۸ خطای اکسل که مهندسان عمران نمی دانند!

اگر شما هم مهندس عمران هستید و زیاد با اکسل سروکار دارید حتما با خروجی های نامفهومی از اکسل مواجه شده اید. این خروجی های نامفهوم در اکسل به نام خطاهای فرمول نویسی شناخته می شوند. هر کدام از این خطاها دلیلی دارند که باعث شده اند خروجی مطلوب شما نمایش داده نشوند. در این پست از سری اکسل برای عمران به بررسی ۸ خطایی که در فرمول نویسی احتمال مواجه شدن با آن وجود دارد را بررسی می کنیم.

خطا

خطا

۱- تقسیم عدد بر صفر!!!

اگر با اکسل سروکار دارید حتما با عبارات Div/0#! روبرو شده اید. همانطوری که همه مان می دانیم تقسیم کردن عدد بر صفر در ریاضیات مفهمومی ندارد. این موضوع در نرم افزار اکسل که بر اساس ریاضیات بنا شده است نیز صادق است.

اگر به طور عمد در فرمول نویسی عبارتی را بر صفر تقسیم کنید یا اینکه این عمل سهوا انجام گیرد خروجی خطای #Div! خواهد بود. منظور از سهوا این است که در فرمول نویسی به سلولی ارجاع دهید که خالی هست یا به اصطلاح اکسل Blank cell باشد.

جعبه خالی

خالی

۲- رفرنس های نامعلوم!!

فرمول نویسی اکسل بدون ارجاع و رفرنس دادن که نمی شود. ولی خطایی که ممکن است بر اثر این رفرنس دادن ها رخ دهد مربوط به حذف این رفرنس ها می باشد. فرض کنید فرمولی نوشته اید بعد از نگارش فرمول، سلولی که به آن ارجاع داده شده است حذف شود یا اینکه جابجا شود خطای !Ref# به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

ناشناخته و نامعلوم

نامعلوم

۳- غلط املایی!!!

۳ حالتی که ممکن است خطای !Name# رخ دهد را با هم بررسی کنیم:

  • تایپ اشتباه تابع
  • استفاده از رشته متنی بدون کوتیشین
  • استفاده از توابع سفارشی زمانی که فعال نیستند.

این ۳ حالت معمولا بیشتر اتفاق می افتد.

۴- ورودی های عجیب!!

همه ی توابع شامل دستورالعمل خاصی می باشند. یعنی آرگومان های ورودی مشخصی دریافت می کنند و خروجی های آنها نیز معلوم هست که از چه نوعی می باشد. حال اگر کاربر ورودی که تابع نیاز دارد را مقداری نامطلوب وارد نماید خطای !value# در خروجی نشان داده خواهد شد. علاوه بر نامطلوب بودن مقدار ورودی، زمانی که تابعی یک سلول را به عنوان ورودی نیاز دارد کاربر یک محدوده انتخاب کند یا بر عکس آن، این خطا رخ خواهد داد.

Excel error

ورودی عجیب

۵- موجود نیست!!

یک سری توابع با جستجو مقداری را از یک محدوده به عنوان خروجی نمایش می دهند. حال اگر این مقدار در محدوده ی مورد نظر ما نباشد خطای #N/A نمایش داده خواهد شد.

۶- خیلی بزرگ!!

خطای Num# معمولا زمانی رخ می دهد که محاسبات فرمول نویسی خیلی خیلی بزرگ یا خیلی خیلی کوچک باشد. حالاتی دیگر نیز این خطا رخ می دهد که خیلی به کار ما نمی آید.

خیلی بزرگ

خیلی بزرگ

۷- فراموشکاری!!

خطای Null# یکی از خطاهایی می باشد که براثر فراموش کردن جداگر میان کاراکترها یا عملگرها رخ می دهد. فرض نمایید فرمولی به این نحو بنویسید که

=sum( I A;By)

در این فرمول قرار است سه کاراکتر I,A,By با هم جمع شوند ولی کاراکتر جداکننده مابین I,A فراموش شده است و خطای Null# به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. یا اینکه فرمولی را به این نحو بنویسیم I A*By= که کاراکتر ضرب را در بین I,A فراموش کرده باشیم.

در عملگرهای رفرنس یکی از حالات به این صورت می باشد که تداخل دو ناحیه را به صورت خروجی نشان می دهد. این عملگر به طور مثال به این نحو مورد استفاده قرار می گیرد.

=A1:A10 A3:E3

خروجی این فرمول سلول A3 که در هر دو ناحیه مشترک هست می باشد حال اگر این دو ناحیه تداخلی نداشته باشند خطای Null# را خواهیم داشت.

فرموش کاری

فرموش کاری

۸- زمان منفی!!

اگر با فرمت انتخابی برای سلول ها آشنایی دارید؛ یکی از این فرمت ها فرمت تاریخ و زمان می باشد. حال اگر در یک سلول عدد منفی وجود داشته باشد سپس فرمتی از جنس تاریخ و زمان انتخاب نماییم با منتظر این خروجی باشیم: ###########

همچنین اگر طول وارده در سلول بیشتر از اندازه مدنظر سلول باشد یا اینکه نتواند مقدار را در سلول نمایش دهد و نیاز به بزرگتر نمودن آن باشد این خطا نمایش داده می شود.

یازده تکنیک Table در اکسل

اگر با اطلاعات زیادی سر وکار دارید و این اطلاعات به صورت ستون بندی شده دسته بندی شده اند و هر ستونی نامی دارد پس توصیه می کنم در ادامه با ما باشید تا ابزاری برای مدیریت داده ها در اکسل به شما معرفی کنیم.

افرادی که با داده های زیاد سروکار دارند و لازم هست تا گزارش گیری های متنوعی داشته باشند برای اینکه راحت تر بتوانند در بین این داده ها، داده خاصی را پیدا کنند ابزار TABLE، یکی از بهترین پیشنهادات نرم افزار اکسل به آنها خواهد بود.

طریقه ایجاد TABLE

برای تبدیل یک محدوده به جدول می توان به ۲ طریق زیر عمل کرد:

  1. محدوده ی سلول هایی که قصد تبدیل آنها به جدول دارید را انتخاب کنید. سپس از طریق Home > Styles > Format As Table با انتخاب یکی از حالات، استایلی برای محدوده انتخاب کنید. در اینجا پنجره ای باز خواهد شد و این سوال را از شما می پرسد که آیا این محدوده را تبدیل به جدول کنم که با زدن دکمه ok محدوده تبدیل به جدول خواهد شد.
  2. محدوده را انتخاب کنید و از Insert > Tables > table ابزار table را انتخاب نمایید یا اینکه کلید ترکیبی Ctrl+T را فشار دهید.

چند تکنیک درباره جدولی که ایجاد کردیم:

  1. برای جدول ایجاد شده به طور خودکار اکسل نامی در نظر می گیرد. از این نام در فرمول نویسی ها می توانیم استفاده کنیم.
  2. اگر در زمان ایجاد جدول چک باکس مربوط به سربرگ را تیک زده باشید، ردیف اول داده ها به عنوان سربرگ جدول در نظر گرفته می شود. نام هر یک از ستون ها نیز با عنوان سربرگ شناخته می شود.
  3. زمانی که به سمت پایین حرکت کنید دیگر حروف الفبایی مربوط به نام ستون ها نشان داده نمی شود و به جای آن عنوان سربرگ نمایان خواهد شد.
  4. در پایین جدول می توانید ردیف خودکاری اضافه کنید که این ردیف می تواند جمع، شمارش تعداد سلول ها و… را به صورت خودکار انجام دهد. این ردیف با کلیک بر روی جدول و فعال شدن Table Tools از آدرس Design>Table Style Options>Total Row انجام می شود. با زدن تیک چک باکس Total Row ردیف Total اضافه خواهد شد. نوع خروجی که این ردیف قرار است نمایش بدهد از لیست مربوط به هر سلول قابل انتخاب می باشد.
  5. جدول قابلیت بزرگ شدن دارد. زمانی که در آخرین سلول جدول مقداری را وارد کنید و بعد از آن بخواهید به ردیف بعدی بروید با نگارش داده ای در سلول، آن ردیف به جدول اضافه خواهد شد. حتی ردیف جمع که در شماره ۴ بیان کردیم هم یک ردیف به سمت پایین جابجا می شود.
  6. در صورتی می خواهید داده های تکراری را از جدول حذف کنید می توانید با کلیک بر روی سلولی از جدول و فعال شدن Table Tools از Design>Tools>Remove Duplicates حذف کردن داده های تکراری را فعال کنید. پنجره ای باز خواهد شد و این موضوع را باید در این پنجره مشخص کنید که داده ها از کدام ستون بررسی و حذف شوند.
  7. فیلتر و مرتب سازی هوشمندانه تر در جدول قابل انجام می باشد. در جدولی که ایجاد کردیم سربرگ آن در حالت عادی به صورت فیلتر در خواهد آمد. با زدن هر کدام از این فیلترها و انتخاب نوع آن می توانیم مواردی که قصد فیلتر آنها را داریم انتخاب کنیم.
  8. در صورتی که  خواهیم دکمه فیلتر در سربرگ نمایش داده نشود با فعال کردن table Tools و بعد از آن از Design>Table Style Options>Filter Button چک باکس بودن یا نبودن فیلتر در سربرگ را انتخاب می کنیم.
  9. در جداول لازم نیست فرمولی که می نویسیم را برای بقیه سلول ها کپی کنیم بلکه با نوشتن فرمول برای اولین سلول و زدن کلید اینتر بقیه سلول های جدول به صورت خودکار تکمیل خواهند گشت.
  10. ابزاری که در جدول خیلی مورد توجه هست، Structure Reference ها هستند. در زمان فرمول نویسی با انتخاب هر سلول، نام عادی آن در نظر گرفته نمی شود بلکه نامی از ستون آن انتخاب می شود که به این حالت خواهد بود:

=[@عنوان سربرگ ستون]

این موضوع باعث افزایش سرعت در فرمول نویسی خواهد شد. در صورتی که می خواهید از داده های جدول دیگری هم استفاده کنید می توانید فرمول را به این حالت بنویسید:

[عنوان سربرگ ستون] نام جدول=

Structure Reference از طرفی خوانایی برنامه و از سوی دیگر با جابجایی و انتقال سلول ها بازه های مشخص شده تغییر نخواهند کرد.

به طور مثال :

فرمول در کسل

فرمول در کسل

این دو فرمول یک موضوع را بررسی می کنند ولی خوانایی فرمول اولیه به مراتب بهتر از فرمول مربوط به محدوده می باشد.

و آخرین نکته: در حالت عادی اگر شما فرمول مربوط به یک سلول از محدوده ای را تغییر بدهید برای اعمال این تغییر به بقیه سلول های محدوده باید فرمول آن را برای بقیه سلول ها کپی کنید. اما در جدول با تغییر فرمول یک سلول، فرمول بقیه سلول های آن ستون نیز تغییر خواهد کرد و به نوعی آپدیت خواهد گشت.

این فقط ۱۱ نکته از ویژگی های مختلف جدول در نرم افزار اکسل بود. در فایل PDF پیوست علاوه بر بررسی دقیق تر این موارد نکاتی دیگر از قابلیت های Table  را بیان خواهیم نمود.

چرا مهاربند همگرای ویژه

مطمئنا این نکته را تایید می کنید که مهاربندهای همگرا به وفور در سازه های فولادی اجرا می شوند. سوال اینجاست که چرا مهاربندهای همگرای ویژه برای نخستین بار قد علم کردند؟

در این مقاله رایگان که در راستای دوره طراحی مهاربندهای همگرا تولید شد، قصد داریم علت بوجود آمدن اولین مهاربندهای همگرای ویژه را ذکر کرده و مزیت های آن را نسبت به نوع معمولی بیان کنیم. هر چند دید مهندسی شما عزیزان قابل ستایش است.

علت پیدایش مهاربند همگرای ویژه

خسارت شدید مهاربندهای همگرای معمولی در زلزله هایی از قبیل لوما پریتا ۱۹۸۹، نورتریج ۱۹۹۴ و مکزیکو ۱۹۸۵ که ناشی از سختی بالای این نوع مهاربندها و عدم شکل­ پذیری مناسب آن­ها بود منجر به بازبینی در طراحی این سیستم­ ها شد. در نتیجه پس از وقوع این زلزله­ ها مهاربندهای همگرای ویژه معرفی شدند.

هولناک ترین معضل برای اعضای مهاربندی، پدیده کمانش می باشد که برای یک عضو تحت فشار ممکن است اتفاق بیفتد. مهاربند ها بسته به معمولی یا ویژه بودنشان دو نوع رفتار ممکن است داشته باشند. چون از مهاربندهای معمولی انتظار رفتار فرا ارتجاعی محدودی داریم در نتیجه پس از کمانش، این مهاربندها ظرفیت باربری خود را از دست داده و دچار ضعف شدیدی در تحمل نیروی فشاری می شوند؛ در صورتی که مهاربندهای همگرای ویژه در حکم فیوز سازه بوده و بعد از کمانش رفتار غیر ارتجاعی خوبی از خود نشان می دهند. پس از رخداد کمانش با تشکیل مفصل پلاستیک در سه نقطه از مهاربندها، ظرفیت باربری مهاربند حفظ شده و عضو هنوز هم می تواند با شکل پذیری خود در برابر نیروهای زلزله مقاومت کند.

علاوه بر تفاوت رفتاریِ مهاربندهای معمولی و ویژه، اعضای این مهاربندها در طراحی نیز با هم تفاوت دارند:

  • به دلیل تفاوت در نیروی زلزله که به علت وارد کردن ضریب زلزله های متفاوت ایجاد می شود، این مهاربندها شکل پذیری های متفاوتی از خود نشان می دهند؛ به این صورت که مهاربند معمولی دارای ضریب رفتار کمتری(۳/۵) بوده در نتیجه ضریب زلزله و نیروی زلزله بیشتری را در طراحی برای آن متصوریم در صورتی که مهاربند ویژه ضریب رفتار بیشتری(۵/۵) و نیروی زلزله کمتری دارد. پس این کمتر در نظر گرفتن نیروی زلزله برای مهاربند ویژه باعث می شود سبک تر و شکل پذیرتر طراحی شود و رفتار خوبی در زلزله از خود نشان دهد. و این رفتار خوب به واسطه تشکیل مفصل پلاستیک در سه نقطه از طول مهاربند رخ می دهد.
  • تفاوت بعدی اعضای مهاربندی در فشردگی مقاطع آن ها می باشد(جدول۱۰-۴-۳-۱ مبحث دهم مقررات ملی ساختمان)
این عکس نمونه ای از خرابی زلزله لوما پریتا را نشان می دهد

زلزله لوما پریتا

این عکس نمونه ای از خرابی زلزله نورتریج را نشان می دهد

زلزله نورتریج

این عکس نمونه ای از خرابی زلزله مکزیکو را نشان می دهد

زلزله مکزیکو

مکانیزم رفتاری این نوع مهاربندها

طراحی این مهاربندها به گونه­ ای است که در هنگام وقوع زلزله تغییرشکل­ های غیرارتجاعی قابل ملاحظه­ ای در مهاربندهای فشاری و کششی آن­ها به وجود می ­آید؛ به گونه ای که در مهاربندهای کششی، ناحیه شکل ­پذیر در تمام طول عضو به وجود می ­آید. در مهاربندهای تحت فشار نیز، کمانش غیرارتجاعی باعث ایجاد مفصل پلاستیک در دو انتها و همچنین وسط مهاربند می­ شود.

بنابراین این مهاربندها به علت شکل پذیری مناسب خود پس از سیکل های متوالی بارگذاری در عضو کششی به تسلیم و در عضو فشاری به کمانش غیر ارتجاعی می رسند.

کمانش عضو فشاری و تسلیم عضو کششی

اعضای بادبندی

مزیت های  این نوع مهاربند نسبت به مهاربند معمولی

کمانش اعضای بادبندی در مهاربند همگرای معمولی منجر به کاهش باربری و شکل­ پذیری محدود این سیستم می­ شود. در نتیجه این سیستم­ ها ایمنی جانی را آنچنان که باید تامین نمی­ نمایند. درصورتی که برای قاب­ مشابه با مهاربند ویژه، تشکیل مفصل پلاستیک در اثر کمانش و نهایتا وقوع خرابی پس از سیکل­ های بارگذاری بیشتر، تامین ایمنی جانی را به همراه دارد. در واقع استفاده از مهاربند همگرای معمولی در سازه های بلند تر از ۴ طبقه در مناطق با لرزه خیری بالا توصیه نمی شود که این خود محدودیت بزرگی محسوب می شود. مهاربند شکل­ پذیر نه تنها موجب بهبود رفتار لرزه ­ای سازه می­ شود بلکه از لحاظ اقتصادی نیز کاهش در وزن ستون­ ها و مهاربندها منجر به سبک­تر شدن فونداسیون می­ شود.

استفاده از مهاربند همگرای ویژه علاوه بر کاهش برش پایه ساختمان و افزایش شکل پذیری منجر به کاهش سختی سازه به مقدار ناچیزی نسبت به همگرای معمولی می شود.

 

نمونه تصویری از مهاربند هشتی

مهاربند همگرا

به شرط جمع

این پست از سری پست های اکسل برای عمران را با این مثال شروع کنم که قصد دارم بخشی از جدول لیستوفر را تکمیل کنم. جدول اولیه ای که آماده شده است مقدار میلگرد مصرفی را در هر مکان مشخص می کند. حال قصد آن را دارم تا جدولی به صورت خلاصه تهیه کنم که مقدار میلگرد مصرفی را در کل پروژه برایم تعیین نماید.

راه حل ساده و خیلی وقت گیر این هست که یکی یکی این موارد را از داخل جدول پیدا کنیم و جمع بزنیم که کاری غیرحرفه ای خواهد بود. اما راه حلی که طراحان کاتالیزور از آن استفاده می کنند به کارگیری توابع اکسل می باشد.

اکسل

جدول ۲                                                                                                  جدول ۱

ابتدا مسیری که باید با اکسل طی کنیم یا به عنوان دیگر صورت مسئله را بررسی کنیم. قرار است میلگرد های به کار گرفته شده را از جدول اول بر حسب قطر آن جمع زنیم و در جدول ۲ بر حسب وزن آن محاسبه کنیم.

پس باید جمع هایمان بر اساس شرط انجام گیرد. این شرط قطر میلگرد می باشد که بر اساس آن طول های هر نوع میلگرد را جمع می کنیم. اگر پست های قبلی سری اکسل برای عمران را دنبال کرده اید؛ در مورد تابع Sum و تابع شرطی If صحبت هایی کردیم. تابعی که می خواهم معرفی کنم تابع Sumif هست. تابعی که ترکیبی از جمع و شرط می باشد.

مطلوب ما در اینجا جمع طول میلگردها به شرط قطر مشابه می باشد. که این کار به راحتی با تابع Sumif انجام می گیرد.

اجزای تابع

SUMIF(range, criteria, [sum_range])

محدوده چک کردن شرط:

در اولین آرگومان این تابع محدوده ای را مشخص می کتیم تا شرطی که در آرگومان دوم تعریف می کنیم را چک نماید. در مثال فوق ستون B جدول اول می باشد.

شرط:

دومین آرگومان؛ شرط مان هست که قرار است بر اساس آن جمع انجام گیرد؛ که برای راحتی کار برای هر ردیف از جدول دوم سلولی از ستون G مشخص می کنیم.

محدوده جمع کردن:

بعد از اینکه شرط در محدوده تعیین شده مورد بررسی قرار گرفت، جمع مواردی که مورد قبول شرط قرار گرفتند باید انجام گیرد. محدوده ای را تعیین می کنیم تا بر اساس شرط جمع صورت گیرد. در این مثال ذکر شده ستون E از جدول اول می باشد.

این مثالی ساده ولی کاربردی از تابع Sumif بود. به طور مفصل درباره این تابع به همراه چندین مثال جذاب و کاربردی در فصل دوم طراحان کاتالیزور بحث خواهیم نمود.

به نظر شما این تابع در کدام محاسبات دیگر مهندسی ما را به طراحی کاتالیزور تبدیل خواهد نمود؟

تابع Vlookup اکسل

به جرات می توان تابع vlookup در اکسل را یکی از مهم ترین و پرکاربردترین توابع اکسل دانست. این تابع جزو توابع جستجو و مرجع می باشد. وظیفه اصلی این تابع جستجو در بانک های اطلاعاتی مثل فهرست ابنیه بر اساس مقدار ورودی می باشد. البته این تابع علاوه بر جستجو در تکمیل و محاسبات اکسل نیز کمک های زیادی می کند.

در این پست از سری اکسل برای عمران در مورد تابع vlookup صحبت خواهیم نمود که جستجوها در جداول را برایمان انجام دهد.

تابع VLOOKUP یا Vertical LOOKUP عبارتی که توسط کاربر وارد می شود را در اولین ستون محدوده مشخص شده جستجو می کند و پس از پیدا کردن پارامتر مورد نظر، محتوای سلول متناظر (هم ردیف) با سلول پیدا شده در هریک از ستون های مجاور که توسط کاربر مشخص شده را به عنوان خروجی نمایش می دهد.

اجزاء


تابع Vlookup

اجزای این تابع پرکاربرد را در مثالی کاربردی مهندسی بررسی می کنیم.

مثال : متره و برآورد با اکسل


شیت ۱: فهرست ابنیه

اکسل عمران


شیت ۲: جدول ریزمتره

اکسل برای عمران

باید بر اساس شماره فهرست بهاء که در ستون اول شیت ۲ وارد می شود شرح عملیات و واحد عملیات را تکمیل کنیم. راه حل خیلی معمولی این هست که یکی یکی شماره ها را از جدول ابنیه پیدا کنیم و مقدار شرح عملیات آن را کپی و در محاسبات مان از آن استفاده کنیم. که البته خیلی راه سخت و خسته کننده ای خواهد بود.

راه حل حرفه ای تر این هست که از تابع Vlookup استفاده کنیم تا جستجو ها را به صورت خودکار برای ما انجام دهد.

اما اجزای این تابع به شرح زیر هست:

مقدار موردنظر برای جستجو:


این بخش (آرگومان ) توسط کاربر مشخص می شود. مقداری خواهد بود که تابع بر اساس آن جستجو را انجام خواهد داد. در اینجا این مقدار شماره فهرست بهایی می باشد که توسط ما وارد شده است. مقدار این آرگومان می تواند یک عدد، رشته متنی، آدرس سلول و یا تابع دیگری باشد. این مقدار در اولین ستون محدوده ای که برای تابع مشخص خواهیم نمود جستجو می شود که در اینجا ستون “شماره” در فهرست ابنیه خواهد بود. برای اولین مورد A2 خواهد شد (این سلول در شیت ۲ قرار دارد).

محدوده جستجو:


این آرگومان ناحیه ای که قرار است در آن جستجو انجام گیرد را مشخص می کند. این ناحیه باید از ستونی که قرار است در آن مقدار آرگومان اول را پیدا کنیم شروع و تا ستونی که در آن خروجی مان قرار دارد ادامه پیدا خواهد کرد.

برای مثال مطرح شده محدوده جستجو ما به صورت Sheet1!A:C می باشد. در شیت ۱ مقدار مورد نظرمان در ستون A  جستجو می شود و براساس آرگومان بعدی که معرفی خواهیم نمود مقادیر متناظر از ستون های B و C انتخاب می شوند.

شماره ستون:


بعد از اینکه مقدار مورد نظر برای جستجو در محدوده ای که مشخص کردیم پیدا شد، شماره ستون که یک عدد می باشد، ستون متناظری که خروجی باید از آن انتخاب شود را مشخص می کند. این مقدار نمی تواند عددی کمتر از یک باشد.

در اینجا تابع مقدار سلول A2 را در ستون A جدول ابنیه پیدا کرده است حالا برای اینکه مقدار “شرح عملیات” به صورت خروجی نمایش داده شود باید عدد ۲ و برای اینکه ” واحد ” نیز به صورت خودکار تکمیل گردد از عدد ۳ در پارامتر سوم استفاده می کنیم.

جستجوی تقریبی یا دقیق [اختیاری] :


مقدار این پارامتر True یا false می تواند باشد. اگر مقدار این پارامتر را True  یا عدد ۱ یا هیچ موردی درنظر نگیریم در صورتی که مقدار ورودی یافت نشود بزرگترین مقدار کوچکتر از مقدار مورد نظر برای جستجو به صورت خروجی نشان داده خواهد شد. در این حالت باید حتما مقادیر ستونی که قرار است در آن جستجو انجام گیرد به صورت صعودی مرتب شود.

در صورتی هم که این مقدار False  یا عدد صفر باشد خروجی دقیقی خواهیم داشت و حتی اگر مقادیر ستون جستجو مرتب هم نباشند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. اگر در ستون مورد نظر برای جستجو مقدار یافت نشد خروجی به صورت خطا نشان داده خواهد شد. در صورتی که چندین جواب برای جستجو وجود داشته باشد اولین موردی که توسط تابع تشخیص داده شود به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

در این مثال چون مقدار دقیقی لازم داریم پس از False استفاده می کنیم.

براساس آنچه بیان شد فرمولی که برای شرح عملیات در سلول B2 شیت ۲ باید بنویسیم به شکل زیر خواهد شد:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;2;0)

برای واحد عملیات هم در سلول C2 به صورت زیر خواهد بود:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;3;0)

فرمول این دو سلول را برای بقیه سلول های ستون هایشان کپی می کنیم. حالا اگر مقدار شماره فهرست بها تغییر کند مقادیر این دو سلول نیز تغییر می کند.

برای اینکه سلول های دیگر هم به صورت هوشمندانه تکمیل کنید حتما ویدئوی آموزشی رایگان تابع If را هم مشاهده کنید.

اگر در مورد کاربردهای این تابع بیشتر می خواهید بدانید در فیلم آموزشی متره با اکسل به طور مفصل این تابع را در یک مثال متره و برآورد بیان نموده ام.

رازهایی در مورد اثر پی – دلتا که اغلب طراحان نمی دانند! – بخش دوم

در مقاله قبلی در مورد نحوه اعمال اثر p – delta مطابق با پیوست سوم استاندارد ۲۸۰۰  توضیح دادیم. روشی که استاندارد ۲۸۰۰ در این خصوص ارائه می کند یک روش تقریبی بوده اما روشی که نرم افزارهای آنالیز و طراحی مثل sap و etabs از آن استفاده می کنند یک روش دقیق می باشد. در واقع این نرم افزارها یک ماتریس سختی کاهش یافته تشکیل داده و اثر پی – دلتا را در تحلیل منظور می کنند.

اما سوال مهمی که در این جا میخواهیم صریحا به آن پاسخ دهیم، تعیین ترکیبات بار پی – دلتا در برنامه etabs است. برای یک ساختمان بتنی مطابق با ترکیب بارهای حدی نهایی مبحث ششم چه ترکیب باری را به عنوان ترکیب بار پی دلتا در برنامه Etabs وارد کنیم؟؟

به ترکیب بارهای حالات حدی نهایی در طراحی ساختمان های بتن آرمه توجه کنید:

۱- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۲- (D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R) + 1.2 (W or 0.7E

۳- (۰٫۸۵D + 1.2 (W or 0.7E

۴- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۵- (۰٫۸۵D + 1.5 (H or 0.84F

۶- D + 1.2L + 1.2 (Lr or S) + T

۷- ۱٫۲۵D + 1.5T

فرض کنید ساختمان ما یک ساختمان متعارف و متداول بوده و بارهایی از قبیل بار خود کرنشی (T)، بار ناشی از فشار جانبی خاک، فشار آب زیرزمینی و یا فشار مواد انباشته شده (H) و بار ناشی از فشار سیال (F) نداشته باشیم. اگر بیشتر دقت کنید می بینید که ترکیب بارهای شماره ۴،۵،۶،۷ از روی ترکیب بارهای ۱،۲،۳ ساخته شده و کنترل کننده طرح نیستند بنابراین آن ها را کنار می گذاریم.

همچنین ترکیب بار شماره ۳ نیز علاوه بر اینکه اثر بار زنده را درنظر نگرفته، بار مرده را نیز کاهش داده است. این در حالی است که در پی – دلتا این بارهای ثقلی هستند که تعیین کننده بوده و باعث افزایش لنگر می شوند. بنابراین این ترکیب بار نیز به درد ما نمی خورد. پس تنها دو ترکیب بار باقی ماند! حال کدام یک را به عنوان ترکیب بار پی – دلتا در برنامه ایتبس وارد کنیم؟ ۱ یا ۲؟

۱- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۲- (D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R) + 1.2 (W or 0.7E

تغییر مکان جانبی در ایتبس

اعمال پی دلتا در ایتبس

همانطور که گفتیم این بارهای قائم هستند که باعث تشدید و افزایش لنگر شده و اثر پی-دلتا را به وجود می آورند. پس تنها کافی است قسمت بارهای ثقلی ترکیب بار را به عنوان ترکیب بار پی- دلتا به etabs معرفی کنیم.

آخر چی شد؟! ۱ یا ۲؟

برخی از مهندسین بر این باورند که چون ترکیب بار شماره ۱ بارهای ثقلی بحرانی تری را ایجاد می کند پس بایستی این ترکیب بار را انتخاب کنیم. اما بایستی به این نکته نیز توجه کرد که این بار جانبی (زلزله) است که باعث تغییر مکان جانبی اولیه شده پس نمی توان ترکیب باری را لحاظ کرد که اثر بارجانبی را در نظر نمی گیرد.

پس با تمام احترامی که برای نظر دوستان قائلیم باید بگوییم که ترکیب بار شماره ۲ را به عنوان ترکیب بار پی – دلتا انتخاب کرده و ترکیب بار شماره ۱ محافظه کارانه است. پس قسمت بارهای ثقلی ترکیب بار شماره ۲ را به ایتبس به عنوان ترکیب بار پی-دلتا معرفی می کنیم:

(D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R

اگر حال خواندن ندارید این ویدئو را مشاهده کنید!

با همین منطق می توان ترکیب بار پی – دلتا را برای ساختمان های فولادی نیز تعیین کرد.

۱٫۲D + L + 0.2S

در این ویدئو نیز به طور کامل به این مورد پرداخته ایم.

منطق در حد آدمیزاد

اگر تا به حال نگاهی به آیین نامه ها و نشریات مهندسی انداخته باشید، روند محاسبه به صورت مرحله به مرحله و با در نظر گرفتن شرط ها و کنترل های مربوطه می باشد. از آنجایی که بعضی از قسمت های طراحی سازه مثل طراحی اتصالات توسط نرم افزار های مطرح انجام نمی شود و نیازمند طراحی دستی یا استفاده از نرم افزار های جانبی می باشد، برای افزایش سرعت و دقت در محاسبات دستی به معرفی یکی از توابع پرکاربرد اکسل می پردازیم که بررسی شرط ها و کنترل ها را آسان خواهد نمود.

تابع if جزو توابع منطقی نرم افزار اکسل می باشد. این تابع از ساختار زیر تشکیل شده است:

تابع if در اکسل

تابع if

شرط: اولین پارامتر تابع if شرطی می باشد که توسط نرم افزار اکسل بررسی می گردد و خروجی آن درست بودن یا نادرست بودن شرط می باشد. مقدار این پارامتر می تواند یک عدد یا یک سلول و یا یک عبارت منطقی باشد.

مقدار در صورت برقرار بودن شرط: در صورتی که خروجی شرط تعیین گشته در پارامتر اول True باشد، این مقدار به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقدار این قسمت هر چیزی می تواند باشد، حتی می توانیم دوباره از یک تابع استفاده نماییم.

مقدار در صورت برقرار نبودن شرط[اختیاری] : در صورتی هم که خروجی شرط مشخص شده در پارامتر اول تابع false باشد، مقدار قسمت سوم تابع به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقادیر مجاز برای این قسمت هم همانند پارامتر قبلی همه چیز می تواند باشد.

برای درک بهتر از این تابع و طریقه استفاده از آن کلیپ زیر را مهیا نموده ایم که در آن، این تابع را طی دو مثال عمرانی بررسی کرده ایم.

اگر به دنبال یادگیری بیشتر هستید توصیه می کنیم  فصل اول طراحان کاتالیزور که در آن به طور مفصل اجزای این تابع را تشریح کرده ایم و با مثال های متنوع کاربردهای آن را در زمینه مهندسی عمران در حالت های مختلف بیان نموده ایم را مشاهده نمایید.


۸ تابع اکسل که هر مهندس عمران باید بداند

برنامه اکسل یک صفحه شطرنجی دیجیتال صرف نیست بلکه ابزاری مناسب برای آنالیز و محاسبات داده ها می باشد. برای اینکه از قدرت اکسل به طور مفید بتوانیم در حساب و کتاب مهندسی استفاده کنیم باید با توابعش آشنایی داشته باشیم.

این پست از مجموعه مطالب اکسل برای عمران می باشد. اگر شما هم مثل من به دنبال ایجاد جداول زیبایی از داده ها با امکان انجام محاسبات سریع و دقیق به همراه گزارش گیری های منحصر به فرد هستید پس توصیه می کنم این سری را دنبال نمایید.

اکسل

اکسل

اگر محاسب یا مترور هستید و کلاه تان در وادی داده های زیاد عددی و متنی افتاده باشد حتما حال من را درک می کنید؛ که ملال آور ترین کار دنیا محاسبات تکراری و به هم مرتبط می باشد. قبل از اینکه به صورت کاربردی از اکسل در زمینه عمرانی استفاده کنم دیدگاهم در مورد این نرم افزار، در حد صفحه ای برای ایجاد جداول و جمع و تفریق یک سری عدد با هم بود تا اینکه با توابع و امکانات بی شمار این نرم افزار آشنا شدم و سعی ام بر این است که به صورت خیلی مختصر و کاربردی این امکانات را با شما در میان بگذارم.

در ادامه به معرفی مختصر از  ۸ تابع کاربردی اکسل که علاوه بر افزایش سرعت ، دقت را نیز در محاسبات مهندسی برایمان به ارمغان خواهد آورد می پردازیم.

۱-sum

این تابع همه مقادیر یک محدوده خاص را با هم جمع می کند. این محدوده ی خاص می تواند چند سلول ، یک ستون ، چند ستون و… باشد.

=SUM(H3;H4;I4;E9;F2)

=SUM(H1:H11)

=SUM(I:I;H:H;E:E)

۲- if

این تابع شرطی بر این اساس کار می کند که یک شرطی را بررسی کرده و در صورت درست بودن شرط یک خروجی نشان خواهد داد و در صورتی که شرط نادرست باشد خروجی دیگری نشان خواهد داد.

این تابع در چک کردن کنترل هایی که آیین نامه ها در نظر گرفته اند و یا داشتن دید کلی نسبت به داده ها مفید می باشد.

اگر حال خواندن ندارید این ویدئو را مشاهده کنید!

=IF(Cx>0.12*I*A;”ok”;”Notok”)

۳-sumif

این تابع مقادیر سلولهای مشخص شده در یک محدوده را با در نظر گرفتن شرطی که برایش تعریف می کنیم جمع می کند.

=SUMIF(F8:F15;”Nx”;G8:G15)

=SUMIF(K10:K12;”>=2″;L10:L12)

۴-count

این تابع سلول های یک محدوده خاص که حاوی فقط مقدار عددی هستند را می شمارد. در صورتی که نیاز به شمارش سلول ها با تایپ های مختلف هستید می توانید از COUNTA استفاده کنید و اگر هم درصدد شمارش فقط تعداد سلول های خالی هستید از تابع COUNTBLANK استفاده نمایید.

=COUNT(F11:F13)

=COUNTA(F7:G15)

۵-COUNTIF

شبیه به تابع قبلی می باشد با این تفاوت که تعداد سلول هایی را به صورت خروجی نمایش خواهد داد که شرط تعیین شده را ارضا نماید.

=COUNTIF(G7:G18;”<1″)

۶-MIN

خروجی این تابع کمترین  مقدار عددی در سلول های یک محدوده ی خاص می باشد.

=MIN(G7:G12)

۷-MAX

همانند تابع قبلی است فقط با این تفاوت که بزرگترین مقدار عددی در محدوده سلول ها را به صورت خروجی نمایش خواهد داد.

=MAX(G7:G12)

۸-VLOOKUP

این تابع جزو توابع جستجو می باشد و به جرات می توان گفت یکی از پرکابردترین توابع اکسل مخصوصا در زمینه مهندسی عمران هست. این تابع یک مقدار برای جستجو دریافت می کند و براساس جستجو در جدول تعیین شده مقدار متناظر با مقدار مورد نظر برای جستجو را به صورت خروجی نشان می دهد. به طور مثال فرض کنید مشخصات مقطعی را برای محاسبات لازم داریم، این تابع مشخصات مورد نظر را بر اساس نوع مقطعی که مشخص کردیم از داخل جدول اشتال پیدا کرده و در محاسبات استفاده می کند.

=VLOOKUP(B5;Table!K1:L5;2;FALSE)

نامنظمی که هیچگاه درمورد آن سخنی به میان نیامده است

در حین  بروز رسانی اطلاعاتم برای دوره طراحی ستون های فولادی، با تازه ترین مقالات روز دنیا به موضوع جالبی برخوردم و تصمیم گرفتم این مطلب جالب را با شما هم در میان بگذارم.
همانطور که میدانید در ابتدای آیین نامه ۲۸۰۰ درباره انواع نامنظمی توضیحاتی ارائه شده است. شاید برایتان جالب باشد، که آیین نامه ۲۸۰۰ در این میان یک نامنظمی را از قلم انداخته و هیچ سخنی از آن به میان نیاورده است.

انواع نامنظمی در ارتفاع در آیین نامه ۲۸۰۰

انواع نامنظمی در ارتفاع طبق استاندارد ۲۸۰۰ ویرایش چهارم به آن پرداخته شده است ، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نامنظمی هندسی
  2. نامنظمی جرمی
  3. نامنظمی قطع سیستم باربر جانبی
  4. نامنظمی در سختی جانبی
  5. نامنظمی در مقاومت جانبی

راز پنهان نامنظمی ها

همانطور که گفتیم آیین نامه ۲۸۰۰ یکی از نامنظمی های در ارتفاع را جا انداحته و حالا زمان آشنایی با این نامنظمی فرا رسیده، این نامنظمی، نا منظمی خانه های دوبلکسی می باشد.

در این قسمت از فیلم رایگان تفسیر استاندارد ۲۸۰۰ ویرایش چهارم با انواع نامنظمی در ارتفاع سازه بیشتر آشنا شوید : قسمت سوم تفسیر استاندارد ۲۸۰۰ – نامنظمی در ارتفاع

ساختمان های با اختلاف تراز چه ساختمان هایی می باشند؟

خودتان بهتر می دانید؛ ساختمان های دارای اختلاف تراز یا ساختمان های دوبلکسی، ساختمان هایی هستند که تراز کف آن ها به اندازه h∆ از یکدیگر فاصله دارند و میتوانند به دو نوع با فاصله (در ناحیه اتصال دو قسمت سازه، پله، آسانسور، نورگیر و… می تواند قرار گیرد. ) و یا بدون فاصله در کنار یکدیگر قرار بگیرند. که در شکل زیر نشان داده شده اند.

 

خانه دوبلکسی بدون فاصله

خانه دوبلکسی بدون فاصله

خانه دوبلکسی با فاصله

خانه دوبلکسی با فاصله

خانه دوبلکسی با فاصله

خانه دوبلکسی با فاصله

 

 

در هنگام زلزله ارتعاش غیر همفاز دو ساختمان در مجاورت یکدیگر، موجب ایجاد برخورد بین دو ساختمان می شود.
به عبارتی هرگونه نامنظمی و یا انقطاع در دیافراگم کف، باعث تمرکز تنش در محل اتصال آن  با ستون ها و به طور کل اجزای قائم می شود.
کف ها نیروی اینرسی ناشی از زلزله را به ستون ها منتقل می کنند و از آن جایی که سختی ستون های کوتاه بیشتر از ستون های مشابه خود می باشد، قسمت زیادی از این نیرو ها به ستون های کوتاه طبقه می رسند که در صورت عدم طراحی مناسب، هنگام زلزله دچار آسیب جدی می گردند.
در ساختمان های دوبلکسی بدون فاصله ممکن است کف تراز یک طبقه به ناحیه میانی ستون ساختمان مجاور برخورد کند و برش زیادی را در ستون ایجاد کند که این مورد خسارات جبران ناپذیری را می تواند به همراه داشته باشد.

به همین جهت، سازه های با اختلاف تراز طبقات، بارگذاری ویژه ای را می طلبند.

بنابرین با توجه به مطالب بالا، برش در ستونی که دو جزء سازه ی دوبلکسی را به هم متصل میکند نسبت به برش در ستون مشابه در سازه ی عادی بین ۱٫۵ تا ۲٫۵ برابر بیشتر می باشد.

 

علت ایجاد ساختمان های با اختلاف تراز چه می باشد؟

این ساختمان ها عموما برای مرتفع ساختن نیاز های معماری نظیر قرار گیری پیلوت و یا واحدهای تجاری در طبقه ی همکف و یا جلوگیری از تجمع ورودی های مختلف در مجتمع های آپارتمانی و یا احداث ساختمان های ویلایی در زمین های شیبدار نظیر دامنه ی کوه ها و همچنین پارکینگ و یا رمپ ساخته می شوند.

چه عواملی احتمال تشکیل ستون کوتاه را در سازه های دوبلکسی بیشتر می کند؟

  1. تمرکز بادبند ها در یک جزء سازه دوبلکسی
  2. تغییر سیستم مقاومت لرزه ای دو جزء سازه دوبلکسی
  3. تمرکز دیوارهای برشی در یک جزء سازه دوبلکسی
  4. اختلاف سطح پلان در دو جزء سازه دوبلکسی
  5. اختلاف در کاربری هر یک از دو جزء سازه دوبلکسی
  6. اختلاف در بارگذاری هر یک از دو جزء سازه دوبلکسی
  7. عدم مقاومت اتصال دوبلکسی و نیز عدم رعایت شکل پذیری در آن

 

در این عکس یک خانه دارای اختلاف تراز نشان داده شده که در حد فاصل آن راه پله ایجاد شده است.ستون کوتاه به خوبی در این عکس دیده می شود.

ایجاد ستون کوتاه به علت اختلاف تراز

در این مقاله در مورد مراحل اجرای ستون ها بیشتر بخوانید: مراحل اجرای ستون ها

آیین نامه چه می گوید؟

با وجود همه مطالبی که گفته شد، آیین نامه ۲۸۰۰ ویرایش ۴ در بند ۷-۲-۴ در مورد اختلاف تراز صحبت کرده، اما آن را به عنوان نامنظمی تلقی نکرده است. طبق این بند در صورت وجود اختلاف تراز بیشتر از ۶۰ سانتی متر باید دیوار های حد فاصل دو قسمتی که اختلاف تراز دارند با کلاف اضافی مناسب تقویت شوند و یا اینکه دو قسمت ساختمان به وسیله درز انقطاع از یکدیگر جدا شوند.

ستون کوتاه کجاست؟

حال که با ستون کوتاه در خانه های دوبلکسی آشنا شدیم، شاید اشاره به دیگر مواردی که شامل ستون کوتاه می باشند، خالی از لطف نباشد:

  1. محدود شدن ستون و دیوار با عناصر غیر سازه‌ ای نظیر دیوار های آجری و بازشو ها( استفاده از نور گیر ها در زیر زمین ها
  2. ایجاد کف های با اختلاف تراز ( ساختمان های دوبلکسی)
  3. ساخت سازه در شیب
  4. اتصال نا مناسب سیستم پله به ستون
مقایسه ستون کوتاه و بلند از منظر جذب نیروهای وارده

مقایسه ستون کوتاه و بلند از منظر جذب نیروهای وارده

 

ساختمان های نامنظم هم می توانند ساخته شوند

در انتها نکته ای که باید مد نظر قرار داد اینست که همیشه نامنظمی به خودی خود خطرناک نیست، بلکه نحوه طراحی ساختمان ها در برابر نیروهای وارده و ایجاد شکل پذیری و مقاومت مطلوب در آن ها می باشد که میتواند از بروز خطرات جبران ناپذیر و تخریب در سازه جلوگیری کند.

۲۰۱۶-۰۷-۱۰_۱۱۴۱۰۶

تخریب ستون کوتاه در زلزله ۱۹۷۸ میاگی، ژاپن

 

مراجع:

  • آیین نامه طراحی ساختمان ها در برابر زلزله، استاندارد ۲۸۰۰، ویرایش چهارم
  • مقاله بررسی رفتار لرزه ای ساختمان های فولادی با اختلاف تراز، خیرالدین و میرنظامی
  • مقاله بررسی محل قرارگیری بادبند بر روی رفتار سازه های دوبلکسی ( با اختلاف تراز طبقات ) با توجه به پدیده ستون کوتاه، خیرالدین و امیری
  • بررسی رفتار لرزه ای ستون های کوتاه بتن آرمه ناشی از احداث سازه بر روی سطح شیبدار، خیرالدین،کارگران
  • Study of Short Column Behavior Originated from the Level Difference on Sloping Lots during Earthquake (Special Case: Reinforced Concrete Buildings) , ramin and mehrabpour
  • Behaviour of short columns subjected to cycle shear displacements, moreti and tassion

آنچه درباره معضلات بادبندها باید بدانیم – قسمت سوم

در قسمت های قبل دو موضوع کمانش و معضلات ورق گوشه بادبند را بررسی کردیم و دانستیم طراحی عضو بابندی و نیز ورق گوشه حساسیت هایی را می طلبد که گاه طراح و یا مجری از آن چشم پوشی می کنند و عواقب این سهل انگاری ها در هنگام وقوع زلزله خود را نشان می دهد. در این قسمت نکات مربوط به ورق میانی بادبند را با هم مرور می کنیم.

۸۵۳۴۱۱۵-۷۸۱۸-l

ورق میانی بادبند

ادامه مطلب …