۸ خطای اکسل که مهندسان عمران نمی دانند!

اگر شما هم مهندس عمران هستید و زیاد با اکسل سروکار دارید حتما با خروجی های نامفهومی از اکسل مواجه شده اید. این خروجی های نامفهوم در اکسل به نام خطاهای فرمول نویسی شناخته می شوند. هر کدام از این خطاها دلیلی دارند که باعث شده اند خروجی مطلوب شما نمایش داده نشوند. در این پست از سری اکسل برای عمران به بررسی ۸ خطایی که در فرمول نویسی احتمال مواجه شدن با آن وجود دارد را بررسی می کنیم.

خطا

خطا

۱- تقسیم عدد بر صفر!!!

اگر با اکسل سروکار دارید حتما با عبارات Div/0#! روبرو شده اید. همانطوری که همه مان می دانیم تقسیم کردن عدد بر صفر در ریاضیات مفهمومی ندارد. این موضوع در نرم افزار اکسل که بر اساس ریاضیات بنا شده است نیز صادق است.

اگر به طور عمد در فرمول نویسی عبارتی را بر صفر تقسیم کنید یا اینکه این عمل سهوا انجام گیرد خروجی خطای #Div! خواهد بود. منظور از سهوا این است که در فرمول نویسی به سلولی ارجاع دهید که خالی هست یا به اصطلاح اکسل Blank cell باشد.

جعبه خالی

خالی

۲- رفرنس های نامعلوم!!

فرمول نویسی اکسل بدون ارجاع و رفرنس دادن که نمی شود. ولی خطایی که ممکن است بر اثر این رفرنس دادن ها رخ دهد مربوط به حذف این رفرنس ها می باشد. فرض کنید فرمولی نوشته اید بعد از نگارش فرمول، سلولی که به آن ارجاع داده شده است حذف شود یا اینکه جابجا شود خطای !Ref# به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

ناشناخته و نامعلوم

نامعلوم

۳- غلط املایی!!!

۳ حالتی که ممکن است خطای !Name# رخ دهد را با هم بررسی کنیم:

  • تایپ اشتباه تابع
  • استفاده از رشته متنی بدون کوتیشین
  • استفاده از توابع سفارشی زمانی که فعال نیستند.

این ۳ حالت معمولا بیشتر اتفاق می افتد.

۴- ورودی های عجیب!!

همه ی توابع شامل دستورالعمل خاصی می باشند. یعنی آرگومان های ورودی مشخصی دریافت می کنند و خروجی های آنها نیز معلوم هست که از چه نوعی می باشد. حال اگر کاربر ورودی که تابع نیاز دارد را مقداری نامطلوب وارد نماید خطای !value# در خروجی نشان داده خواهد شد. علاوه بر نامطلوب بودن مقدار ورودی، زمانی که تابعی یک سلول را به عنوان ورودی نیاز دارد کاربر یک محدوده انتخاب کند یا بر عکس آن، این خطا رخ خواهد داد.

Excel error

ورودی عجیب

۵- موجود نیست!!

یک سری توابع با جستجو مقداری را از یک محدوده به عنوان خروجی نمایش می دهند. حال اگر این مقدار در محدوده ی مورد نظر ما نباشد خطای #N/A نمایش داده خواهد شد.

۶- خیلی بزرگ!!

خطای Num# معمولا زمانی رخ می دهد که محاسبات فرمول نویسی خیلی خیلی بزرگ یا خیلی خیلی کوچک باشد. حالاتی دیگر نیز این خطا رخ می دهد که خیلی به کار ما نمی آید.

خیلی بزرگ

خیلی بزرگ

۷- فراموشکاری!!

خطای Null# یکی از خطاهایی می باشد که براثر فراموش کردن جداگر میان کاراکترها یا عملگرها رخ می دهد. فرض نمایید فرمولی به این نحو بنویسید که

=sum( I A;By)

در این فرمول قرار است سه کاراکتر I,A,By با هم جمع شوند ولی کاراکتر جداکننده مابین I,A فراموش شده است و خطای Null# به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. یا اینکه فرمولی را به این نحو بنویسیم I A*By= که کاراکتر ضرب را در بین I,A فراموش کرده باشیم.

در عملگرهای رفرنس یکی از حالات به این صورت می باشد که تداخل دو ناحیه را به صورت خروجی نشان می دهد. این عملگر به طور مثال به این نحو مورد استفاده قرار می گیرد.

=A1:A10 A3:E3

خروجی این فرمول سلول A3 که در هر دو ناحیه مشترک هست می باشد حال اگر این دو ناحیه تداخلی نداشته باشند خطای Null# را خواهیم داشت.

فرموش کاری

فرموش کاری

۸- زمان منفی!!

اگر با فرمت انتخابی برای سلول ها آشنایی دارید؛ یکی از این فرمت ها فرمت تاریخ و زمان می باشد. حال اگر در یک سلول عدد منفی وجود داشته باشد سپس فرمتی از جنس تاریخ و زمان انتخاب نماییم با منتظر این خروجی باشیم: ###########

همچنین اگر طول وارده در سلول بیشتر از اندازه مدنظر سلول باشد یا اینکه نتواند مقدار را در سلول نمایش دهد و نیاز به بزرگتر نمودن آن باشد این خطا نمایش داده می شود.

یازده تکنیک Table در اکسل

اگر با اطلاعات زیادی سر وکار دارید و این اطلاعات به صورت ستون بندی شده دسته بندی شده اند و هر ستونی نامی دارد پس توصیه می کنم در ادامه با ما باشید تا ابزاری برای مدیریت داده ها در اکسل به شما معرفی کنیم.

افرادی که با داده های زیاد سروکار دارند و لازم هست تا گزارش گیری های متنوعی داشته باشند برای اینکه راحت تر بتوانند در بین این داده ها، داده خاصی را پیدا کنند ابزار TABLE، یکی از بهترین پیشنهادات نرم افزار اکسل به آنها خواهد بود.

طریقه ایجاد TABLE

برای تبدیل یک محدوده به جدول می توان به ۲ طریق زیر عمل کرد:

  1. محدوده ی سلول هایی که قصد تبدیل آنها به جدول دارید را انتخاب کنید. سپس از طریق Home > Styles > Format As Table با انتخاب یکی از حالات، استایلی برای محدوده انتخاب کنید. در اینجا پنجره ای باز خواهد شد و این سوال را از شما می پرسد که آیا این محدوده را تبدیل به جدول کنم که با زدن دکمه ok محدوده تبدیل به جدول خواهد شد.
  2. محدوده را انتخاب کنید و از Insert > Tables > table ابزار table را انتخاب نمایید یا اینکه کلید ترکیبی Ctrl+T را فشار دهید.

چند تکنیک درباره جدولی که ایجاد کردیم:

  1. برای جدول ایجاد شده به طور خودکار اکسل نامی در نظر می گیرد. از این نام در فرمول نویسی ها می توانیم استفاده کنیم.
  2. اگر در زمان ایجاد جدول چک باکس مربوط به سربرگ را تیک زده باشید، ردیف اول داده ها به عنوان سربرگ جدول در نظر گرفته می شود. نام هر یک از ستون ها نیز با عنوان سربرگ شناخته می شود.
  3. زمانی که به سمت پایین حرکت کنید دیگر حروف الفبایی مربوط به نام ستون ها نشان داده نمی شود و به جای آن عنوان سربرگ نمایان خواهد شد.
  4. در پایین جدول می توانید ردیف خودکاری اضافه کنید که این ردیف می تواند جمع، شمارش تعداد سلول ها و… را به صورت خودکار انجام دهد. این ردیف با کلیک بر روی جدول و فعال شدن Table Tools از آدرس Design>Table Style Options>Total Row انجام می شود. با زدن تیک چک باکس Total Row ردیف Total اضافه خواهد شد. نوع خروجی که این ردیف قرار است نمایش بدهد از لیست مربوط به هر سلول قابل انتخاب می باشد.
  5. جدول قابلیت بزرگ شدن دارد. زمانی که در آخرین سلول جدول مقداری را وارد کنید و بعد از آن بخواهید به ردیف بعدی بروید با نگارش داده ای در سلول، آن ردیف به جدول اضافه خواهد شد. حتی ردیف جمع که در شماره ۴ بیان کردیم هم یک ردیف به سمت پایین جابجا می شود.
  6. در صورتی می خواهید داده های تکراری را از جدول حذف کنید می توانید با کلیک بر روی سلولی از جدول و فعال شدن Table Tools از Design>Tools>Remove Duplicates حذف کردن داده های تکراری را فعال کنید. پنجره ای باز خواهد شد و این موضوع را باید در این پنجره مشخص کنید که داده ها از کدام ستون بررسی و حذف شوند.
  7. فیلتر و مرتب سازی هوشمندانه تر در جدول قابل انجام می باشد. در جدولی که ایجاد کردیم سربرگ آن در حالت عادی به صورت فیلتر در خواهد آمد. با زدن هر کدام از این فیلترها و انتخاب نوع آن می توانیم مواردی که قصد فیلتر آنها را داریم انتخاب کنیم.
  8. در صورتی که  خواهیم دکمه فیلتر در سربرگ نمایش داده نشود با فعال کردن table Tools و بعد از آن از Design>Table Style Options>Filter Button چک باکس بودن یا نبودن فیلتر در سربرگ را انتخاب می کنیم.
  9. در جداول لازم نیست فرمولی که می نویسیم را برای بقیه سلول ها کپی کنیم بلکه با نوشتن فرمول برای اولین سلول و زدن کلید اینتر بقیه سلول های جدول به صورت خودکار تکمیل خواهند گشت.
  10. ابزاری که در جدول خیلی مورد توجه هست، Structure Reference ها هستند. در زمان فرمول نویسی با انتخاب هر سلول، نام عادی آن در نظر گرفته نمی شود بلکه نامی از ستون آن انتخاب می شود که به این حالت خواهد بود:

=[@عنوان سربرگ ستون]

این موضوع باعث افزایش سرعت در فرمول نویسی خواهد شد. در صورتی که می خواهید از داده های جدول دیگری هم استفاده کنید می توانید فرمول را به این حالت بنویسید:

[عنوان سربرگ ستون] نام جدول=

Structure Reference از طرفی خوانایی برنامه و از سوی دیگر با جابجایی و انتقال سلول ها بازه های مشخص شده تغییر نخواهند کرد.

به طور مثال :

فرمول در کسل

فرمول در کسل

این دو فرمول یک موضوع را بررسی می کنند ولی خوانایی فرمول اولیه به مراتب بهتر از فرمول مربوط به محدوده می باشد.

و آخرین نکته: در حالت عادی اگر شما فرمول مربوط به یک سلول از محدوده ای را تغییر بدهید برای اعمال این تغییر به بقیه سلول های محدوده باید فرمول آن را برای بقیه سلول ها کپی کنید. اما در جدول با تغییر فرمول یک سلول، فرمول بقیه سلول های آن ستون نیز تغییر خواهد کرد و به نوعی آپدیت خواهد گشت.

این فقط ۱۱ نکته از ویژگی های مختلف جدول در نرم افزار اکسل بود. در فایل PDF پیوست علاوه بر بررسی دقیق تر این موارد نکاتی دیگر از قابلیت های Table  را بیان خواهیم نمود.

به شرط جمع

این پست از سری پست های اکسل برای عمران را با این مثال شروع کنم که قصد دارم بخشی از جدول لیستوفر را تکمیل کنم. جدول اولیه ای که آماده شده است مقدار میلگرد مصرفی را در هر مکان مشخص می کند. حال قصد آن را دارم تا جدولی به صورت خلاصه تهیه کنم که مقدار میلگرد مصرفی را در کل پروژه برایم تعیین نماید.

راه حل ساده و خیلی وقت گیر این هست که یکی یکی این موارد را از داخل جدول پیدا کنیم و جمع بزنیم که کاری غیرحرفه ای خواهد بود. اما راه حلی که طراحان کاتالیزور از آن استفاده می کنند به کارگیری توابع اکسل می باشد.

اکسل

جدول ۲                                                                                                  جدول ۱

ابتدا مسیری که باید با اکسل طی کنیم یا به عنوان دیگر صورت مسئله را بررسی کنیم. قرار است میلگرد های به کار گرفته شده را از جدول اول بر حسب قطر آن جمع زنیم و در جدول ۲ بر حسب وزن آن محاسبه کنیم.

پس باید جمع هایمان بر اساس شرط انجام گیرد. این شرط قطر میلگرد می باشد که بر اساس آن طول های هر نوع میلگرد را جمع می کنیم. اگر پست های قبلی سری اکسل برای عمران را دنبال کرده اید؛ در مورد تابع Sum و تابع شرطی If صحبت هایی کردیم. تابعی که می خواهم معرفی کنم تابع Sumif هست. تابعی که ترکیبی از جمع و شرط می باشد.

مطلوب ما در اینجا جمع طول میلگردها به شرط قطر مشابه می باشد. که این کار به راحتی با تابع Sumif انجام می گیرد.

اجزای تابع

SUMIF(range, criteria, [sum_range])

محدوده چک کردن شرط:

در اولین آرگومان این تابع محدوده ای را مشخص می کتیم تا شرطی که در آرگومان دوم تعریف می کنیم را چک نماید. در مثال فوق ستون B جدول اول می باشد.

شرط:

دومین آرگومان؛ شرط مان هست که قرار است بر اساس آن جمع انجام گیرد؛ که برای راحتی کار برای هر ردیف از جدول دوم سلولی از ستون G مشخص می کنیم.

محدوده جمع کردن:

بعد از اینکه شرط در محدوده تعیین شده مورد بررسی قرار گرفت، جمع مواردی که مورد قبول شرط قرار گرفتند باید انجام گیرد. محدوده ای را تعیین می کنیم تا بر اساس شرط جمع صورت گیرد. در این مثال ذکر شده ستون E از جدول اول می باشد.

این مثالی ساده ولی کاربردی از تابع Sumif بود. به طور مفصل درباره این تابع به همراه چندین مثال جذاب و کاربردی در فصل دوم طراحان کاتالیزور بحث خواهیم نمود.

به نظر شما این تابع در کدام محاسبات دیگر مهندسی ما را به طراحی کاتالیزور تبدیل خواهد نمود؟

تابع Vlookup اکسل

به جرات می توان تابع vlookup در اکسل را یکی از مهم ترین و پرکاربردترین توابع اکسل دانست. این تابع جزو توابع جستجو و مرجع می باشد. وظیفه اصلی این تابع جستجو در بانک های اطلاعاتی مثل فهرست ابنیه بر اساس مقدار ورودی می باشد. البته این تابع علاوه بر جستجو در تکمیل و محاسبات اکسل نیز کمک های زیادی می کند.

در این پست از سری اکسل برای عمران در مورد تابع vlookup صحبت خواهیم نمود که جستجوها در جداول را برایمان انجام دهد.

تابع VLOOKUP یا Vertical LOOKUP عبارتی که توسط کاربر وارد می شود را در اولین ستون محدوده مشخص شده جستجو می کند و پس از پیدا کردن پارامتر مورد نظر، محتوای سلول متناظر (هم ردیف) با سلول پیدا شده در هریک از ستون های مجاور که توسط کاربر مشخص شده را به عنوان خروجی نمایش می دهد.

اجزاء


تابع Vlookup

اجزای این تابع پرکاربرد را در مثالی کاربردی مهندسی بررسی می کنیم.

مثال : متره و برآورد با اکسل


شیت ۱: فهرست ابنیه

اکسل عمران


شیت ۲: جدول ریزمتره

اکسل برای عمران

باید بر اساس شماره فهرست بهاء که در ستون اول شیت ۲ وارد می شود شرح عملیات و واحد عملیات را تکمیل کنیم. راه حل خیلی معمولی این هست که یکی یکی شماره ها را از جدول ابنیه پیدا کنیم و مقدار شرح عملیات آن را کپی و در محاسبات مان از آن استفاده کنیم. که البته خیلی راه سخت و خسته کننده ای خواهد بود.

راه حل حرفه ای تر این هست که از تابع Vlookup استفاده کنیم تا جستجو ها را به صورت خودکار برای ما انجام دهد.

اما اجزای این تابع به شرح زیر هست:

مقدار موردنظر برای جستجو:


این بخش (آرگومان ) توسط کاربر مشخص می شود. مقداری خواهد بود که تابع بر اساس آن جستجو را انجام خواهد داد. در اینجا این مقدار شماره فهرست بهایی می باشد که توسط ما وارد شده است. مقدار این آرگومان می تواند یک عدد، رشته متنی، آدرس سلول و یا تابع دیگری باشد. این مقدار در اولین ستون محدوده ای که برای تابع مشخص خواهیم نمود جستجو می شود که در اینجا ستون “شماره” در فهرست ابنیه خواهد بود. برای اولین مورد A2 خواهد شد (این سلول در شیت ۲ قرار دارد).

محدوده جستجو:


این آرگومان ناحیه ای که قرار است در آن جستجو انجام گیرد را مشخص می کند. این ناحیه باید از ستونی که قرار است در آن مقدار آرگومان اول را پیدا کنیم شروع و تا ستونی که در آن خروجی مان قرار دارد ادامه پیدا خواهد کرد.

برای مثال مطرح شده محدوده جستجو ما به صورت Sheet1!A:C می باشد. در شیت ۱ مقدار مورد نظرمان در ستون A  جستجو می شود و براساس آرگومان بعدی که معرفی خواهیم نمود مقادیر متناظر از ستون های B و C انتخاب می شوند.

شماره ستون:


بعد از اینکه مقدار مورد نظر برای جستجو در محدوده ای که مشخص کردیم پیدا شد، شماره ستون که یک عدد می باشد، ستون متناظری که خروجی باید از آن انتخاب شود را مشخص می کند. این مقدار نمی تواند عددی کمتر از یک باشد.

در اینجا تابع مقدار سلول A2 را در ستون A جدول ابنیه پیدا کرده است حالا برای اینکه مقدار “شرح عملیات” به صورت خروجی نمایش داده شود باید عدد ۲ و برای اینکه ” واحد ” نیز به صورت خودکار تکمیل گردد از عدد ۳ در پارامتر سوم استفاده می کنیم.

جستجوی تقریبی یا دقیق [اختیاری] :


مقدار این پارامتر True یا false می تواند باشد. اگر مقدار این پارامتر را True  یا عدد ۱ یا هیچ موردی درنظر نگیریم در صورتی که مقدار ورودی یافت نشود بزرگترین مقدار کوچکتر از مقدار مورد نظر برای جستجو به صورت خروجی نشان داده خواهد شد. در این حالت باید حتما مقادیر ستونی که قرار است در آن جستجو انجام گیرد به صورت صعودی مرتب شود.

در صورتی هم که این مقدار False  یا عدد صفر باشد خروجی دقیقی خواهیم داشت و حتی اگر مقادیر ستون جستجو مرتب هم نباشند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. اگر در ستون مورد نظر برای جستجو مقدار یافت نشد خروجی به صورت خطا نشان داده خواهد شد. در صورتی که چندین جواب برای جستجو وجود داشته باشد اولین موردی که توسط تابع تشخیص داده شود به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

در این مثال چون مقدار دقیقی لازم داریم پس از False استفاده می کنیم.

براساس آنچه بیان شد فرمولی که برای شرح عملیات در سلول B2 شیت ۲ باید بنویسیم به شکل زیر خواهد شد:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;2;0)

برای واحد عملیات هم در سلول C2 به صورت زیر خواهد بود:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;3;0)

فرمول این دو سلول را برای بقیه سلول های ستون هایشان کپی می کنیم. حالا اگر مقدار شماره فهرست بها تغییر کند مقادیر این دو سلول نیز تغییر می کند.

برای اینکه سلول های دیگر هم به صورت هوشمندانه تکمیل کنید حتما ویدئوی آموزشی رایگان تابع If را هم مشاهده کنید.

اگر در مورد کاربردهای این تابع بیشتر می خواهید بدانید در فیلم آموزشی متره با اکسل به طور مفصل این تابع را در یک مثال متره و برآورد بیان نموده ام.

منطق در حد آدمیزاد

اگر تا به حال نگاهی به آیین نامه ها و نشریات مهندسی انداخته باشید، روند محاسبه به صورت مرحله به مرحله و با در نظر گرفتن شرط ها و کنترل های مربوطه می باشد. از آنجایی که بعضی از قسمت های طراحی سازه مثل طراحی اتصالات توسط نرم افزار های مطرح انجام نمی شود و نیازمند طراحی دستی یا استفاده از نرم افزار های جانبی می باشد، برای افزایش سرعت و دقت در محاسبات دستی به معرفی یکی از توابع پرکاربرد اکسل می پردازیم که بررسی شرط ها و کنترل ها را آسان خواهد نمود.

تابع if جزو توابع منطقی نرم افزار اکسل می باشد. این تابع از ساختار زیر تشکیل شده است:

تابع if در اکسل

تابع if

شرط: اولین پارامتر تابع if شرطی می باشد که توسط نرم افزار اکسل بررسی می گردد و خروجی آن درست بودن یا نادرست بودن شرط می باشد. مقدار این پارامتر می تواند یک عدد یا یک سلول و یا یک عبارت منطقی باشد.

مقدار در صورت برقرار بودن شرط: در صورتی که خروجی شرط تعیین گشته در پارامتر اول True باشد، این مقدار به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقدار این قسمت هر چیزی می تواند باشد، حتی می توانیم دوباره از یک تابع استفاده نماییم.

مقدار در صورت برقرار نبودن شرط[اختیاری] : در صورتی هم که خروجی شرط مشخص شده در پارامتر اول تابع false باشد، مقدار قسمت سوم تابع به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقادیر مجاز برای این قسمت هم همانند پارامتر قبلی همه چیز می تواند باشد.

برای درک بهتر از این تابع و طریقه استفاده از آن کلیپ زیر را مهیا نموده ایم که در آن، این تابع را طی دو مثال عمرانی بررسی کرده ایم.

اگر به دنبال یادگیری بیشتر هستید توصیه می کنیم  فصل اول طراحان کاتالیزور که در آن به طور مفصل اجزای این تابع را تشریح کرده ایم و با مثال های متنوع کاربردهای آن را در زمینه مهندسی عمران در حالت های مختلف بیان نموده ایم را مشاهده نمایید.


۸ تابع اکسل که هر مهندس عمران باید بداند

برنامه اکسل یک صفحه شطرنجی دیجیتال صرف نیست بلکه ابزاری مناسب برای آنالیز و محاسبات داده ها می باشد. برای اینکه از قدرت اکسل به طور مفید بتوانیم در حساب و کتاب مهندسی استفاده کنیم باید با توابعش آشنایی داشته باشیم.

این پست از مجموعه مطالب اکسل برای عمران می باشد. اگر شما هم مثل من به دنبال ایجاد جداول زیبایی از داده ها با امکان انجام محاسبات سریع و دقیق به همراه گزارش گیری های منحصر به فرد هستید پس توصیه می کنم این سری را دنبال نمایید.

اکسل

اکسل

اگر محاسب یا مترور هستید و کلاه تان در وادی داده های زیاد عددی و متنی افتاده باشد حتما حال من را درک می کنید؛ که ملال آور ترین کار دنیا محاسبات تکراری و به هم مرتبط می باشد. قبل از اینکه به صورت کاربردی از اکسل در زمینه عمرانی استفاده کنم دیدگاهم در مورد این نرم افزار، در حد صفحه ای برای ایجاد جداول و جمع و تفریق یک سری عدد با هم بود تا اینکه با توابع و امکانات بی شمار این نرم افزار آشنا شدم و سعی ام بر این است که به صورت خیلی مختصر و کاربردی این امکانات را با شما در میان بگذارم.

در ادامه به معرفی مختصر از  ۸ تابع کاربردی اکسل که علاوه بر افزایش سرعت ، دقت را نیز در محاسبات مهندسی برایمان به ارمغان خواهد آورد می پردازیم.

۱-sum

این تابع همه مقادیر یک محدوده خاص را با هم جمع می کند. این محدوده ی خاص می تواند چند سلول ، یک ستون ، چند ستون و… باشد.

=SUM(H3;H4;I4;E9;F2)

=SUM(H1:H11)

=SUM(I:I;H:H;E:E)

۲- if

این تابع شرطی بر این اساس کار می کند که یک شرطی را بررسی کرده و در صورت درست بودن شرط یک خروجی نشان خواهد داد و در صورتی که شرط نادرست باشد خروجی دیگری نشان خواهد داد.

این تابع در چک کردن کنترل هایی که آیین نامه ها در نظر گرفته اند و یا داشتن دید کلی نسبت به داده ها مفید می باشد.

اگر حال خواندن ندارید این ویدئو را مشاهده کنید!

=IF(Cx>0.12*I*A;”ok”;”Notok”)

۳-sumif

این تابع مقادیر سلولهای مشخص شده در یک محدوده را با در نظر گرفتن شرطی که برایش تعریف می کنیم جمع می کند.

=SUMIF(F8:F15;”Nx”;G8:G15)

=SUMIF(K10:K12;”>=2″;L10:L12)

۴-count

این تابع سلول های یک محدوده خاص که حاوی فقط مقدار عددی هستند را می شمارد. در صورتی که نیاز به شمارش سلول ها با تایپ های مختلف هستید می توانید از COUNTA استفاده کنید و اگر هم درصدد شمارش فقط تعداد سلول های خالی هستید از تابع COUNTBLANK استفاده نمایید.

=COUNT(F11:F13)

=COUNTA(F7:G15)

۵-COUNTIF

شبیه به تابع قبلی می باشد با این تفاوت که تعداد سلول هایی را به صورت خروجی نمایش خواهد داد که شرط تعیین شده را ارضا نماید.

=COUNTIF(G7:G18;”<1″)

۶-MIN

خروجی این تابع کمترین  مقدار عددی در سلول های یک محدوده ی خاص می باشد.

=MIN(G7:G12)

۷-MAX

همانند تابع قبلی است فقط با این تفاوت که بزرگترین مقدار عددی در محدوده سلول ها را به صورت خروجی نمایش خواهد داد.

=MAX(G7:G12)

۸-VLOOKUP

این تابع جزو توابع جستجو می باشد و به جرات می توان گفت یکی از پرکابردترین توابع اکسل مخصوصا در زمینه مهندسی عمران هست. این تابع یک مقدار برای جستجو دریافت می کند و براساس جستجو در جدول تعیین شده مقدار متناظر با مقدار مورد نظر برای جستجو را به صورت خروجی نشان می دهد. به طور مثال فرض کنید مشخصات مقطعی را برای محاسبات لازم داریم، این تابع مشخصات مورد نظر را بر اساس نوع مقطعی که مشخص کردیم از داخل جدول اشتال پیدا کرده و در محاسبات استفاده می کند.

=VLOOKUP(B5;Table!K1:L5;2;FALSE)