در گوشه پنجرههای نمایش دیده میشود. این محورها معمولاً در گوشه پایین سمت چپ پلان قرار دارد. اگر به هر محورهای اصلی در یک از پنجرهها قابلمشاهده نبود، از مسیر View > Show Axes میتوان نسبت به فعالسازی و نمایش مجدد آن اقدام کرد.

شکل 40 : نمایش محورهای اصلی دیوار حائل
برای اعمال بارهای وارده به دیوارهای حائل در نرمافزار بایستی مراحل زیر را به ترتیب پیمود:
- ابتدا یکی از قابهای پیرامونی سازه را که دیوار حائل در آن قرار دارد، انتخاب میکنیم. (در این مثال دیوارهای روی آکس 3 را انتخاب نمودهایم.)
- بهوسیلهی موس همه دیوارهای حائل را به حالت انتخاب (Select) درمیآوریم (سعی کنید المانهای دیگری نظیر تیر یا ستون را انتخاب نکنید).
- پس از پیمودن مسیر Assign>Shell Loads>Uniform…، پنجرهای به شکل زیر ظاهر میشود که بهعنوانمثال برای اعمال بار فشار جانبی خاک به دیوارهای روی آکس 3، باید بهصورت زیر تنظیم شود:

شکل 41 : اختصاص بار فشار جانبی خاک به دیوار حائل
1.7.6. تعیین راستا و علامت بارهای جانبی
همانطور که در شکل سهبعدی زیر مشاهده میکنید، فشار جانبی خاک در راستای محور Y و همجهت با آن وارد میشود. بر همین اساس در قسمت Direction عبارت Global-Y را انتخاب نمودیم که بدان معناست که بار وارده در راستای محور Y وارد میشود و برحسب موقعیت دیوار در پلان سازه، جهت بار وارده همجهت با محور Y است که بایستی از علامت بار مثبت (+) استفاده کنیم.

شکل 42 : تعیین راستا و علامت بارهای جانبی وارد بر دیوار حائل
همین روال را برای اعمال فشار جانبی خاک (Soil) و فشار دینامیکی زلزله (RWE) پیش خواهیم گرفت. تنظیمات بارگذاری برای دیوارهای هر قاب بهصورت جدول زیر خواهد شد:

شکل 43 : اعمال فشار جانبی خاک (Soil) و فشار دینامیکی زلزله (RWE) برای سایر دیوارها

برای اطمینان از صحت بارگذاری دیوارها، پس از آنالیز سازه؛ میتوان کانتورهای تنش و تغییر شکلهای ایجادشده در دیوار را از مسیر زیر مشاهده کرد:

شکل 44 : تنظیمات نمایش کانتورهای تنش در etabs
با زدن دکمه OK تنشهای خمشی ناشی از فشار خاک وارده بر دیوار بهصورت کانتورهای رنگی در نرمافزار نمایش داده میشود. همان طور که از کانتورهای رنگی شکل زیر نیز پیداست، مقدار لنگر در پای دیوار (نزدیک فونداسیون) به حداکثر خود رسیده است که با توجه به نحوه توزیع فشار جانبی خاک، کاملاً صحیح و مطابق انتظار است.

شکل 45 : نمایش کانتورهای تنش در Etabs
همینطور برای مشاهده تغییر شکلهای ایجادشده در دیوار حائل براثر فشار خاک وارده، باید مطابق روند زیر پیش رویم:

شکل 46 : تنظیمات نمایش تغییر شکل دیوار حائل در Etabs
که پس از زدن دکمه OK تغییر شکلهای ایجادشده در دیوار بهصورت زیر نمایش داده میشود. با توجه به جهت بارگذاری، تغییر شکلهای ایجادشده کاملاً صحیح و مطابق انتظار است.

شکل 47 : نمایش تغییر شکل دیوار حائل در Etabs
2.7.6. بارگذاری دیوارهای مورب
برای دیوارهای مورب، باید نیروی واردشده بر دیوار را به دونیروی HNx (نیروی تجزیهشده در جهت x) و NPy (نیروی تجزیهشده در جهت y) تبدیل کرد. در زمان اعمال نیروی تجزیهشده به دیوار، باید قسمت Direction را برای نیروی HNx بر روی Gravity-xproj و برای نیروی HPy بر روی Gravity- yproj قرار دهید.

8.6. ضوابط و محدودیتهای آییننامهای در طراحی دیوارهای حائل
پیش از شروع طراحی دیوارهای حائل در نرمافزار ایتبس، بایستی ضوابط آرماتور گذاری این دیوارها بررسی شود؛ زیرا نرم افزار قادر به اعمال این ضوابط در طراحی نبوده و لازم است مهندس طراح آنها را بهصورت دستی در نرم افزار اعمال کند.
1.8.6. حداقل میلگرد افقی

ρافقی ≥ 0.0025
در نرم افزار ایتبس، این محدودیت کنترل می شود و درصورتی که درصد میلگرد افقی محاسباتی کمتر از 0.25 درصد باشد، مقدار حداقل نمایش داده می شود.
2.8.6. حداکثر میلگرد افقی
حداکثر برش مجاز در دیوارهای سازهای مطابق با مبحث نهم به شرح زیر محدودشده است:

شکست برشی می تواند موجب کاهش مقاومت فشاری (محوری) دیوار شود. شکست برشی در دیوارهایی که برش وارد بر دیوار بیش از حداکثر مقدار مجاز آئیننامه (0.83Acv √(f’c)) باشد، باخرد شدن جان همراه است که می تواند منجر به از دست رفتن مقاومت محوری دیوار شود.

شکل 48 : شکست برشی دیوار
این محدودیت توسط نرمافزار ایتبس کنترل می شود و درصورتیکه برش وارد بر دیوار بیش از مقدار آئین نامه باشد، نرم افزار مقدار آرماتور برشی را نمایش نمی دهد و در عوض پیغام OS صادر می کند.

شکل 49 : نمایش پیغام OS در نرم افزار Etabs
قابلتوجه است که نرم افزار مقاومت حداکثر دیوار را بر اساس رابطه 0.66Acv √(f’c ) محاسبه می کند.
3.8.6. حداکثر فواصل میلگرد قائم
مطابق با بند مبحث نهم مقررات ملی ساختمان، فاصله میلگردها نباید از مقدار 35 سانتیمتر تجاوز کند.

4.8.6. حداقل میلگرد قائم

طبق رابطه فوق، در سازه های کوتاه ( (Hw / Lw) < 0.5 ) ، حداقل درصد آرماتور قائم بیش از آرماتور افقی به دست می آید که در این صورت مقدار آن را برابر با درصد میلگرد افقی در نظر می گیریم.
همچنین در سازه های با دیوار برشی متوسط و بلند ( (Hw / Lw) >2.5 ) حداقل درصد آرماتور قائم برابر 0.0025 خواهد بود.در ساختوساز رایج معمولاً این حالت حاکم است و بنابراین در اکثر موارد حداقل درصد آرماتور قائم برابر 0.0025 خواهد بود.
بهعنوان مثال در دیوار سازه با نسبت (Hw / Lw) >2.5 باضخامت h = 250mm آیا می توان از میلگرد قائم φ10@250mm (در دو شبکه) استفاده کرد ؟
![]()

5.8.6. حداکثر میلگرد قائم
مطابق ویرایش قدیمی مبحث نهم (ویرایش 92) درصد میلگرد در دیوار نباید بیش از 4 درصد باشد و با توجه به این درصد در محل وصله نیز باید رعایت شود، در صورت استفاده از وصله پوششی عملاً این مقدار به 2 درصد کاهش می یابد.

نکته: در مبحث نهم ویرایش 99 و نیز ACI318-2019 مشابه این بند وجود ندارد. بنابراین محدودیتی برای حداکثر درصد میلگرد قائم الزام نشده است ولی توصیه می شود در المان مرزی حداکثر 6 درصد و در جان دیوار حداکثر 4 درصد رعایت شود (با احتساب وصله پوششی، به ترتیب 3 و 2 درصد).
6.8.6. تنظیم پارامترهای طراحی در نرم افزار
در طراحی دیوار به روش General و یا Uniform، ایتبس از پارامترهای IP-Max و IP-Min استفاده می کند. درصورتیکه مقطع تعریفشده بهصورت desing به pier نسبت دادهشده باشد (از نوع check نباشد) در این صورت اگر مقدار میلگرد محاسبهشده توسط ایتبس از حداکثر تعریفشده در این قسمت فراتر رود، دیوار غیرقابلقبول اعلام می شود.
همچنین در طراحی دیوار به روش Simplified C & T، ایتبس از پارامترهای PT-Max و PC-Min استفاده می کند. درصورتیکه میزان میلگرد طراحیشده از حداکثر مقدار تعریفشده در PT-Max و PC-Min فراتر رود، نرم افزار ابعاد المان مرزی در این روش را افزایش می دهد.

شکل 50 : تنظیم پارامترهای طراحی در Etabs
9.6. طراحی آرماتورهای قائم دیوارهای حائل در نرمافزار
با اطلاعاتی که از مطالعهی مقالات “آرماتور گذاری دیوار برشی” و “آرماتور گذاری فونداسیون” آموختیم؛ میدانیم طراحی دیوار (برشی و حائل) در نرم افزار Etabs به دو شیوهی آرماتور گذاری یکنواخت (Uniform Reinforcing) و آرماتور گذاری عمومی (General Reinforcing) قابل انجام است.
ازآنجاییکه ستونهای متصل به دیوار حائل جزئی از دیوار (المان مرزی) محسوب نمیشوند؛ استفاده از آرماتور گذاری یکنواخت Uniform Reinforcing به سبب سهولت آرماتور گذاری مناسبتر خواهد بود.
از طرفی در طراحی دیوار حائل به روش Uniform Reinforcing میتوان برای کلیههای دیوارهای یک قاب از نامگذاری یکسان استفاده نمود درحالیکه درروش General Reinforcing بایستی برای دیوارهای هر دهانه نامگذاری مختلفی انجام داد.
با در نظر گرفتن موارد بیانشده، در این مقاله برای آرماتور گذاری دیوار حائل از روش آرماتور گذاری یکنواخت (Uniform Reinforcing) بهره خواهیم برد که برای این کار لازم است مراحل زیر را به ترتیب انجام دهیم:
- انتخاب یک دیوار حائل از هر قاب که توصیه میشود طول دیوار انتخابشده از طول سایر دیوارهای همان قاب بزرگتر باشد تا تلاشهای وارده بحرانیتر شود.
- از مسیر زیر برای آرماتور گذاری مقطع دیوار (تعیین سایز و فاصله میلگردهای قائم، مقدار کاور آنها) استفاده میکنیم.

شکل 51 : اختصاص آرماتور به مقطع دیوار حائل
- پس از کلیک بروی Uniform Reinforcing پنجرهای به شکل زیر ظاهر میشود که لازم است مشخصات مقطع دیوار را وارد نماییم. مقادیر واردشده در این پنجره بایستی دربرگیرنده تمامی ضوابط آرماتور گذاری دیوارهای حائل، که در گام 8 بررسی شد، باشد.

شکل 52 : واردکردن مشخصات مقطع دیوار
- در مورد انتخاب روش محاسبه میلگردهای قائم به روش Check یا Desing، بایستی گفت که در صورت استفاده از روش Desing برای طراحی آرماتورهای قائم دیوار برشی، نرم افزار این آرماتورها بهصورت مساحت میلگرد محاسبه خواهد نمود.در این حالت مهندس بایستی با رعایت ضوابط میلگرد گذاری آییننامه و در نظر گرفتن اصول تیپ بندی، نسبت به تبدیل این مساحت به تعداد و سایز میلگرد اقدام کند. با توجه بهوقت گیر بودن این پروسه، بهتر است از روش Check برای محاسبه آرماتورهای قائم دیوار استفاده شود.
- پس از کلیک بر روی دکمه OK، مقطع تعریف شده به دیوارهای حائل بحرانی انتخابشده، اختصاص داده خواهد شد. با در نظر گرفتن ترسیم نقشههای سازه و سهولت اجرا، بهتر است مشخصات مقاطع همه دیوارها مشابه هم باشند.
- پس از اختصاص مقطع به دیوارهای بحرانی هر قاب، با کلیک بر روی آیکون رسم دیوار برشی، دیوارهای سازه طراحیشده و کفایت مقطع اختصاص دادهشده در مرحله قبل، از مسیر زیر قابلبررسی خواهد بود:

شکل 53 : نمایش نتایج طراحی دیوار حائل
با کلیک بر روی دکمه OK مقدار رِشیو هر دیوار بر روی آن نمایش داده خواهد شد. محل و تعداد ریشوهای نمایش دادهشده با توجه به تعداد نامگذاری دیوار در ارتفاع آن مشخص میشود (به همین دلیل توصیه میشود که حداقل از 2 نامگذاری در ارتفاع دیوار استفاده شود). درصورتیکه مقدار ریشو از یک کمتر باشد، بدان معناست که آرماتورهای قائم دیوار برای بارهای وارده کافی بوده و دیوار تحمل آنها را دارد. (هرچند یکی از رشیوهای روی دیوارها 1.076 شده که کمی از یک بزرگتر است، ولی به دلیل تجاوز بسیار جزئی آن، قابلاغماض است.)

شکل 54 : نمایش ریشوی طراحی دیوار
درصورتیکه مقطع اختصاص دادهشده به دیوار برای بارهای وارده کفایت نکند (رشیو دیوار بزرگتر از یک باشد)، بهتر است تراکم آرماتورهای دیوار را (با در نظر گرفتن نکات اجرایی) افزایش داده شود و در گام بعدی نسبت به افزایش ضخامت دیوار اقدام گردد.
درصورتیکه مقطع اختصاص دادهشده به دیوارها به نسبت بارهای وارده، قویتر باشد (رشیو دیوار بسیار کوچکتر از 1 باشد)، میتوان با کاهش ضخامت دیوار یا سایز آرماتور یا افزایش فاصله میلگردها، در جهت نزدیک کردن رشیو موردنظر به 1 اقدام نمود تا طرح موردنظر اقتصادیتر باشد.
❓آیا امکان طراحی دستی میلگردهای قائم دیوار حائل وجود ندارد؟
پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به توانایی محاسباتی طراح سازه مربوط است؛ زیرا همانند طراحی تیرهای یک قاب خمشی در درس بتنآرمه 1، بایستی مقدار تکتک بارهای وارده به دیوار را در ترکیبات بار سازه جایگذاری کرده و بحرانیترین مقدار برای طراحی برگزینیم.
با توجه به وجود نیروی زلزله وارد بر دیوار حائل و تعداد زیاد این ترکیبات بار، پیمودن این روند بسیار مشکل و زمانبر خواهد شد. لذا محاسبه دستی این آرماتورها چندان توصیه نمیشود. علی رقم این موضوع، در برخی منابع با توجه اینکه که نیروی وارد بر دیوارهای حائل را، صرفاً به نیروی جانبی فشار خاک محدود میکنند (نیروی زلزلهای را به دیوار حائل وارد نمیکنند)؛ با کاهش حجم محاسبات و استفاده از روابط بسیار ساده درصدد محاسبه میلگردهای قائم دیوارهای حائل برمیآیند که نتیجه آن بسیار متفاوتتر از نتیجه گزارششده در نرم افزار است.
10.6. طراحی آرماتورهای افقی دیوار حائل در نرمافزار
پس از اطمینان از کفایت مقطع دیوار (مقدار آرماتورهای قائم و ضخامت تعریفشده)، میتوان میلگردهای افقی دیوار را بر اساس برش وارده محاسبه نمود. نرمافزار مقدار آرماتورهای افقی را همانند خاموت تیرها بر اساس نسبت Av/S گزارش میکند. برای مشاهده این نسبت و محاسبه سایز و فاصله آرماتورهای افقی بایستی مراحل زیر را به ترتیب پیمود:
- پس از اتمام طراحی دیوار با پیمودن مسیر زیر، مشاهده نسبت Av/S بر روی دیوار ممکن خواهد بود:

شکل 55 : مشاهده نسبت Av/S برای طراحی آرماتور افقی در ایتبس
- با کلیک بر روی دکمه OK، مقدار Av/S هر دیوار برحسب واحد نرمافزار (که در این مقاله واحد آن cm2/cm است) نمایش داده میشود.

شکل 56 : نمایش نسبت Av/S
- برای تبدیل مقدار Av/S به سایز و فاصله آرماتور، پس از قرائت بحرانیترین مقدار آن از روی دیوار (که در این مثال Av/S=0.0750 است.)، بهصورت زیر عمل خواهیم نمود
Av/S read = 0.0750 cm2/cm
فرض گرفتن آرماتور شماره 14:

بهعنوان یک توصیه اجرایی بهتر است سایز آرماتورهای افقی با آرماتورهای قائم یکسان در نظر گرفته شود. لذا برای آرماتورهای افقی از میلگرد Φ14 استفاده خواهیم نمود.
نتیجه آرماتور گذاری : مشهای انتخابشده برای دیوار موردنظر که ضخامتی 30 سانتی دارد، بهصورت زیر خواهد بود:
-مش قائم Φ14@30cm
-مش افقی Φ14@35cm
این آرماتور گذاریها برای بحرانیترین دیوار هر قاب به دست آمد. برای آرماتور گذاری دیوارهای حائل سایر دهانه نیز میتوان همین آرماتور گذاری را به آن نیز تعمیم داد.
در برخی ساختمانها ضمن طراحی دیوار حائل برای دیوارهای زیرزمین، از دیوارهای برشی در کنار قاب خمشی بهعنوان سیستم لرزه بر استفاده میشود. با توجه به اینکه دیوارهای حائل کل پیرامون سازه را پوشش داده و دیوار برشی یک دهانه در کل ارتفاع سازه بالا میرود؛ تداخل این دو نوع دیوار اجتنابناپذیر است. (مانند حالتی که در تصویر زیر مشاهده میکنید)

شکل 57 : تداخل دیوار حائل با دیوار برشی
دیواری که در محل تلاقی دیوار برشی با دیوار حائل قرار دارد، چه نوع دیواری است؟ آیا بایستی آن را جزئی از دیوار حائل دانست یا ادامه دیوار برشی در ارتفاع سازه؟
بررسی این موضوع یکی دیگر از مسائلی است که در بین مهندسین همچنان جای مناقشه دارد. برای این حل مسئله سه دیدگاه کلی ارائهشده است:
دیدگاه 1: دیوار مشترک، جزئی از دیوار برشی سازه است. درصورتیکه این دیوار جزئی از دیوار حائل محسوب شود، دیوار برشی در ارتفاع قطعشده و سازه دارای نامنظمی قطع سیستم باربر جانبی در ارتفاع شده و بایستی ضوابط سختگیرانهتری برای جبران این نامنظمی در نظر گرفته شود.
دیدگاه 2: این دیوار مشترک بایستی جزئی از دیوارهای حائل زیرزمین در نظر گرفته شود؛ زیرا با انتقال تراز پایه سازه به بالای سازه، ارتعاش سازه از بالای دیوارهای حائل شروعشده و نیازی نیست که دیوار مشترک نقش دیوار برشی را در لرزه بری سازه ایفا کند.
دیدگاه 3: دیوار مشترک یکبار بهعنوان دیوار حائل و یکبار بهعنوان دیوار برشی تحلیل و طراحی شود و هر حالتی که دیوار مقطع بحرانیتری نیاز داشته باشد، بهعنوان نوع دیوار مشترک انتخاب شود.
از بین این دیدگاهها، دیدگاههای 1 و 2 پشتوانه علمیتری دارد و با توجه به توضیحات ارائهشده در هر دیدگاه، اینگونه به نظر میرسد که دیدگاه 2 در صورت ارضای تمام شرایط مربوط به انتقال پایه به بالای دیوار حائل (ضوابط بند 3-3-1-2 استاندارد 2800)، صحیحتر است.
7. پرسش و پاسخ
8. وبینار مؤسسه سبز سازه
با توجه به اهمیت دیوار حائل موسسه سبز سازه، وبیناری با موضوع «طراحی دیوار حائل برای نیروهای استاتیکی و دینامیکی خاک در نرمافزار ایتبس و دستی» برگذار کرده است که پیشنهاد می شود به منظور تسلط بیشتر بر این موضوع به لینک زیر مراجعه کنید
وبینار طراحی دیوار حائل برای نیروهای استاتیکی و دینامیکی خاک در نرمافزار ایتبس و دستی
9. نتیجهگیری
- درگذشته برای مهار فشار خاک پشت دیوار زیرزمین از دیوارهای بنایی ضخیم استفاده میشد ولی امروزه برای پوشش دیوارهای زیرزمین از دیوارهای بتنی به نام «دیوار حائل» استفاده میشود.
- دیوارهای حائل ازنظر ظاهری بسیار شبیه دیوارهای برشی است ولی ازنظر عملکردی و بارگذاری بسیار متفاوتتر از آن است.
- وجود دیوار حائل علاوه بر مهار فشار خاک پشت آن، میتواند در سبکسازی سازه نیز نقش ایفا کند. بر اساس ویرایش چهارم استاندارد 2800، درصورتیکه شرایط بند 3-3-1- 2 این استاندارد کاملاً ارضا شود؛ میتوان تراز پایه را به بالای دیوار حائل منتقل کرد. با این کار ضریب زلزله محاسبهشده و درنتیجه مقدار نیروی زلزله وارده برسازه کاهشیافته و سازه با مقطع کوچکتری جوابگو خواهد بود.
- بارهای مختلفی از قبیل بار یخ، فشار آب زیرزمینی، بار سیل، بار ناشی از وزن، بار لرزهای و … به دیوار حائل وارد میشود که برخی از آنها با ارائه دیتیل های مناسب در حین اجرا قابل صرفنظر کردن است.
- بارهایی که در طراحی دیوارهای حائل در نرمافزار مورداستفاده است، عبارتاند از: فشار جانبی خاک پشت دیوار و فشار دینامیکی ناشی از زلزله.
- مقدار بارهای وارده بر اساس روابط مکانیک خاک و بهصورت دستی محاسبهشده و برای اعمال نرمافزار استفاده خواهد شد. جهت این بارها همواره طوری ست که دیوارهای حائل را به سمت داخل زیرزمین هل میدهد.
- برخی از گامهای طراحی دیوار حائل مشابه دیوارهای برشی بوده ولی سایر گامها بهصورت اختصاصی برای طراحی دیوار حائل در نرمافزار است.
- پیش از شروع طراحی دیوارهای حائل در نرمافزار، بایستی آرماتور گذاری مقطع دیوار با رعایت ضوابط آرماتور گذاری مبحث نهم صورت گیرد؛ زیرا نرمافزار قادر به اعمال و کنترل خودکار آنها نیست.
- برای افزایش سرعت طراحی، عموماً یک دیوار از هر قاب که طول بیشتری نسبت به سایر دیوارهای همان قاب دارد (دیوار بحرانی) انتخابشده و همان دیوار بارگذاری و طراحی میشود.
- پس از طراحی دیوار بحرانی (تعیین آرماتور گذاری قائم و افقی آن)، میتوان با تعمیم غیرحرفهای گذاری آن به سایر دیوارها؛ نسبت به ترسیم نقشههای سازهای دیوار حائل اقدام نمود.
10. منابع
- مبحث ششم مقررات ملی ساختمان ، ویرایش 1398
- مبحث هفتم مقررات ملی ساختمان، ویرایش 1400
- مبحث نهم مقررات ملی ساختمان ، ویرایش 1399
- ICE Specification for Piling and embedded retaining walls 2nd edition 2007 – Institution of Civil Engineering
- نشریه 308
- یادداشت علمی دکتر مسعود حسین زاده اصل
مسیر یادگیری برای حرفه ای شدن
- 1
- 2
- دیوار حائل؛ گام به گام طراحی دیوار حائل به صورت دستی و نرم افزاری (آپدیت 1400)
مطلبی میخواهید که نیست ؟ از ما بپرسید تا برایتان محتوا رایگان تولید کنیم!
- ارسال سوال برای تولید محتوا

Kae از روی گراف در شرایطی ست که a=0 باشد (خاکریز شیب دار نباشد)
پاسخ دهید
سلام خانم مهندس؛
مطلبی که فرمودید بررسی میشه و در صورت لزوم در متن مقاله اعمال میشه.
ممنون از دقت نظرتون
پاسخ دهید
بسیارعالی!!
پاسخ دهید
مهندس جان ممنون از حسن نظرتون 🙂
پاسخ دهید
سلام آیا طراحی دیوار برشی در طبقات با همکف در ایتبس تفاوت داره یا خیر ممنون
پاسخ دهید
با سلام. خیر تفاوت خاصی ندارد روال کلی کار مشابه است. ما مقطع دیوار را در طبقات مختلف به همراه آرماتورگذاری آن در SD section ترسیم می کنیم و کفایت این مقاطع توسط نرم افزار بررسی می شود. فیلم آموزشی طراحی دیوار برشی در این مورد به شما کمک خواهد کرد. در این فیلم نحوه طراحی دیوارهای برشی در محیط SD section به همراه تهیه دیتیل های اجرایی دیوار به مدت ۲ ساعت آموزش داده شده است.
پاسخ دهید
سلام خیلی عالی بود ممنون
آیا امکان دانلود بصورت پی دی اف برای این مقاله هست؟
پاسخ دهید
با سلام بزودی امکان دانلود پی دی اف همه مقالات فراهم میشه .
سایر مقالات و محتواهای سبزسازه رو هم بررسی کنید.
متشکرم
پاسخ دهید
با سلام
برای ترکیبات بار دینامیکی زلزله برای یک دیوار چرا هم زلزله x را وارد کردید هم زالزله y را؟
به نظر میرسد مثلا برای دیواری که عمود بر راستای x است فقط باید زلزل x را وارد کرد.
پاسخ دهید
سلام. ببخشید یک سوال. فشار جانبی ناشی از وزن خاک و فشار دینامیکی خاک در ترکیبات بارگذاری به صورت همزمان و با ضرایب یکسان وارد می شوند یا به صورت مجرا؟ و دیگر اینکه میلگردهای افقی دیوار حایل برای برش ناشی از زلزله طرح محاسبه شده اند؟
پاسخ دهید
با سلام.
چند نکته مبهم در این آموزش خوب وجود داشت که خواستم خواهش کنم روشن بفرمایید:
۱- فرمودید نیاز به اعمال هیچگونه ضریب ترک خوردگی در دیوار حائل نیست.این به این صورت متبادر میشه که اصلا سراغ دادن عدد در ترک خوردگی نرویم در حالیکه حتما باید در دیوار حائل از ضریب ترک خوردگی ۰٫۷ طبق آیین نامه استفاده بشه.حتی گاهی اوقات پس از مقایسه با دیوار برشی که روی دیوارحائل اگر وجود داشته باشد باید حتما از ضریب ۰٫۳۵ استفاده بشه.
۲- نوع محاسبات آرماتور طولی (خمشی) به این صورت به نظر اشتباه است.ما در دیوار حائل دو سفره میلگرد داریم که یک سفره (سفره بیرونی)بر اساس حداکثر ممان تولید شده از فشار جانبی خاک باید طراحی شود که این عمل با حرکت موس روی کانتور های دیوار بدست میاد و سفره بیرونی طراحی میشود.یک سفره (سفره داخلی) بر اساس ممان فشار داخلی ساختمان طراحی میشود.پس بنابراین سفره بیرونی سفره قویتر و سفره داخلی سفره ضعیفتر است.
در روشی که شما توضیح داده اید از طریق uniform شما تک سفره بیرون رو به دو سفره تبدیل میکنید.در این حالت شاید سفره داخلی جواب دهد ولی عملا چون فشار خاک بیرون رو بین دو سفره تقسیم کرده اید سفره بیرونی ضعیفتر طراحی میشود و این اشکال روش شماست.
۳- ترکیب بارها رو اگه میشد بر اساس aci میدادید بصورت کامل و واضح همراه با فشار خاک دینامیکی خیلی بهتر بود.اشاره اجمالی کردید به ترکیب بارها در حالیکه بسیار قسمت مهمی هست این مورد
با احترام فراوان و تشکر از سایت خوبتون
پاسخ دهید
سلام
۱-ضریب ترک خوردگی در مورد دیوار های برشی اعمال میشود ، نه دیوار حائل. دیوار های حائل به دلیل این که خیلی مقدار زیادی هستند(دور تا دور پلان) ، رفتارشان عمدتا الاستیک است و ترک نمیخورند.
۲- در روش یونیفرم سفره داخلی میلگرد (میلگرد فشاری) و میلگرد سفره خارجی(میلگرد کششی) هر دو یکسان است ، اگر روش جنرال هم استفاده کنید باید سعی کنید این ها را یکسان قرار بدید . چون درست هست که تحت فشار جانبی خاک همیشه سفره داخلی فشار است و سفره خارجی به کشش ، اما موضوع مهم این است که در هنگام زلزله که سازه رفتار رفت و برگشتی دارد ، در هر سیکل زلزله جای فشار و کشش در دیوار حائل عوض میشود و سفره داخلی و خارجی به دلیل ارتعاش سازه هر دو به کشش و فشار میوفتند.
۳- ترکیبات بارگذاری به این صورت هست که در هر ترکیبی این ضریب فشار جانبی خاک یک بار با ضریب ۰٫۹ ، یک بار با ۱٫۶ ظاهر میشود. یعنی اگر ساختمان ۴ وجه داشته باشد ، در هر وجهی باید یک نوع بار Soil بسازیم، یعنی در تعریف بار ها باید ۴ نوع soil بسازیم ، بعد در ترکیب بار ها هر کدام میتواند ۱٫۶ یا ۰٫۹ باشد. خیلی تعداد ترکیبات بار زیاد میشود .
پاسخ دهید
ضریب ترک خوردگی می بایست اعمال شود.
پاسخ دهید
با سلام و عرض خسته نباشید
تشکر از مجموعه سبز سازه بابت کارهای ارزشمندتون
در مورد مقاله بالا در قسمت ” تاثیر وجود دیوار حائل بر طراحی لرزه ای سازه ” جمله ” انتقال تراز پایه به بالای دیوارهای حائل سبب کاهش ارتفاع سازه از تراز پایه شده و ضرایب زلزله سازه را کاهش می دهد ” باید بصورت ” انتقال تراز پایه به بالای دیوارهای حائل سبب کاهش ارتفاع سازه از تراز پایه شده و ضرایب زلزله سازه را افزایش می دهد ولی لنگرهای ناشی از بارهای جانبی کاهش می یابد ” اصلاح شود و در قسمت سوال “در صورتی که تغییرمکان بالاترین ترازِ دیوار حائل ضابطه فوق را ارضا نکند ” در مورد راهکار اول ، اگر در حالتی که دیوار حایل داریم مواردی مانند تعیین زمان تناوب سازه ، ترکیب سیستم ها در ارتفاع ، نامنظمی سختی جانبی و … تدقیق بفرمایید ممنون میشم.
پاسخ دهید
عالی دست مریزاد
پاسخ دهید
ممنون از توجه تون 🙂
پاسخ دهید
عالی بود . ممنون از وقتی که میذارید و چنین مطالب خوبی رو تهیه میکنید. خدا قوت
قوی ادامه بدین. ممنون
پاسخ دهید
سلام مهندس جان.
ممنون از حسن نظرتون 🙂
پاسخ دهید