سخت کننده های تیر پیوند

چرا تیرپیوند روی کار آمد؟

شاید بتوان گفت هدف نهایی هر سیستم سازه ای در پاسخ لرزه ای به زلزله، دستیابی همزمان به سختی و شکل پذیری باشد، به گونه ای که:

  • قاب های خمشی را می توان سمبل شکل پذیری بالا
  • و قاب های مهاربندی شده ی هم محور (ضربدری) را سمبل سختی بالا دانست.

در این بین نیاز به سیستمی که هر دو ویژگی مذکور را به طور همزمان دارا باشد، قابل احساس است. در اوایل دهه 70 میلادی مهندسین ژاپنی سیستم جدیدی را معرفی نمودند که از نظر شکل پذیری و سختی حالت بینابینی قاب خمشی و مهاربند همگرا را دارا بود. بعدها با مطالعات و آزمایشات پروفسور پوپوف و رودِر در سال 1978، زمینه ی ورود این سیستم سازه ای جدید را با نام «سیستم قاب مهاربندی شده برون محور» به آیین نامه ها و استانداردهای آمریکایی فراهم نمود. این سیستم در آیین نامه های کشورمان و در میان مهندسین عمران، با نام «مهاربند واگرا» شناخته می شود که ما نیز در این یادداشت بر این نام پایبند خواهیم بود.

تیر پیوند

تیر پیوند

مهاربند واگرا شکل پذیری بسیارمناسب (در حد قاب خمشی ویژه) و سختی مطلوب (نزدیک به قاب مهاربندی شده ی همگرا) خود را مدیون تعبیه ی یک عضو فولادی به نام «تیر پیوند» یا «لینک» در پیکربندی این سیستم سازه ای است. اگر مایلید در مورد تیر پیوند بدانید مقاله 3 نکته جامع تیر پیوند را مطالعه کنید. وجود همین المان  سبب بهبود خواصی چون استهلاک انرژی(به سبب ضریب رفتار Ru=7)، رفتار لرزه ای کنترل شده­ تر، انطباق با معماری بازشوها و … در مقایسه با سیستم قاب خمشی و مهاربند همگرا شده است.

تیر پیوند

تیر پیوند

سخت کننده های تیر پیوند

تحت بارهای چرخه ای (رفت و برگشتی) زلزله، تیر پیوند نیروی برشی بسیار بزرگی را نسبت به سایر اجزای سیستم تحمل می کند. برای جلوگیری از کمانش موضعی جان قبل از تسلیم برشی تیر پیوند بایستی سخت کننده هایی را در جان به منظور افزایش مقاومت برشی تعبیه نمود.

نتایج آزمایشات و مقایسه ی نمودارهای هیسترزیس بین تیر پیوندِ با و بدون سخت­ کننده حاکی از آن است که افزودن سخت کننده نه تنها افزایش مقاومت برشی تیر پیوند، بلکه افزایش شکل پذیری و جذب انرژی آن را نیز در پی دارد.

کمانش قطری جان تیر پیوند

کمانش قطری جان

کمانش قطری جان تیر پیوند فاقد سخت­ کننده که نهایتاً منجر به پارگی ورق جان در مرکز پانل خواهد شد

خرابی تیر پیوند

خرابی تیر پیوند

شکل سمت چپ: ایجاد میدان کشش قطری در  تیر پیوند با سخت کننده

شکل سمت راست: پارگی ورق جان بعد کمانش سخت کننده­های عرضی

  • سخت کننده های انتهایی در دو انتهای محل اتصال مهاربند(اعضای مایل) به تیر تعبیه می شود که آیین نامه آن ها را به صورت یک جفت در دو طرف جان و در تمام ارتفاع جان در نظر می گیرد. توجه شود که محل این سخت کننده ها ثابت و مشخص است و امکان جابجایی آن توسط طراح یا مجری وجود ندارد.
سخت کننده

سخت کننده

اجرای سخت کننده های انتهایی به صورت تمام ارتفاع

  • از آنجایی که زلزله به صورت رفت و برگشتی اعمال می شود، لازم است استیفنرها در کل ارتفاع جان ادامه داشته باشند.
  • سخت کننده های میانی در حد فاصل دو سخت کننده انتهایی قرار می گیرند که با توجه ضوابط آیین نامه امکان طراحی به صورت تکی و در یک سمت جان را دارد. از آیین نامه می توان استنباط کرد که در طول تیرپیوند که ناحیه حفاظت شده است، فقط جوشکاری سخت کننده های میانی به تیر پیوند قابل انجام است.

 

Shell یا Membrane؟

با عرض سلام خدمت شما مهندسین گرامی

یکی از سوالاتی که معمولا برای مهندسین جوان در هنگام طراحی با نرم افزار پیش می آید این است که دیوارها و دال ها را از نوع Shell تعریف کنیم یا Membrane ؟

قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم بیایید ببینیم فرق بین این دو در نرم افزار ایتبس چیست؟

با توجه به Help نرم افزار ایتبس می توان گفت :

  • رفتار مقطع تخصیص یافته از نوع Shell به گونه ایست که هم سختی درون صفحه ای و هم سختی خمشی خارج از صفحه را برای مقطع مورد نظر فراهم می آورد. به بیان دیگر اگر دال را از نوع Shell تعریف کنیم این پیام را به نرم افزار داده ایم که دال در تمامی جهات دارای سختی است، رفتاری که به رفتار واقعی آن نزدیک تر است.
  • رفتار مقطع تخصیص یافته از نوع Membrane به گونه ایست که تنها سختی درون صفحه ای را برای مقطع مورد نظر فراهم می کند. به بیان دیگر مقطع در این حالت هیچگونه سختی برون صفحه ای ندارد لذا نمی تواند در برابر لنگر خمشی مقاومت کند. در واقع مقطع در این حالت بیشتر به عنوان انتقال دهنده بارها رفتار می کند.

برای بررسی رفتار به صورت شهودی تر، یک مدل یکسان را به ازای هر دو نوع از مقاطع در نرم افزار Etabs تحلیل کرده و در مورد رفتار آن بحث می کنیم.

رفتار مدل با دال تخصیص یافته از نوع Membrane

دال از نوع Membrane

همانطور که از شکل پیداست میزان لنگر خمشی در تمامی نقاط دال مقدار ناچیزی است و عملا صفر است که در گوشه سمت چپ پایین عکس مشاهده می شود (0 kgf.m/m). با توجه به نمای سه بعدی مدل نیز می توان مشاهده کرد که دال مسطح باقی مانده و تنها تیر و ستون ها دچار انحنا شده اند. در واقع دال تمامی لنگر وارده را بر تیرها و ستونها انتقال داده است و خود در تحمل لنگر وارده سهمی نداشته است. به بیان دیگر سختی خمشی خارج از صفحه ی دال از نوع Membrane صفر است.

برای درک بهتر به مقاله ضرایب ترک خوردگی دال مراجعه کنید.

رفتار مدل با دال تخصیص یافته از نوع Shell

دال از نوع Shell

همانطور که در شکل مشاهده می شود میزان لنگر خمشی در تمامی نقاط دال مقادیر متفاوتی است و حتی علامت آن بسته به مکانیزم خمش که در نمای سه بعدی نشان داده شده است تفاوت می کند.

تفاوت روشنی که در ابتدا به چشم می آید خمش خارج از صفحه دال است. این امر بیانگر آنست که علاوه بر تیرها و ستونها دال نیز در تحمل لنگر وارده مشارکت دارد و لذا سهمی که تیرها و ستون ها از لنگر کل وارده دریافت می کنند، در حالت Shell نسبت به حالت Membrane کمتر است و هر چه دال ضخیم تر باشد سهم آن در تحمل لنگر خمشی افزایش یافته و در نتیجه لنگر کمتری بر تیرها و ستونها اعمال می شود. به بیان دیگر دال از نوع Shell علاوه بر سختی درون صفحه ای، سختی خمشی برون صفحه ای نیز دارد و رفتار واقعی تری از المان سطحی را به نمایش می گذارد.

شایان ذکر است با توجه به ویژگی مذکور حالت Membrane می توان گفت که سختی کل سازه در حالت اول نسبت به حالت دوم کمتر است و لذا می توان نتیجه گرفت که جابجایی، دریفت طبقات و پریود مدل Membrane نسبت به مدل Shell بزرگتر خواهد بود.

زمان تناوب سازه در حالت Membrane

زمان تناوب سازه از نوع Shell

دریفت سازه از نوع Membrane

دریفت سازه از نوع Shell

در ادامه میخواهیم به یک مقایسه بسیار جالب بین این دو المان بپردازیم.

مزایا و معایب استفاده از Membrane یا Shell در مدلسازی

مزایا و معایب Shell و membrane

حال که با ویژگی های هریک از این دو المان و تفاوت های آنها آشنا شدیم، بپردازیم به سوال اصلی:

shell تعریف کنیم یا Membrane ؟

  • حالت Membrane برای انتقال بارها به تیرها بدون در نظر گرفتن سهم مقاومتی دال بکار می رود. در این حالت بارها به صورت مثلثی یا ذوزنقه ای بر تیرهای محاطی وارد می شوند. لازم به ذکر است Membrane زمانی رفتار صحیح دارد که حتما چهار تیر محاطی در اطراف دال وجود داشته باشد. بنا به دلایلی اگر یکی از تیرها موجود نباشند برنامه توزیع مثلثی و ذوزنقه ای بارها را به صورت بارهای منفرد در ستون های پیرامونی دال اعمال خواهد کرد.
  • تعریف دال به صورت Membrane گاها با خطای زیادی همراه است مخصوصا زمانی که المان سطحی چهارگوش نباشد. اگر المان سطحی بیش از 4 ضلع داشته باشد استفاده از Membrane موجب می شود Etabs نتواند بارها را به نحو دقیقی به تیرها انتقال دهد.
  • در مواقعی که می دانیم نمی توان از Membrane برای دال استفاده کرد ولی به دلایلی میخواهیم از مقاومت دال صرف نظر کنیم، می توان المان را به صورت Shell ولی با سختی کاهش یافته نزدیک به صفر در جهت خارج از صفحه تعریف و استفاده کرد. (در واقع با صفر کردن سختی خارج از صفحه Shell تبدیل به Membrane می شود!)
  • موارد گفته شده در مورد دیوارها هم صادق است با این تفاوت که در تیرهای کوپله نمی توان از Membrane استفاده کرد و بایستی حتما Shell باشد.

 

در ادامه نظر اساتید دکتر مسعود حسین زاده و دکتر مهدی علیرضایی را در مورد تفاوت این دو مرور می کنیم :

دکتر حسین زاده :

  1. از لحاظ تئوریک المان Shell هم قادر است رفتار غشایی (مانند کشش، فشار و برش داخل صفحه) را در محاسبات منظور نماید و هم قادر است خمش خارج از صفحه را مدل نماید (تمامی رفتارها) و از این نظر کاملتر از المان Membrane است ولی المان Membrane تنها قادر است رفتار غشایی را منظور کند و نمی تواند خمش خارج از صفحه را مدل نماید. برای مثال اگر یک دال بتنی مربوط به بالکن طره را که تنها از یک لبه خود به سازه متصل است با المان Membrane مدل نمایید، در محل اتصال به صورت مفصلی عمل کرده و ناپایدار خواهد بود. بنابراین بالکن ها نیز باید با Shell مدل شوند.
  2. از لحاظ نرم افزاری المان های Membrane در Etabs به صورت اتوماتیک مش بندی می شوند و کاربر نیازی ندارد تا آنها را به صورت دستی مش بزند. ولی المان Shell باید پس از ترسیم به صورت دستی مش بندی شود و لذا زحمت آن بیشتر است. بنابراین کاربران معمولا جز در مواردی که استفاده از المان Shell ضروری نیست از المان Membrane استفاده می کنند. به طور مثال برای مدلسازی دال های بتنی داخلی که از چهار لبه خود به تیرهای پیرامونی متصل هستند.

دکتر علیرضایی:

در صورتی که سقف Shell باشد، حتما بایستی آن را مشبندی کنید. در صورت عدم مشبندی کل موضوع مدل شده به عنوان یک المان در نظر گرفته خواهد شد و لذا روی تیرها باری منتقل نمی شود (در واقع در گوشه ها این انتقال صورت می گیرد. در صورتی که اگر Membrane انتخاب شده باشد، توزیع بار بصورت پاکتی صورت می گیرد. بطور کلی برای سقف‌هایی مثل سقف کامپوزیت، تیرچه بلوک، کرومیت و تمام سقف‌هایی که دارای پخش بار یکطرفه هستند از Deck یا Slab با پخش بار یکطرفه استفاده نمایید و برای سقف‌هایی مثل دال‌های بتنی توپر یا تو خالی یا وافل، از Slab با عملکرد membrane توصیه می‌شود.

 

نتیجه گیری:

در دال ها

  • بهتر است در دالهایی که از هر چهار طرف توسط تیرها احاطه شده اند از المان Membrane استفاده کرد چرا که علاوه بر دلایل فوق با توجه به اینکه ما دیافراگم صلب برای کف طبقات فرض می کنیم این نوع از دیافراگم که باعث رفتار صفحه ای و هماهنگ طبقه می شود با المان نوع Shell که در آن رفتار خارج از صفحه مدل نیز مد نظر قرار می گیرد چندان سازگار نبوده و لذا با نوع Membrane همخوانی بیشتری دارد.
  • در مورد بالکن ها و طره ها نیز برای حفظ پایداری سازه بهتر است از Shell استفاده شود.

برای دریافت مطالب بیشتر به مقاله ضرایب ترک خوردگی دال مراجعه کنید.

در دیوار های برشی

  • بدون شک Shell از Membrane دقیق تر است و توصیه می شود که از Shell استفاده کنید.
  • اگر بنا به دلایلی میخواهید دیوار خود را Membrane تعریف کنید، بنابر توصیه مراجع بین المللی بهتر است به جای Membrane ، از Shell استفاده کرده و سختی خارج از صفحه دیوار را مقادیر ناچیزی اختیار کنید.
  • برای تیرهای کوپله نمی توانید از المان Membrane استفاده کرده و بایستی حتما از نوع Shell باشد.

 

3 نکته جامع در مورد تیر پیوند مهاربند واگرا

1- نظر آیین نامه چیست؟

طبق بند 10-3-12 مبحث دهم مقررات ملی ساختمان، به ناحیه ­ای که بین نقاط تلاقی محورهای دو عضو قطری مهاربندی روی تیر یا بین نقطه تلاقی محور عضو مهاربندی تا گره اتصال تیر به ستون قرار دارد، تیر پیوند یا رابط گفته می­ شود.

در شکل (1) سه نمونه از قاب­ های مهاربندی شده واگرا یا EBF نشان داده شده ­است که فاصله e مشخص شده در روی شکل بیان­گر طول تیر پیوند می­ باشد. قاب­های مهاربندی شده واگرا در واقع ترکیبی مناسب از قاب­های خمشی و قاب­های مهاربندی هم­گرا بوده که هر دو خاصیت سختی و شکل­ پذیری را توأمان دارا می­ باشد.

نمونه ­ای از قاب­های مهاربندی شده واگرا

نمونه ­ای از قاب­های مهاربندی شده واگرا

شکل (1)

در سیستم­ های مهاربندی واگرا، نقش اساسی جذب و استهلاک انرژی القایی ناشی از زلزله توسط تیر پیوند ایفا می­شود. به بیان دیگر تیرهای پیوند مانند فیوز عمل می­کنند و با رفتار شکل­ پذیر خود:

  • اولاً ضریب رفتار Ru  را در سیستم باربر جانبی لرزه­ای تأمین می ­کنند..
  • ثانیاً تلاش­های طراحی در سایر اعضا (تیر خارج از ناحیه پیوند، مهاربندها و ستون­ها) توسط تیر پیوند تعیین می­ گردد.

2- تغییر طول؟

رفتار تیر پیوند به طول آن e بستگی دارد. برای طول کوتاه e رفتار تیر پیوند برشی، طول­ های متوسط e رفتار آن برشی – خمشی و طول­ های بلند e رفتار خمشی را برای تیر پیوند به همراه خواهد داشت. در قاب­ های مهاربندی شده واگرا جزئیات­ بندی تیر پیوند و تناسب بندی سایر اعضا باید به گونه­ ای انجام شود تا شکل ­پذیری مناسب آن تأمین گردد.

متر مهندسی

متر

شکل (2)

3- برشی یا خمشی؟

نقش مهم تیر پیوند این است که عمل تسلیم در برابر بارهای جانبی را در خود متمرکز ساخته و مهاربند را از ناپایداری ناشی از کمانش حفظ کند. با طراحی صحیح تیر پیوند می­ توان شکست را به­ صورت کنترل شده و مطلوب درآورد و در نتیجه شکل­ پذیری سازه را در برابر بارهای جانبی بالا برد. در حالت کلی تیر پیوند دارای دو حالت شکست می­ باشد:

  1. شکست خمشی
  2. شکست برشی

در شکست خمشی، عمل تسلیم و جذب انرژی به صورت باز و بسته شدن مفاصل پلاستیک (لولاهای خمیری) در تیر پیوند تحت اثر نیروهای جانبی متناوب انجام می­ گیرد.

در شکست برشی این عمل با تسلیم برشی ورق جان تیر پیوند و ایجاد مفاصل پلاستیک در بال تیر پیوند صورت می­ پذیرد. تحقیقات در این زمینه نشان می­ دهد شکست برشیِ تیر پیوند مطلوب­ تر از شکست خمشی آن است که به منظور دست­یابی به این هدف می­ توان با کاهش طول تیر پیوند، شکست برشی را به آن اعمال نمود.

 تیرهای پیوند

تیرهای پیوند

شکل (3)

در سیستم­ های مهاربندی شده واگرا این انتظار می­ رود که تغییر شکل­ های غیر ارتجاعی (پلاستیک) زیادی در ناحیه تیر پیوند آن­ ها ایجاد گردد. برای حصول شرایط شکل­ پذیر در نظر گرفته شده برای این ناحیه، لازم است ضمن رعایت الزامات ویژه برای تیر پیوند، قسمت­ هایی از تیر دهانه مهاربندی که در خارج از ناحیه پیوند قرار دارند و نیز ستون­ های طرفین دهانه مهاربندی، مهاربندها و کلیه اتصالات طوری طراحی شوند که عموماً در محدوده الاستیک باقی بمانند. با توجه یه این موضوع تیر ناحیه پیوند تحت اثر بارهای لرزه ­ای شدید می­ تواند مانند یک فیوز سازه ­ای در نظر گرفته­ شود که با تغییر شکل پلاستیک کنترل شده در آن باعث جذب انرژی می­ شود.

سخت کننده های تیر پیوند

سخت کننده های تیر پیوند

شکل (4)

مراجع

[1] ازهری، مجتبی. و میرقادری، رسول. 1393. طراحی سازه‌‌های فولادی، جلد چهارم. انتشارات ارکان دانش.

[2] American Institute of Steel Construction. 2016. ANSI/AISC 341-16, Seismic Provisions for Structural Steel Buildings.

[3] دفتر مقررات ملی ساختمان. 1392. مبحث دهم، طرح و اجرای ساختمان‌‌های فولادی. نشر توسعه ایران.

[4] مقدم، حسن. 1387. مهندسی زلزله: مبانی و کاربرد.

 

با تشکر از مهندس وامق حجازی

۸ خطای اکسل که مهندسان عمران نمی دانند!

اگر شما هم مهندس عمران هستید و زیاد با اکسل سروکار دارید حتما با خروجی های نامفهومی از اکسل مواجه شده اید. این خروجی های نامفهوم در اکسل به نام خطاهای فرمول نویسی شناخته می شوند. هر کدام از این خطاها دلیلی دارند که باعث شده اند خروجی مطلوب شما نمایش داده نشوند. در این پست از سری اکسل برای عمران به بررسی ۸ خطایی که در فرمول نویسی احتمال مواجه شدن با آن وجود دارد را بررسی می کنیم.

خطا

خطا

۱- تقسیم عدد بر صفر!!!

اگر با اکسل سروکار دارید حتما با عبارات Div/0#! روبرو شده اید. همانطوری که همه مان می دانیم تقسیم کردن عدد بر صفر در ریاضیات مفهمومی ندارد. این موضوع در نرم افزار اکسل که بر اساس ریاضیات بنا شده است نیز صادق است.

اگر به طور عمد در فرمول نویسی عبارتی را بر صفر تقسیم کنید یا اینکه این عمل سهوا انجام گیرد خروجی خطای #Div! خواهد بود. منظور از سهوا این است که در فرمول نویسی به سلولی ارجاع دهید که خالی هست یا به اصطلاح اکسل Blank cell باشد.

جعبه خالی

خالی

۲- رفرنس های نامعلوم!!

فرمول نویسی اکسل بدون ارجاع و رفرنس دادن که نمی شود. ولی خطایی که ممکن است بر اثر این رفرنس دادن ها رخ دهد مربوط به حذف این رفرنس ها می باشد. فرض کنید فرمولی نوشته اید بعد از نگارش فرمول، سلولی که به آن ارجاع داده شده است حذف شود یا اینکه جابجا شود خطای !Ref# به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

ناشناخته و نامعلوم

نامعلوم

۳- غلط املایی!!!

۳ حالتی که ممکن است خطای !Name# رخ دهد را با هم بررسی کنیم:

  • تایپ اشتباه تابع
  • استفاده از رشته متنی بدون کوتیشین
  • استفاده از توابع سفارشی زمانی که فعال نیستند.

این ۳ حالت معمولا بیشتر اتفاق می افتد.

۴- ورودی های عجیب!!

همه ی توابع شامل دستورالعمل خاصی می باشند. یعنی آرگومان های ورودی مشخصی دریافت می کنند و خروجی های آنها نیز معلوم هست که از چه نوعی می باشد. حال اگر کاربر ورودی که تابع نیاز دارد را مقداری نامطلوب وارد نماید خطای !value# در خروجی نشان داده خواهد شد. علاوه بر نامطلوب بودن مقدار ورودی، زمانی که تابعی یک سلول را به عنوان ورودی نیاز دارد کاربر یک محدوده انتخاب کند یا بر عکس آن، این خطا رخ خواهد داد.

Excel error

ورودی عجیب

۵- موجود نیست!!

یک سری توابع با جستجو مقداری را از یک محدوده به عنوان خروجی نمایش می دهند. حال اگر این مقدار در محدوده ی مورد نظر ما نباشد خطای #N/A نمایش داده خواهد شد.

۶- خیلی بزرگ!!

خطای Num# معمولا زمانی رخ می دهد که محاسبات فرمول نویسی خیلی خیلی بزرگ یا خیلی خیلی کوچک باشد. حالاتی دیگر نیز این خطا رخ می دهد که خیلی به کار ما نمی آید.

خیلی بزرگ

خیلی بزرگ

۷- فراموشکاری!!

خطای Null# یکی از خطاهایی می باشد که براثر فراموش کردن جداگر میان کاراکترها یا عملگرها رخ می دهد. فرض نمایید فرمولی به این نحو بنویسید که

=sum( I A;By)

در این فرمول قرار است سه کاراکتر I,A,By با هم جمع شوند ولی کاراکتر جداکننده مابین I,A فراموش شده است و خطای Null# به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. یا اینکه فرمولی را به این نحو بنویسیم I A*By= که کاراکتر ضرب را در بین I,A فراموش کرده باشیم.

در عملگرهای رفرنس یکی از حالات به این صورت می باشد که تداخل دو ناحیه را به صورت خروجی نشان می دهد. این عملگر به طور مثال به این نحو مورد استفاده قرار می گیرد.

=A1:A10 A3:E3

خروجی این فرمول سلول A3 که در هر دو ناحیه مشترک هست می باشد حال اگر این دو ناحیه تداخلی نداشته باشند خطای Null# را خواهیم داشت.

فرموش کاری

فرموش کاری

۸- زمان منفی!!

اگر با فرمت انتخابی برای سلول ها آشنایی دارید؛ یکی از این فرمت ها فرمت تاریخ و زمان می باشد. حال اگر در یک سلول عدد منفی وجود داشته باشد سپس فرمتی از جنس تاریخ و زمان انتخاب نماییم با منتظر این خروجی باشیم: ###########

همچنین اگر طول وارده در سلول بیشتر از اندازه مدنظر سلول باشد یا اینکه نتواند مقدار را در سلول نمایش دهد و نیاز به بزرگتر نمودن آن باشد این خطا نمایش داده می شود.

یازده تکنیک Table در اکسل

اگر با اطلاعات زیادی سر وکار دارید و این اطلاعات به صورت ستون بندی شده دسته بندی شده اند و هر ستونی نامی دارد پس توصیه می کنم در ادامه با ما باشید تا ابزاری برای مدیریت داده ها در اکسل به شما معرفی کنیم.

افرادی که با داده های زیاد سروکار دارند و لازم هست تا گزارش گیری های متنوعی داشته باشند برای اینکه راحت تر بتوانند در بین این داده ها، داده خاصی را پیدا کنند ابزار TABLE، یکی از بهترین پیشنهادات نرم افزار اکسل به آنها خواهد بود.

طریقه ایجاد TABLE

برای تبدیل یک محدوده به جدول می توان به ۲ طریق زیر عمل کرد:

  1. محدوده ی سلول هایی که قصد تبدیل آنها به جدول دارید را انتخاب کنید. سپس از طریق Home > Styles > Format As Table با انتخاب یکی از حالات، استایلی برای محدوده انتخاب کنید. در اینجا پنجره ای باز خواهد شد و این سوال را از شما می پرسد که آیا این محدوده را تبدیل به جدول کنم که با زدن دکمه ok محدوده تبدیل به جدول خواهد شد.
  2. محدوده را انتخاب کنید و از Insert > Tables > table ابزار table را انتخاب نمایید یا اینکه کلید ترکیبی Ctrl+T را فشار دهید.

چند تکنیک درباره جدولی که ایجاد کردیم:

  1. برای جدول ایجاد شده به طور خودکار اکسل نامی در نظر می گیرد. از این نام در فرمول نویسی ها می توانیم استفاده کنیم.
  2. اگر در زمان ایجاد جدول چک باکس مربوط به سربرگ را تیک زده باشید، ردیف اول داده ها به عنوان سربرگ جدول در نظر گرفته می شود. نام هر یک از ستون ها نیز با عنوان سربرگ شناخته می شود.
  3. زمانی که به سمت پایین حرکت کنید دیگر حروف الفبایی مربوط به نام ستون ها نشان داده نمی شود و به جای آن عنوان سربرگ نمایان خواهد شد.
  4. در پایین جدول می توانید ردیف خودکاری اضافه کنید که این ردیف می تواند جمع، شمارش تعداد سلول ها و… را به صورت خودکار انجام دهد. این ردیف با کلیک بر روی جدول و فعال شدن Table Tools از آدرس Design>Table Style Options>Total Row انجام می شود. با زدن تیک چک باکس Total Row ردیف Total اضافه خواهد شد. نوع خروجی که این ردیف قرار است نمایش بدهد از لیست مربوط به هر سلول قابل انتخاب می باشد.
  5. جدول قابلیت بزرگ شدن دارد. زمانی که در آخرین سلول جدول مقداری را وارد کنید و بعد از آن بخواهید به ردیف بعدی بروید با نگارش داده ای در سلول، آن ردیف به جدول اضافه خواهد شد. حتی ردیف جمع که در شماره ۴ بیان کردیم هم یک ردیف به سمت پایین جابجا می شود.
  6. در صورتی می خواهید داده های تکراری را از جدول حذف کنید می توانید با کلیک بر روی سلولی از جدول و فعال شدن Table Tools از Design>Tools>Remove Duplicates حذف کردن داده های تکراری را فعال کنید. پنجره ای باز خواهد شد و این موضوع را باید در این پنجره مشخص کنید که داده ها از کدام ستون بررسی و حذف شوند.
  7. فیلتر و مرتب سازی هوشمندانه تر در جدول قابل انجام می باشد. در جدولی که ایجاد کردیم سربرگ آن در حالت عادی به صورت فیلتر در خواهد آمد. با زدن هر کدام از این فیلترها و انتخاب نوع آن می توانیم مواردی که قصد فیلتر آنها را داریم انتخاب کنیم.
  8. در صورتی که  خواهیم دکمه فیلتر در سربرگ نمایش داده نشود با فعال کردن table Tools و بعد از آن از Design>Table Style Options>Filter Button چک باکس بودن یا نبودن فیلتر در سربرگ را انتخاب می کنیم.
  9. در جداول لازم نیست فرمولی که می نویسیم را برای بقیه سلول ها کپی کنیم بلکه با نوشتن فرمول برای اولین سلول و زدن کلید اینتر بقیه سلول های جدول به صورت خودکار تکمیل خواهند گشت.
  10. ابزاری که در جدول خیلی مورد توجه هست، Structure Reference ها هستند. در زمان فرمول نویسی با انتخاب هر سلول، نام عادی آن در نظر گرفته نمی شود بلکه نامی از ستون آن انتخاب می شود که به این حالت خواهد بود:

=[@عنوان سربرگ ستون]

این موضوع باعث افزایش سرعت در فرمول نویسی خواهد شد. در صورتی که می خواهید از داده های جدول دیگری هم استفاده کنید می توانید فرمول را به این حالت بنویسید:

[عنوان سربرگ ستون] نام جدول=

Structure Reference از طرفی خوانایی برنامه و از سوی دیگر با جابجایی و انتقال سلول ها بازه های مشخص شده تغییر نخواهند کرد.

به طور مثال :

فرمول در کسل

فرمول در کسل

این دو فرمول یک موضوع را بررسی می کنند ولی خوانایی فرمول اولیه به مراتب بهتر از فرمول مربوط به محدوده می باشد.

و آخرین نکته: در حالت عادی اگر شما فرمول مربوط به یک سلول از محدوده ای را تغییر بدهید برای اعمال این تغییر به بقیه سلول های محدوده باید فرمول آن را برای بقیه سلول ها کپی کنید. اما در جدول با تغییر فرمول یک سلول، فرمول بقیه سلول های آن ستون نیز تغییر خواهد کرد و به نوعی آپدیت خواهد گشت.

این فقط ۱۱ نکته از ویژگی های مختلف جدول در نرم افزار اکسل بود. در فایل PDF پیوست علاوه بر بررسی دقیق تر این موارد نکاتی دیگر از قابلیت های Table  را بیان خواهیم نمود.

چرا مهاربند همگرای ویژه

مطمئنا این نکته را تایید می کنید که مهاربندهای همگرا به وفور در سازه های فولادی اجرا می شوند. سوال اینجاست که چرا مهاربندهای همگرای ویژه برای نخستین بار قد علم کردند؟

در این مقاله رایگان که در راستای دوره طراحی مهاربندهای همگرا تولید شد، قصد داریم علت بوجود آمدن اولین مهاربندهای همگرای ویژه را ذکر کرده و مزیت های آن را نسبت به نوع معمولی بیان کنیم. هر چند دید مهندسی شما عزیزان قابل ستایش است.

علت پیدایش مهاربند همگرای ویژه

خسارت شدید مهاربندهای همگرای معمولی در زلزله هایی از قبیل لوما پریتا ۱۹۸۹، نورتریج ۱۹۹۴ و مکزیکو ۱۹۸۵ که ناشی از سختی بالای این نوع مهاربندها و عدم شکل­ پذیری مناسب آن­ها بود منجر به بازبینی در طراحی این سیستم­ ها شد. در نتیجه پس از وقوع این زلزله­ ها مهاربندهای همگرای ویژه معرفی شدند.

هولناک ترین معضل برای اعضای مهاربندی، پدیده کمانش می باشد که برای یک عضو تحت فشار ممکن است اتفاق بیفتد. مهاربند ها بسته به معمولی یا ویژه بودنشان دو نوع رفتار ممکن است داشته باشند. چون از مهاربندهای معمولی انتظار رفتار فرا ارتجاعی محدودی داریم در نتیجه پس از کمانش، این مهاربندها ظرفیت باربری خود را از دست داده و دچار ضعف شدیدی در تحمل نیروی فشاری می شوند؛ در صورتی که مهاربندهای همگرای ویژه در حکم فیوز سازه بوده و بعد از کمانش رفتار غیر ارتجاعی خوبی از خود نشان می دهند. پس از رخداد کمانش با تشکیل مفصل پلاستیک در سه نقطه از مهاربندها، ظرفیت باربری مهاربند حفظ شده و عضو هنوز هم می تواند با شکل پذیری خود در برابر نیروهای زلزله مقاومت کند.

علاوه بر تفاوت رفتاریِ مهاربندهای معمولی و ویژه، اعضای این مهاربندها در طراحی نیز با هم تفاوت دارند:

  • به دلیل تفاوت در نیروی زلزله که به علت وارد کردن ضریب زلزله های متفاوت ایجاد می شود، این مهاربندها شکل پذیری های متفاوتی از خود نشان می دهند؛ به این صورت که مهاربند معمولی دارای ضریب رفتار کمتری(۳/۵) بوده در نتیجه ضریب زلزله و نیروی زلزله بیشتری را در طراحی برای آن متصوریم در صورتی که مهاربند ویژه ضریب رفتار بیشتری(۵/۵) و نیروی زلزله کمتری دارد. پس این کمتر در نظر گرفتن نیروی زلزله برای مهاربند ویژه باعث می شود سبک تر و شکل پذیرتر طراحی شود و رفتار خوبی در زلزله از خود نشان دهد. و این رفتار خوب به واسطه تشکیل مفصل پلاستیک در سه نقطه از طول مهاربند رخ می دهد.
  • تفاوت بعدی اعضای مهاربندی در فشردگی مقاطع آن ها می باشد(جدول۱۰-۴-۳-۱ مبحث دهم مقررات ملی ساختمان)
این عکس نمونه ای از خرابی زلزله لوما پریتا را نشان می دهد

زلزله لوما پریتا

این عکس نمونه ای از خرابی زلزله نورتریج را نشان می دهد

زلزله نورتریج

این عکس نمونه ای از خرابی زلزله مکزیکو را نشان می دهد

زلزله مکزیکو

مکانیزم رفتاری این نوع مهاربندها

طراحی این مهاربندها به گونه­ ای است که در هنگام وقوع زلزله تغییرشکل­ های غیرارتجاعی قابل ملاحظه­ ای در مهاربندهای فشاری و کششی آن­ها به وجود می ­آید؛ به گونه ای که در مهاربندهای کششی، ناحیه شکل ­پذیر در تمام طول عضو به وجود می ­آید. در مهاربندهای تحت فشار نیز، کمانش غیرارتجاعی باعث ایجاد مفصل پلاستیک در دو انتها و همچنین وسط مهاربند می­ شود.

بنابراین این مهاربندها به علت شکل پذیری مناسب خود پس از سیکل های متوالی بارگذاری در عضو کششی به تسلیم و در عضو فشاری به کمانش غیر ارتجاعی می رسند.

کمانش عضو فشاری و تسلیم عضو کششی

اعضای بادبندی

مزیت های  این نوع مهاربند نسبت به مهاربند معمولی

کمانش اعضای بادبندی در مهاربند همگرای معمولی منجر به کاهش باربری و شکل­ پذیری محدود این سیستم می­ شود. در نتیجه این سیستم­ ها ایمنی جانی را آنچنان که باید تامین نمی­ نمایند. درصورتی که برای قاب­ مشابه با مهاربند ویژه، تشکیل مفصل پلاستیک در اثر کمانش و نهایتا وقوع خرابی پس از سیکل­ های بارگذاری بیشتر، تامین ایمنی جانی را به همراه دارد. در واقع استفاده از مهاربند همگرای معمولی در سازه های بلند تر از ۴ طبقه در مناطق با لرزه خیری بالا توصیه نمی شود که این خود محدودیت بزرگی محسوب می شود. مهاربند شکل­ پذیر نه تنها موجب بهبود رفتار لرزه ­ای سازه می­ شود بلکه از لحاظ اقتصادی نیز کاهش در وزن ستون­ ها و مهاربندها منجر به سبک­تر شدن فونداسیون می­ شود.

استفاده از مهاربند همگرای ویژه علاوه بر کاهش برش پایه ساختمان و افزایش شکل پذیری منجر به کاهش سختی سازه به مقدار ناچیزی نسبت به همگرای معمولی می شود.

 

نمونه تصویری از مهاربند هشتی

مهاربند همگرا

به شرط جمع

این پست از سری پست های اکسل برای عمران را با این مثال شروع کنم که قصد دارم بخشی از جدول لیستوفر را تکمیل کنم. جدول اولیه ای که آماده شده است مقدار میلگرد مصرفی را در هر مکان مشخص می کند. حال قصد آن را دارم تا جدولی به صورت خلاصه تهیه کنم که مقدار میلگرد مصرفی را در کل پروژه برایم تعیین نماید.

راه حل ساده و خیلی وقت گیر این هست که یکی یکی این موارد را از داخل جدول پیدا کنیم و جمع بزنیم که کاری غیرحرفه ای خواهد بود. اما راه حلی که طراحان کاتالیزور از آن استفاده می کنند به کارگیری توابع اکسل می باشد.

اکسل

جدول ۲                                                                                                  جدول ۱

ابتدا مسیری که باید با اکسل طی کنیم یا به عنوان دیگر صورت مسئله را بررسی کنیم. قرار است میلگرد های به کار گرفته شده را از جدول اول بر حسب قطر آن جمع زنیم و در جدول ۲ بر حسب وزن آن محاسبه کنیم.

پس باید جمع هایمان بر اساس شرط انجام گیرد. این شرط قطر میلگرد می باشد که بر اساس آن طول های هر نوع میلگرد را جمع می کنیم. اگر پست های قبلی سری اکسل برای عمران را دنبال کرده اید؛ در مورد تابع Sum و تابع شرطی If صحبت هایی کردیم. تابعی که می خواهم معرفی کنم تابع Sumif هست. تابعی که ترکیبی از جمع و شرط می باشد.

مطلوب ما در اینجا جمع طول میلگردها به شرط قطر مشابه می باشد. که این کار به راحتی با تابع Sumif انجام می گیرد.

اجزای تابع

SUMIF(range, criteria, [sum_range])

محدوده چک کردن شرط:

در اولین آرگومان این تابع محدوده ای را مشخص می کتیم تا شرطی که در آرگومان دوم تعریف می کنیم را چک نماید. در مثال فوق ستون B جدول اول می باشد.

شرط:

دومین آرگومان؛ شرط مان هست که قرار است بر اساس آن جمع انجام گیرد؛ که برای راحتی کار برای هر ردیف از جدول دوم سلولی از ستون G مشخص می کنیم.

محدوده جمع کردن:

بعد از اینکه شرط در محدوده تعیین شده مورد بررسی قرار گرفت، جمع مواردی که مورد قبول شرط قرار گرفتند باید انجام گیرد. محدوده ای را تعیین می کنیم تا بر اساس شرط جمع صورت گیرد. در این مثال ذکر شده ستون E از جدول اول می باشد.

این مثالی ساده ولی کاربردی از تابع Sumif بود. به طور مفصل درباره این تابع به همراه چندین مثال جذاب و کاربردی در فصل دوم طراحان کاتالیزور بحث خواهیم نمود.

به نظر شما این تابع در کدام محاسبات دیگر مهندسی ما را به طراحی کاتالیزور تبدیل خواهد نمود؟

تابع Vlookup اکسل

به جرات می توان تابع vlookup در اکسل را یکی از مهم ترین و پرکاربردترین توابع اکسل دانست. این تابع جزو توابع جستجو و مرجع می باشد. وظیفه اصلی این تابع جستجو در بانک های اطلاعاتی مثل فهرست ابنیه بر اساس مقدار ورودی می باشد. البته این تابع علاوه بر جستجو در تکمیل و محاسبات اکسل نیز کمک های زیادی می کند.

در این پست از سری اکسل برای عمران در مورد تابع vlookup صحبت خواهیم نمود که جستجوها در جداول را برایمان انجام دهد.

تابع VLOOKUP یا Vertical LOOKUP عبارتی که توسط کاربر وارد می شود را در اولین ستون محدوده مشخص شده جستجو می کند و پس از پیدا کردن پارامتر مورد نظر، محتوای سلول متناظر (هم ردیف) با سلول پیدا شده در هریک از ستون های مجاور که توسط کاربر مشخص شده را به عنوان خروجی نمایش می دهد.

اجزاء


تابع Vlookup

اجزای این تابع پرکاربرد را در مثالی کاربردی مهندسی بررسی می کنیم.

مثال : متره و برآورد با اکسل


شیت ۱: فهرست ابنیه

اکسل عمران


شیت ۲: جدول ریزمتره

اکسل برای عمران

باید بر اساس شماره فهرست بهاء که در ستون اول شیت ۲ وارد می شود شرح عملیات و واحد عملیات را تکمیل کنیم. راه حل خیلی معمولی این هست که یکی یکی شماره ها را از جدول ابنیه پیدا کنیم و مقدار شرح عملیات آن را کپی و در محاسبات مان از آن استفاده کنیم. که البته خیلی راه سخت و خسته کننده ای خواهد بود.

راه حل حرفه ای تر این هست که از تابع Vlookup استفاده کنیم تا جستجو ها را به صورت خودکار برای ما انجام دهد.

اما اجزای این تابع به شرح زیر هست:

مقدار موردنظر برای جستجو:


این بخش (آرگومان ) توسط کاربر مشخص می شود. مقداری خواهد بود که تابع بر اساس آن جستجو را انجام خواهد داد. در اینجا این مقدار شماره فهرست بهایی می باشد که توسط ما وارد شده است. مقدار این آرگومان می تواند یک عدد، رشته متنی، آدرس سلول و یا تابع دیگری باشد. این مقدار در اولین ستون محدوده ای که برای تابع مشخص خواهیم نمود جستجو می شود که در اینجا ستون “شماره” در فهرست ابنیه خواهد بود. برای اولین مورد A2 خواهد شد (این سلول در شیت ۲ قرار دارد).

محدوده جستجو:


این آرگومان ناحیه ای که قرار است در آن جستجو انجام گیرد را مشخص می کند. این ناحیه باید از ستونی که قرار است در آن مقدار آرگومان اول را پیدا کنیم شروع و تا ستونی که در آن خروجی مان قرار دارد ادامه پیدا خواهد کرد.

برای مثال مطرح شده محدوده جستجو ما به صورت Sheet1!A:C می باشد. در شیت ۱ مقدار مورد نظرمان در ستون A  جستجو می شود و براساس آرگومان بعدی که معرفی خواهیم نمود مقادیر متناظر از ستون های B و C انتخاب می شوند.

شماره ستون:


بعد از اینکه مقدار مورد نظر برای جستجو در محدوده ای که مشخص کردیم پیدا شد، شماره ستون که یک عدد می باشد، ستون متناظری که خروجی باید از آن انتخاب شود را مشخص می کند. این مقدار نمی تواند عددی کمتر از یک باشد.

در اینجا تابع مقدار سلول A2 را در ستون A جدول ابنیه پیدا کرده است حالا برای اینکه مقدار “شرح عملیات” به صورت خروجی نمایش داده شود باید عدد ۲ و برای اینکه ” واحد ” نیز به صورت خودکار تکمیل گردد از عدد ۳ در پارامتر سوم استفاده می کنیم.

جستجوی تقریبی یا دقیق [اختیاری] :


مقدار این پارامتر True یا false می تواند باشد. اگر مقدار این پارامتر را True  یا عدد ۱ یا هیچ موردی درنظر نگیریم در صورتی که مقدار ورودی یافت نشود بزرگترین مقدار کوچکتر از مقدار مورد نظر برای جستجو به صورت خروجی نشان داده خواهد شد. در این حالت باید حتما مقادیر ستونی که قرار است در آن جستجو انجام گیرد به صورت صعودی مرتب شود.

در صورتی هم که این مقدار False  یا عدد صفر باشد خروجی دقیقی خواهیم داشت و حتی اگر مقادیر ستون جستجو مرتب هم نباشند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. اگر در ستون مورد نظر برای جستجو مقدار یافت نشد خروجی به صورت خطا نشان داده خواهد شد. در صورتی که چندین جواب برای جستجو وجود داشته باشد اولین موردی که توسط تابع تشخیص داده شود به صورت خروجی نشان داده خواهد شد.

در این مثال چون مقدار دقیقی لازم داریم پس از False استفاده می کنیم.

براساس آنچه بیان شد فرمولی که برای شرح عملیات در سلول B2 شیت ۲ باید بنویسیم به شکل زیر خواهد شد:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;2;0)

برای واحد عملیات هم در سلول C2 به صورت زیر خواهد بود:

=Vlookup(A2;Sheet1!A:C;3;0)

فرمول این دو سلول را برای بقیه سلول های ستون هایشان کپی می کنیم. حالا اگر مقدار شماره فهرست بها تغییر کند مقادیر این دو سلول نیز تغییر می کند.

برای اینکه سلول های دیگر هم به صورت هوشمندانه تکمیل کنید حتما ویدئوی آموزشی رایگان تابع If را هم مشاهده کنید.

اگر در مورد کاربردهای این تابع بیشتر می خواهید بدانید در فیلم آموزشی متره با اکسل به طور مفصل این تابع را در یک مثال متره و برآورد بیان نموده ام.

رازهایی در مورد اثر پی – دلتا که اغلب طراحان نمی دانند! – بخش دوم

در مقاله قبلی در مورد نحوه اعمال اثر p – delta مطابق با پیوست سوم استاندارد ۲۸۰۰  توضیح دادیم. روشی که استاندارد ۲۸۰۰ در این خصوص ارائه می کند یک روش تقریبی بوده اما روشی که نرم افزارهای آنالیز و طراحی مثل sap و etabs از آن استفاده می کنند یک روش دقیق می باشد. در واقع این نرم افزارها یک ماتریس سختی کاهش یافته تشکیل داده و اثر پی – دلتا را در تحلیل منظور می کنند.

اما سوال مهمی که در این جا میخواهیم صریحا به آن پاسخ دهیم، تعیین ترکیبات بار پی – دلتا در برنامه etabs است. برای یک ساختمان بتنی مطابق با ترکیب بارهای حدی نهایی مبحث ششم چه ترکیب باری را به عنوان ترکیب بار پی دلتا در برنامه Etabs وارد کنیم؟؟

به ترکیب بارهای حالات حدی نهایی در طراحی ساختمان های بتن آرمه توجه کنید:

۱- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۲- (D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R) + 1.2 (W or 0.7E

۳- (۰٫۸۵D + 1.2 (W or 0.7E

۴- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۵- (۰٫۸۵D + 1.5 (H or 0.84F

۶- D + 1.2L + 1.2 (Lr or S) + T

۷- ۱٫۲۵D + 1.5T

فرض کنید ساختمان ما یک ساختمان متعارف و متداول بوده و بارهایی از قبیل بار خود کرنشی (T)، بار ناشی از فشار جانبی خاک، فشار آب زیرزمینی و یا فشار مواد انباشته شده (H) و بار ناشی از فشار سیال (F) نداشته باشیم. اگر بیشتر دقت کنید می بینید که ترکیب بارهای شماره ۴،۵،۶،۷ از روی ترکیب بارهای ۱،۲،۳ ساخته شده و کنترل کننده طرح نیستند بنابراین آن ها را کنار می گذاریم.

همچنین ترکیب بار شماره ۳ نیز علاوه بر اینکه اثر بار زنده را درنظر نگرفته، بار مرده را نیز کاهش داده است. این در حالی است که در پی – دلتا این بارهای ثقلی هستند که تعیین کننده بوده و باعث افزایش لنگر می شوند. بنابراین این ترکیب بار نیز به درد ما نمی خورد. پس تنها دو ترکیب بار باقی ماند! حال کدام یک را به عنوان ترکیب بار پی – دلتا در برنامه ایتبس وارد کنیم؟ ۱ یا ۲؟

۱- (۱٫۲۵D + 1.5L + 1.5 (Lr or S or R

۲- (D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R) + 1.2 (W or 0.7E

تغییر مکان جانبی در ایتبس

اعمال پی دلتا در ایتبس

همانطور که گفتیم این بارهای قائم هستند که باعث تشدید و افزایش لنگر شده و اثر پی-دلتا را به وجود می آورند. پس تنها کافی است قسمت بارهای ثقلی ترکیب بار را به عنوان ترکیب بار پی- دلتا به etabs معرفی کنیم.

آخر چی شد؟! ۱ یا ۲؟

برخی از مهندسین بر این باورند که چون ترکیب بار شماره ۱ بارهای ثقلی بحرانی تری را ایجاد می کند پس بایستی این ترکیب بار را انتخاب کنیم. اما بایستی به این نکته نیز توجه کرد که این بار جانبی (زلزله) است که باعث تغییر مکان جانبی اولیه شده پس نمی توان ترکیب باری را لحاظ کرد که اثر بارجانبی را در نظر نمی گیرد.

پس با تمام احترامی که برای نظر دوستان قائلیم باید بگوییم که ترکیب بار شماره ۲ را به عنوان ترکیب بار پی – دلتا انتخاب کرده و ترکیب بار شماره ۱ محافظه کارانه است. پس قسمت بارهای ثقلی ترکیب بار شماره ۲ را به ایتبس به عنوان ترکیب بار پی-دلتا معرفی می کنیم:

(D + 1.2L + 1.2 (Lr or S or R

اگر حال خواندن ندارید این ویدئو را مشاهده کنید!

با همین منطق می توان ترکیب بار پی – دلتا را برای ساختمان های فولادی نیز تعیین کرد.

۱٫۲D + L + 0.2S

در این ویدئو نیز به طور کامل به این مورد پرداخته ایم.

منطق در حد آدمیزاد

اگر تا به حال نگاهی به آیین نامه ها و نشریات مهندسی انداخته باشید، روند محاسبه به صورت مرحله به مرحله و با در نظر گرفتن شرط ها و کنترل های مربوطه می باشد. از آنجایی که بعضی از قسمت های طراحی سازه مثل طراحی اتصالات توسط نرم افزار های مطرح انجام نمی شود و نیازمند طراحی دستی یا استفاده از نرم افزار های جانبی می باشد، برای افزایش سرعت و دقت در محاسبات دستی به معرفی یکی از توابع پرکاربرد اکسل می پردازیم که بررسی شرط ها و کنترل ها را آسان خواهد نمود.

تابع if جزو توابع منطقی نرم افزار اکسل می باشد. این تابع از ساختار زیر تشکیل شده است:

تابع if در اکسل

تابع if

شرط: اولین پارامتر تابع if شرطی می باشد که توسط نرم افزار اکسل بررسی می گردد و خروجی آن درست بودن یا نادرست بودن شرط می باشد. مقدار این پارامتر می تواند یک عدد یا یک سلول و یا یک عبارت منطقی باشد.

مقدار در صورت برقرار بودن شرط: در صورتی که خروجی شرط تعیین گشته در پارامتر اول True باشد، این مقدار به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقدار این قسمت هر چیزی می تواند باشد، حتی می توانیم دوباره از یک تابع استفاده نماییم.

مقدار در صورت برقرار نبودن شرط[اختیاری] : در صورتی هم که خروجی شرط مشخص شده در پارامتر اول تابع false باشد، مقدار قسمت سوم تابع به عنوان خروجی نمایش داده خواهد شد. مقادیر مجاز برای این قسمت هم همانند پارامتر قبلی همه چیز می تواند باشد.

برای درک بهتر از این تابع و طریقه استفاده از آن کلیپ زیر را مهیا نموده ایم که در آن، این تابع را طی دو مثال عمرانی بررسی کرده ایم.

اگر به دنبال یادگیری بیشتر هستید توصیه می کنیم  فصل اول طراحان کاتالیزور که در آن به طور مفصل اجزای این تابع را تشریح کرده ایم و با مثال های متنوع کاربردهای آن را در زمینه مهندسی عمران در حالت های مختلف بیان نموده ایم را مشاهده نمایید.